ناجيه هارونی
|  |
 | | | من عصر ها توپ بازی می کنمٰ، شما چه زمانی را برای ساعتتيری انتخاب می کنيد؟ |
هما و ميوند باهم در انتخاب محل ساعتتيری جنجال داشتند، يکی سايه را برای ساعتتيری دوست داشت و دگری می خواست در گرمای آفتاب بماند، سرو صدای شان بالا گرفته بود که بنجاره والا از راه رسيد. پس از احوالپرسی و شنيد حرف های هردو ، سرانجام بنجاره والا حرف های هما را معقول می داند که در بهار و تابستان دور بودن از گرمای آفتاب هنگام ساعتتيری مهم است، ميوند علت را می پرسد و بنجاره والا ادامه می دهد: "برخی از بيماری های وجود دارد که گرمای آفتاب باعث می شود برايشان گنگسيت پيدا شود. آفتاب زدگی و ضعف هم از نواقص دگر گرمای شديد آفتاب است. با توجه به اين مسايل، ميوند تازه در می يابد که گرمای آفتاب در تابستان برای ساعتتيری مناسب نيست و بيماريزا بوده می تواند. کوچه ديگر بنجاره والا در جمع اطفالی قرار دارد که يکباره ساعتی جادوی از خورجين برآمده از اطفال می خواهد اعدادش را بشمارند؛ فهيمه از يک تا 12 را می شمرد. باز هم ساعت از اطفال در مورد عقربه هايش می پرسد. آنها نمی دانند، بنجاره والا با نمايش عقربه ها می گويدعقربه بزرگ ساعت گرد، عقربه ی نازک دقيقه گرد و عقربه باريک هم ثانيه گرد است.  | | | ساعت از يک تا 12 بجه را با عقربه های ساعت گرد، دقيقه و ثانيه گرد نشان می دهد. |
در فرجام ساعت از اطفال می پرسد: "آيا می دانيد يک ساعت چند دقيقه می شود؟ محمود جواب درست نمی دهد. بنجاره والا 60 دقيقه را يک ساعت می خواند. ساعت برای تفهيم بهتر اطفال، می گويد: "هرگاه از شماره ی ١٢ عقربه يی دقيقه گرد حرکت کند و يک دور مکمل ساعت را زده دوباره روی عدد 12 برسد٦٠ دقيقه يا يک ساعت می شود. |