شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
زنان افغانستان و توافق صلح آمریکا و طالبان؛ من پرده نشین نیستم
با امضای توافق صلح میان آمریکا و طالبان که در نهایت منجر به خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و شامل شدن طالبان در قدرت خواهد شد، زنان افغان در کنار خوشبینی نسبی به برقراری صلح در این کشور، بیم از دست دادن آزادیهای فردی و دستاوردهای ۱۸ سالهشان را دارند. در این مطلب چند زن افغان از امیدها و بیمهایشان در پیوند با توافق صلح با طالبان نوشتهاند.
عایشه خرم، نماینده جوانان افغانستان در سازمان ملل
عایشه خرم ۲۰ سال دارد. او در سال ۲۰۱۹ به عنوان نماینده جوانان افغانستان در سازمان ملل انتخاب شد. عایشه دانشجوی سال سوم دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل است.
تحولات اخیر در پروسه صلح، افغانستان را در یک آزمون واقعی و خیلی حیاتی قرار داده است. با آغاز هفته کاهش خشونتها، خوشیها و خوشبینیها برای برقراری صلح پایدار در سراسر افغانستان برجسته گردید اما از امضای موافقتنامه صلح میان آمریکا و طالبان دیری نگذشت که خشونت نقاب جدیدی بر چهره خود زد و امیدی نوپا را دوباره از پا درآورد.
نگرانیهای متفاوتی وجود دارد. همچون گنگ بودن و قابل تشویش بودن برخی از مواد متن قرارداد صلح آمریکا و طالبان، سری بودن ضمیمههای این قرارداد، امکان به تاخیر افتیدن مذاکرات بینالافغانی به دلیل شرط رهایی ۶۰۰۰ زندانی، افزایش تنشها و بحرانهای سیاسی که ممکن مانع شکلدهی لیست واحد برای هیئت مذاکرهکننده شود و سرنوشت نامعلوم مذاکرات بینالافغانی.
هنوز هم مسیر طولانی در پیش است و تنها مذاکرات بینالافغانی میتوانند ضامن تحقق رویای صلح در افغانستان باشد.
چگونگی شکل نظام سیاسی آینده، حقوق زنان، دستاوردهای نسل جوان و تعهد طرفهای مذاکره کننده به خصوص طالبان برای پیاده کردن وعدههای انجام شده در جریان مذاکرات، موضوعاتی هستند که برای تمام افغانها حیاتی بوده اما قضاوت پیش از وقت در این موارد ناممکن جلوه مینماید.
اما این را مطمین هستم که امروز بسیاری از جوانان افغان با وجود ترس و نگرانیهای فراوان به مذاکرات بینالافغانی امید بستهاند و هنوز قلبهایشان با آرامش نسبی که در جریان هفته کاهش خشونتها تجربه کردهاند گرم است.
هنوز ممکن است جنگ پایان یابد، هنوز ممکن است آینده به کام ما باشد و به مرام ما بچرخد و دیگر هیچ خانواده داغ دیده عزیزان خود نشود، در صورتی که با اتحاد و قوت وارد این مرحله تاریخی و سرنوشتساز کشور خود شویم.
ما منحیث نسل جنگ که امیدوار و مصمم به آینده روشن افغانستان هستیم از طرفهای مذاکره کننده و رهبران افغان توقع داریم تا حقوق و آینده این نسل جوان را پاسداری نموده و از هر فرصت موجود استفاده نمایند تا این پروسه را به ثمر برسانند، در غیر آن نزد همه ملت، نسل آینده و تاریخ این کشور جوابگو خواهند بود.
نسل ما به عقب بر نمیگردد!
لیلا نورانی، خبرنگار ۲۴ ساله افغان، مقیم کابل
هر چند نسبت به توافقات صلح خوشبینیهایی وجود دارد، اما همزمان با آن نگرانیهای نیز وجود دارد. زنان افغان از اینکه در این توافقات در حاشیه قرار گرفتهاند نگراناند که با پیوستن طالبان به بدنه حکومت دوباره نظام طالبانی حکمفرما شود و زنان اجازه کار و فعالیت به بیرون از خانه را نداشته باشند.
