شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
'حمله انتحاری پسر رهبر طالبان'؛ اعتمادسازی داخلی یا شیپور جنگ؟
- نویسنده, هارون نجفیزاده
- شغل, بیبیسی فارسی
یک عضو شورای رهبری طالبان در کویته و ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان به بیبیسی تایید کردهاند که پسر جوان ملاهبتالله آخندزاده، رهبر گروه طالبان در جریان درگیریهای تازه هلمند با نیروهای افغان، دست به حمله انتحاری زده و جان داده است.
هرچند دولت افغانستان این خبر را تأیید نکرده و گفته است در مورد چند و چون آن بررسی میکند، پرسش بنیادی که پیش آمده این است که چرا طالبان با تمام افراد انتحاری که در اختیار دارند، ناچار شدهاند از پسر رهبر خود در جنگ با نیروهای افغان به عنوان عامل بمبگذاری انتحاری کار گیرند؟
طالبان میگویند عبدالرحمان خالد، پسر ۲۲ ساله و میانه ملا هبتالله آخندزاده، دستکم سه سال در مراکز آموزش حملات انتحاری شورشیان در محلات سری آماده شده و برای اجرای حمله منتظر نوبتش بود.
او یکی از سه مهاجم انتحاری بود که در جنگ گرشک سوار بر یک موتر زرهی هاموی گرفته شده از نیروهای افغان، ماشین را به پاسگاه نیروهای امنیتی کوبید. در این درگیری که ترکیبی از حملات سه مهاجم انتحاری و دهها نیروی تهاجمی طالبان بود، بیش از ۱۳۰ جنگجوی طالبان کشته شدند، اما کنترل دو پایگاه نظامی و نزدیک به بیست پاسگاه در ولسوالی گرشک به دست طالبان افتاد.
روشن نیست که ملا هبت الله آخندزاده چگونه حاضر شده است اجازه دهد یکی از سه پسرش دست به این حمله انتحاری بزند، اما جایگاه او که پارسال و در پی کشته شدن ملا اختر محمد منصور، رهبری طالبان را به دست گرفت هرگز میان جنگجویانش محکم و ثابت نبوده است.
در واقع ملا هبتالله یک روحانی ساده است، ۱۸ سال در مدارس دینی در کویته پاکستان تدریس کرده، شیخ الحدیث است و با پیچیدگیهای سیاسی، اقتصادی و نظامی برای تسلط و رهبری بر گروه شبهنظامی بزرگی مانند طالبان، خیلی آشنا نیست.
در عوض، این سراج الدین حقانی، معاون او و رئیس شبه مرگبار حقانی است که کار عملیات نظامی گروه طالبان را عملا به عهده گرفته، از خانوادهای میآید که پیشینه درازی در جنگ افغانستان دارد و ارتباطات گستردهای با حامیان خارجی طالبان تامین کرده است.
بنابراین، هبتالله که هیچ گاه جایگاه ملا محمد عمر یا ملا اختر محمد منصور، دو رهبر پیشین طالبان را میان جنگجویان و پشتیبانان طالبان نداشته، شاید با "فدا" کردن پسرش در پی ارتقای مشروعیتش میان افراد طالبان باشد. به ویژه اینکه در این اواخر برخی از اقدامات شورای رهبری طالبان سوالهایی را میان جنگجویان این گروه به وجود آورده است. حساسترین آن، افشا شدن ارتباطات گسترده طالبان با روسیه بود.
پدران و اجداد بسیاری از جوانان طالبان که امروز در صفهای جنگ علیه نیروهای افغان به پشتیبانی آمریکا قرار دارند، در دوران مبارزه افغانها با روسها فعال بودند، کشته یا زخمی شدند. بسیاری از شورشیان طالبان روسها را همچنان "سور کافران" یا "کافران مطلق" میدانند و روابط حسنهای که به اجازه ملا هبت الله آخندزاده با مسکو برقرار شده، برایشان خوشآیند نیست.
