|
خورجین بنجاره: قروت | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بنجاره والا (دوره گرد) با خورجين کلان و نواختن غرغرانک (فرفره) درحاليکه به طرف کودکان در حرکت است با ترنم می خواند: هله هله بگيرين سودا، چيز های اعلی – موترک، اسپک- گوشواره و چسپک همه کودکان مشتاقانه به استقبال بنجاره والای شان می شتابند و با شور و شعف از آمدن او اظهار شادمانی کرده سلامش می دهند. اما جمعه گل در حالی بر فهيمه می خندد که او تمام روی و دهنش را سفيد کرده است. بنجاره خورجين وزمينش را بر زمين می نهد و خود هم کنار آن جا می گيرد. درهمين حال او هم متوجه سر و روی قروت پر فهيمه می شود. فهيمه در حاليکه به بنجاره قروت تعارف می کند می گويد که مادرش قروت می ساييد، اوهم نه تنها تنتلهای قروت (ريزه های قروت) را جمع کرده بلکه در ختم کار تغاره قروت را هم ليسيده است.
فهيمه از مزه قروت می گويد که حتی هنگام ساختن قروت می خواهد قبل از سخت شدن، بخوردش. بنجاره والا برای برهم زدن مناقشه هردو طفل، تعجب آميز از فهيمه در مورد ساختن قروت می پرسد که آيا او ساختن قروت را بلد است؟ فهيمه با تائيد می گويد: بله! مادرم قروت را از چکه می سازد. اول در چکه نمک می زند تا خراب نشود و بعد از آن کلوله های ساخته در آفتاب برای خشک شدن می گذارد و برای اينکه از گرد و غبار در امان باشد روی آن همه کلوله های قروت يک تکه گک پاک ململ را هم هموار می کند. روز های پيهم می گذرد تا اينکه قروت ها خوب خشک شوند. درهمين حال جمعه می پرسد: "مگر چرا قروت ها بايد خوب خشک شود"؟ بنجاره والا می گويد برای اينکه اگر خوب مراقبت و مواظبت صورت نگيرد و کلوله های قروت خوب خشک نشوند، قروت ها را پوپنک می زند و ديگر قابل استفاده نمی باشند. فهيمه توضيحاتش را از سر گرفته و در ادامه می گويد بعد از خشک شدن قروت ها، آنها را در يک خريطه يا بوجی انداخته و نگهداری می کنيم. بعد هروقتی که ضرورت شد دوباره کار می گيريم. بنجاره در برابر پرسش بعدی جمعه گل درمورد اينکه چرا قروت ها در بوجی نگهداری می شود، می گويد: "معمولا قروتهای تازه را به منظوری در بوجی جا به جا و نگهداری می کنند تا جا هايشان آزاد باشد و خوب هوای تازه داخل بوجی شده بتواند. چون اين کار از پوپنک زدن و خراب شدن قروتهای تازه تا حد زيادی جلو گيری کرده می تواند".
جمعه گل می گويد: "وقتی چکه باشد چرا با اين همه جنجال قروت ساخته می شود که باز دوباره آنرا به شکل چکه در می آورند"؟ بنجاره والا با کار برد تکيه کلامش می گويد: "خوبرده ره (را) او (آب) برده! برای اينکه قروت مزه خاص خودش را دارد و برای مدت بيشتر نگهداری شده می تواند". بازهم جمعه با بهانه گيری هايش می گويد اما خوردن قروت چه فايده دارد؟ بنجاره والا می گويد که قروت کلسيم دارد و کلسيم ضرورت وجود همه ما بخصوص همه کودکان است. گويی جمعه، فهيمه و بقيه کودکان از گفته های بنجاره والا چيزی نفهميدند. سرانجام فهيمه می پرسد مگر اين کلسيم چيس دگه؟ بنجاره والا به کودکان تفهيم می کند همينقدر بدانند که خوردن قروت و تاثير کلسيم در محکم ساختن بيره ها، دندان ها، ناخن ها و همه استتخوان های کودکان خيلی موثر و مهم است. کودکان از شنيدن اين گفته بنجاره خيلی های بهت زده می شوند و جمعه می گويد که او بايد منبعد قروت بخورد. فهيمه می گويد: "بله! قروت از شير حيواناتی مانند گاو، بز و شتر ساخته می شود". بنجاره حرفهای فهيمه را در مورد تائيد کرده می گويد: "اينرا هم بدانيد که مردم قروت را هم از چکه ماستی می سازند و هم از چکه دوغی". جمعه گل تعجب کنان از بنجاره والا در مورد فرق و طعم و تفکيک نوعيت قروتيکه از چکه های ماستی و چکه دوغی ساخته می شود، می پرسد.
اما قروتی که از چکه دوغ ساخته می شود سخت تر است، رنگ سفيد دارد و روغن يا چربی اش به مراتب کمتر از قروت ماستی است به سبب اينکه چربی يا مسکه آن کشيده می شود. جمعه گل، فهيمه وبقيه کودکان از معلوماتيکه در مورد قروت دريافتند خيلی ها برايشان جالب بود، سپس بنجاره والا با اهدای قروتيکه از دوغ ساخته شده از کودکان می خواهد تا طعم، رنگ و کيفيت آنرا خود مشاهده کرده در مورد با هم حرف بزنند و خود به کوچه ديگر می رود جايکه اکثريت کودکان ديگر چشم براه او هستند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||