به عنوان یک زن خبرنگار نگرانی من نیز این است که با آمدن گروه طالبان و شامل شدن آنان به بدنه حکومت نتوانم به کارهای رسانهای خود ادامه بدهم، چون اگر هنوز هم گروه طالبان با همان فکر دهه ۷۰ هجری شمسی شامل روند صلح شوند به یقین گفته میتوانم که با فعالیتهای زنان به بیرون از منزل مخالفت نشان خواهند داد به ویژه اینکه آنان مخالفت شدید با فعالیتهای رسانهای زنان دارند.
تاکنون نیز که دو طرف به توافق نهایی نزدیک شدهاند، سرنوشت زنان شاغل پس از این توافقات در هالهای از ابهام قرار دارد. حکومت افغانستان، جامعه جهانی و کشورهای ذیدخل در این روند، باید توجه بیشتر به سهم زنان داشته باشند و اجازه ندهند تا طالبان دوباره آزادیهای زنان شاغل را سلب کنند.
در کنار نگرانیهای مطرح شده امیدواری ما بر این است که توافق صلح به وجه احسن انجام شود و گروه طالبان در قبال تعهدات خود پابند بمانند تا زنان بتوانند پس از توافق نیز به فعالیت مدنی و اداری در بیرون از منزل ادامه دهند.
اگر به نقش زنان توجه شود و طالبان نیز به رعایت حقوق آنان پس از توافق متعهد بمانند، زنان میتوانند فعالیتهایشان را گسترش داده و صدای عدالتخواهی زنان روستایی شوند. زنانی که سالهاست به دلیل جو حاکم صدایشان را به گوش متصدیان حکومتی نمیتوانند برسانند.
مینا رضایی، تجارت پیشه
آنچه امروز زنان در افغانستان بدست آوردهاند، محصول هجده سال پیکار و مبارزه است. زن در دوران طالبان در حصار چهار دیواری خانه زندان بود، حق تحصیل و کار نداشت و محکوم به کشیدن سرنوشت نکبتبار بود. سالها طول کشید تا زنان خانهنشین دوران طالب، دوباره قد راست کنند، وارد اجتماع شوند و به خود باور کنند، درس بخوانند، کار کنند، حقوق داشته باشند.
وضعیت زن در افغانستان هنوز مطلوب نیست. خلاهای زیادی وجود دارد. هجده سال مبارزه، زنان را به جایگاهی رسانده تا بتوانند از ابتداییترین حقوقشان برخوردار باشند. زنان هنوز هم راه درازی را پیشرو دارند تا به برابری اجتماعی برسند.
گفتوگوهای صلح آمریکا و طالبان و سناریوی بازگشت طالبان به قدرت کار را برای زنان دشوارتر میکند. از قراین پیداست که طالبان دوباره برمیگردند و شریک قدرت میشوند. بازگشت طالبان اما پیامدهای زیادی بر زندگی زنان خواهد داشت. زندگی زنان در سایه نگاه طالبانی بدترین سناریوی ممکن است. این سناریو روزهای سختی پیش روی زنان قرار میدهد. اگر ساده ببینیم و فکر کنیم که طالبان فقط یک گروه جنگی هستند و قرار است سلاحشان را پایین بگذارند و با ما صلح کنند سخت در اشتباه هستیم.
طالب یک ایدیولوژی و باور است. ٱنها زن ستیزند، مخالف برابری و ازادی زن هستند. همه کم و بیش روزهای سیاه حاکمیت طالبان را به یاد داریم. صدای شلاق طالبان هنوز هم در گوش تاریخ ما طنین انداز است. محکمههای صحرایی طالبان هنوز پیش چشم ماست.
من و هزاران زن کارآفرین دیگر نگران آینده هستیم. آنچه را امروز به دست آوردهایم، حاصل سالها تلاش و مبارزه است. من نمیدانم که طالبان با واقعیت امروز افغانستان چگونه برخورد میکنند هرچند برخی بر این باورند که طالب امروز، طالب دیروز نیست اما من در جایگاه یک زن کارآفرین با این نگاه که طالبان تغییر کردهاند به دیده شک مینگرم. رفتار، ادبیات و نگاه رهبران طالبان نشان میدهد که آنها تغییر نکردهاند آنها هنوز هم از حضور زن در اجتماع در هراساند. آنها با زنان میانه خوب ندارند و حیثیت برابر برای زنان قائل نیستند.
