|
یک قصر و هزاردریچه: هریرود | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
روزهای خوشگوار بهار است. هر طرف رنگ از نشاط و طراوت و شادابی از طبيعت به چشم می خورد و بوی از عطر گل و درخت و سبزه، مشام جان را تازگی می بخشد. با استفاده از اين موقع پادشاه قصر ميل سير و تفريح دارد و لالو ماما موظف شده تا جای مناسب برای هوا خوری درنظر گيرد. لالو ماما با کشتيبان قصر از رود قصر می گذرند. جاييکه کوه های بزرگ و پهن رود را احاطه کرده، آب فراوانيکه با جوش و خروش و مستی در حرکت است و صدای ريزشش آهنگ دليشينی دارد. بعد از گشت و گذار زياد سرانجام آنها همانجا را برای ميله پادشاه انتخاب می کنند. درهمين حال چشم لالو در کناره های دور دست قصر به پسری می خورد که پيوسته دستانش را به طرف او تکان می دهد. لالو ماما و کشتيبان به طرف پسر می رانند اما وقتی لالو به آنجا می رسد، در می يابد که مهمانانش منتظر او مانده اند. راحله و نصير با ديدن لالو ماما خيلی خوشحال می شوند. راحله پس از سلام عليکی از نصير به لالو شکايت می کند که نصير می خواهد، هرگونه و به هر قيمتی که شود بايد از همين رود گذشته به قصر بروند. نصير خنديده می گويد چند بار گذشته آنها از راه های جنگل، کوه و تپه قصر، به قصر رفته بودند، اگر اينبار از راه دريا (رود) بروند و در مورد آن هم بدانند چه اشکالی دارد؟
همين که لالو با مهمانانش به قصر می رسد مطابق وعده که کرده بود برای آنها دريچه در رابطه با رود هريرود می گشايد. دريچه لالو و مهمانان از دريچه ملالی و شازيه را می نگرند که در لبه رود کنار هم جا گرفته اند و ضمن اينکه مصروف پر نمودن کوزه هايشان اند در مورد رود هريرود و اينکه سرانجام آب آين رود به کجا می ريزد؟ از هم می پرسند. چون شازيه تازه از مهاجرت به هرات آمده و ملالی هم که نابلد است و خانه شازيه شان به مهمانی آمده. هردو در مورد رود هريرود چيزی نمی داند، لذا مصلحت بران می بينند تا از حکيم بابا در رابطه جويای معلومات شوند. ملالی در مورد حکيم بابا می پرسد، شازيه توضيح می دهد: "هرگه در رودفت هر مسله با مشکل بر بخورند، حکيم بابا يگانه کسی است که در مورد برای شان معلومات می دهد". سرانجام هردو روانه باغچه حکيم بابا می شوند. می پرسد و او در رابطه می گويد: "رود خيلی بزرگ است، مردم از آب اين رود برای شستن ظروف و لباسهايشان کار می گيرند و گذشته از آن برای آب آشاميدنی هم استفاده می کنند". درمورد اينکه رود هريرود در کجای هرات موقعيت دارد و بستر اين رود تا کجا ادامه می يابد بازهم شازيه در مورد می پرسد.
ملالی می گويد: "از سير طولانی اين رود معلوم می شود بسيار طويل و وسيع است". حکيم بابا ضمن تائيد می گويد : "البته که چنين است. طول رود هريرود قريب به ۸۵۰ کيلو متر می رسد. درست همانند پيمودن مسافه از هرات تا سالنگ". شازيه در مورد فوايد رود هريرود از حکيم بابا می پرسد. حکيم بابا می گويد اين رود از فوايد زيادی برخوردار است. به گونه مثال در ابياری زمين های زراعتی البته طرف شرق هرات برای زارعين سهولت بيشتری بوجود آورده است که علاوه از فايده زراعتی، فايده اقتصادی و سياسی هم دارد. ملالی درمورد اينکه فايده سياسی از حکيم بابا می پرسد. حکيم بابا به ادامه گفته هايش درمورد رود می گويد: "فايده سياسی آن اينکه رود هريرود توانسته از شمال اسلام قلعه الی دهنه ذوالفقار سرحدات سياسی را ميان افغانستان و ايران تعين کند". در برابر پرسش بعدی ملالی که سرانجام آب رود هريرود به کجا می انجامد حکيم بابا می گويد: "بالاخره آب رود هريرود در ريگستانهای ترکمنستان جذب می شود". با ختم اين گفته دريچه هم بسته می شود. راحله و نصير تعجب آميز معلومات حکيم بابا را به اتفاق لالو ماما به تکرار می گيرند و درمورد به بحث می پردازند. در همين موقع راحله متوجه می شود که لالو با عجله يکی از دريچه های جالب ديگر را برای مهمانش باز کند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||