از این رو، رهبری طالبان همانقدر که در جبهههای جنگ در گوشه و کنار افغانستان با نیروهای افغان دست و پنجه نرم میکند، درگیر یک رویارویی شدید تبلیغاتی در جنگ برای جلب افکار حامیانش و در نتیجه پیدا کردن نیروی تازه است.
زیرا پنداشت همگانی که همواره وجود داشته این بوده است که رهبری طالبان با استقرار خانوادههایشان در گوشههای امن در دوحه، اسلامآباد و کراچی، زندگی آسودهای برای آنان تامین کرده و برعکس، فرزندان کم سن و سال مردم افغانستان را با شستوشوی مغزی در یک بازی سیاسی، گوشت دم توپ کردهاند.
اگر حمله انتحاری پسر رهبر طالبان آن هم به تایید پدر او سرانجام تایید شود، این نخستین باری است که رهبری طالبان تلاش میکند برای پاسخ دادن به منتقدان شورشیان چنین "قربان بزرگی" بدهد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان میگوید: "این انتخاب خود پسر شیخ صاحب بود و شیخ صاحب دیگر مانع آن نشد، چون پسر کسی دیگر و پسر خودش برای وی هیچ تفاوتی نداشت."
چیدن این عبارتها خیلی حساب شده به نظر میرسد و میتواند کنایهای به رهبران دولت افغانستان هم قلمداد شود.
به کسی پوشیده نیست که بسیاری از خانوادههای رهبران سیاسی، جهادی، وزیران، والیها و دیگر مقامهای ارشد دولت در خارج از کشور زندگی میکنند. و کمتر فرزند رهبران افغان عضو نیروهای امنیتی-دفاعی افغانستان است چه رسد که در خط جبهه در مقابل شورشیان اسلحه برداشته باشند.
از این رو، آقای آخندزاده اگر از حمله انتحاری پسرش آگاه بوده باشد و به اجازه او چنین کاری انجام یافته باشد، به صورت مستقیم رهبران افغان را به چالش کشیده است.
از سویی هم دست کم دو سوال مهم دیگر میان حلقات امنیتی افغانستان در مورد این حمله مطرح است.
یک منبع ارشد امنیتی افغان به بیبیسی میگوید پرسش اول این است که آیا پشت این حمله دست خود رهبر طالبان بوده یا کسانی در بخش اطلاعات گروه طالبان بدون اطلاع پدر، پسر را آماده کرده است. پرسش دوم به گفته منبع ما این است که آیا خود پسر جوان ملا هبتالله خبر بوده که در ماشینی که سوار است، قرار است حمله انتحاری شود یا نه.
این منبع اطلاعاتی از روی دیگر افراد آماده حمله انتحاری میگوید: "بسیاری از این افراد در حالت استفاده از جی.اچ.بی که در غرب به "داروی تجاوز جنسی" معروف است و قدرت تصمیم گیری را از آدم میگیرد، دست به حمله انتحاری میزنند."
صرف نظر از این بازی پیچیده اطلاعاتی و تبلیغاتی، اگر واقعا ملا هبتالله میدانسته است که پسر او قرار است حمله انتحاری کند و آن را تایید هم کرده، میتواند از این امر پرده بردارد که رهبر جدید طالبان دست کم در این شرایط، هیچ باوری به گفتوگوهای سیاسی برای پایان دادن جنگ کشور ندارد. تمرکز او به جنگ به جای سیاست، به ادامه زد و خوردهای خونبار برای افغانستان خواهد انجامید.
حملات انتحاری به روش خطرناکی برای هدف گرفتن نیروهای افغان از سوی طالبان بدل شده، اما در بسیاری موارد بیشتر هم در شهرها قربانیان اصلی چنین حملاتی، به گفته سازمان ملل متحد غیرنظامیان افغان اند. در شش ماه گذشته بیش از ۱۶۰۰ غیرنظامی افغان در درگیری ها کشته شدند و حملات انتحاری از عوامل اصلی آن بود.