من نگرانم از اینکه ما زنان دیگر اجازه کار نداشته باشیم. دیگر به آسانی سفر نتوانیم. من نگرانم که روزی بیایند و در کافهام را ببندند و بگویند دیگر اجازه ندارم کار کنم.
زنان زیادی هستند که سرپرست و نان آور خانوادههایشان هستند و من نگران حق کار آنها هستم.
کامله سحر، فعال حقوق زن و خبرنگار، ولایت تخار
گاهی صلح و امید برای آینده درخشان با صلح، چیزی بیش از یک خیال نیست.
از بدو تولد به عنوان یک زن همیشه ترس داشتم. ترس بیرون رفتن از خانه و اذیت شدن از سوی مردها یا هم ترس از جنگهای داخلی افغانستان. ما با ترس، عقدهای بزرگ شدیم. از وقتی خود را شناختهام، صلح شعار ما بوده. مثل دختری که پدرش را از دست داده و او را تسلی میدهند که یک روز پدرت میاد. هیچ نیست که پدر من و این صلح بیاید.
صلح نمیآید میدانم. اما آنهایی که صلح را از ما گرفتهاند به زودی میآیند (طالبان).
در۱۵ سال اخیر، در بدترین شرایط تحصیل کردم، فعالیت رسانهای و برای زنان خاموش بلندگو شدم. کاش نادیده گرفته نشویم و طالب نیاید.
مطمینم با آمدن طالبان به ۱۵ سال قبل برمیگردیم و قربانیهایی که دادیم حیف میشوند. مجبوریم خانه نشین شویم.
آزیتا جوادی، شاعر و مدافع حقوق زنان، از ولایت بلخ
چند روز پیش، در کافهای همراه با یکی از استادان دانشگاهام نشسته بودم، بعد از مدتی این فرصت مهیا شده بود تا در مورد بعضی از مسایل و برنامهها با هم حرف بزنیم.
ناگهان در فکر فرو رفتم و خیلی سریع یک دنیا تصاویر از پیش چشمم گذشت، فکر کردم اگر طالبان بیایند، آیا شبیه مادرم، باید برقع بپوشم؟ آیا حداقل میتوانم به همین راحتی کافه بیایم؟ آیا میتوانم سرکارم بروم؟
صدای قلبم را که خیلی سریع میزد، میشنیدم. اگر چه استاد برایم دلداری میداد که هیچ چیز به عقب بر نمیگردد، اما من شدیدا از جامعهام میترسم، از مردمی که بی نهایت انعطاف پذیرند، از همه این ساده گرفتنها... همه این افکار روی قلبم بار سنگین شد و سکوت کردم.
شرایط طوری پیش آمده که من حتا از خودم میترسم. میترسم کنار نیایم، میترسم شبیه هزاران زن دیگر شوم که فکر میکنند سکوت زن را محافظت میکند. وقتی من از خودم میترسم با وجود اراده مستحکمی که دارم، آیا این پروسه صلح میتواند ترسناک نباشد؟ آیا ممکن است ما از طالب نترسیم؟
یادم میآید کوچک که بودم، مردان با چشمهای سیاه سرمه کرده، با لنگیهای سفید رنگ، مرا از بازیهای کودکانه ام، از آب بازی در نهری در نزدیک خانهام باز میداشتند.
ما دیگر قبول کرده نمیتوانیم که دوباره به ظلمت و بدبختی دچار شویم.
من به عنوان یک دختر افغان که چند سال است کار میکنم، زحمت میکشم و مبارزه میکنم، از جامعه جهانی جدا خواهانم که در گفتگوهای بینالافغانی روی ارزشها و آزادیهای زنان داشته توجه جدی داشته باشند و زنان هم باید در این گفتمانها حضور داشته باشند. این حضور باید خیلی برجسته باشد.
میترا مهران - فعال حقوق زنان در کابل
ایالات متحده امریکا به منظور بایان بخشیدن به طولانی ترین جنگ امریکا در افغانستان، توافق نامه ی را با گروه طالبان به امضا رسانید که با درنظرداشت تجربههای تلخ طالبان، نگرانی های را درمیان ما زنان برانگیخته است.
ابراز این نگرانی ها، قطعاً بهمفهوم مخالفت با صلح نیست. اعتراض بر سر چگونگی این مذاکرات و فرایند انجام آن است. با توجه به سهم بارز زنان در جامعه، ایجاب میکند تا ابتدا، از نقش بر رنگ زنان در ترکیبِ هیئت مذاکره کننده اطمینان حاصل کرد و یقین نمود که هیأت مذاکرهکننده؛ دفاع از حقوق زنان را از اولیتهای این مذاکره میداند. دوم، سهم زنان در هیأت مذاکره نباید محدود به بحث روی حقوق زنان باشد. ساختار نظام و ابعاد اقتصادی و فرهنگی آن و چگونگی ادغام طالبان در این ساختارها از مواردی اند که می طلبد تا دیدگاه و نظریات زنان را درنظر گرفت.
ما تا اینجای کار متحدانه در جهت دفاع از ارزشهای مان گام برداشته ایم و فارغ از علایق قومی، مذهبی و سیاسی در جهت ایستادگی برای حقوق زنان صدا بلند کرده ایم. همبستگی زنان در مسکو و دوحه نمونه این هم صداییست. علاوه بر این، نیاز است تا در این موقع حساس، به زنان در دوردستترین نقطه بدخشان، قندهار، بامیان و یا فراه اطمینان بخشید که نمایندهگان آنان در میز مذاکره صدای آنان خواهند بود و فریادگر حقوق آنان. این امر میتواند تعهد زنان در گوشههای مختلف افغانستان را تقویت نماید تا با اطمینان و آسودگی تمام، به مبارزه خویش در جهت اعمالِ هدفمندانه ارزشهای مورد نظر ادامه دهند.
ما بهعنوان مالکان این سرزمین و سهمداران آن، در ایجاد و حفظ دستاوردهای ۱۹ سال اخیر نقش برازنده داشته ایم. شانه ما زنان بهعنوان محکم ترین اتکای تقویت جامعه مدنی، کثرتگرایی، آزادی و سایر ارزش های دموکراسی بوده است که می بایست برای پایداری آنان ایستادگی نمود.
سمیه ریاضی، پزشک زنان و زایمان
برای من صلح وقتی است که پسر ۷ سالهام از انفجار و انتحار هیچ تصوری نداشته باشد، نه اینکه در بازیهای کودکانهاش خبر انفجاری جدید را برای همبازیاش مخابره کند. وقتی صلح باشد در جواب پرسش دختر سه سالهام که میپرسد مادر چه کسی دارد تفنگ بازی میکند؟ در حالیکه صدای تیراندازی را میشنوم سکوتی تلخ نخواهم کرد.
وقتی صلح را باور خواهم کرد که جادههای وطنم را بدون اضطراب و ترس قدم بزنم و وطنی را که به شوقش از محل تولدم بار سفر بستم، با تمام طبیعت بکرش در آغوش بکشم.
ما صلح میخواهیم اما صلحی که در آن هنوز هم حس مفید بودن را داشته باشم. استقلال و شجاعتی که به عنوان یک زن در این سالها بدست آوردم را همچنان داشته باشم. هویتی که حتی بدون حضور پدر، برادر و همسر به رسمیت شناخته شود. صلحی که در آن به توانمندیهای زنان بدون برقع باور و فرصت شکوفایی برایشان فراهم شود. بدون در نظر گرفتن جنسیت، قومیت و زبان ...
هنوز هم امیدوارم به فردایی روشن در پرتو صلح که در آن بدون ترس انتحار و انفجار فرزندانم را به مکتب بفرستم و با شنیدن هر آژیر موتر پلیس یا آمبولانس تنم نلرزد.