 | | | تواب از رنگ، شکل ومقبولی کاغذ پرانش برای برشنا تعريف می کند. |
روزی آفتابی که هوا گرم بود، کامران خواست ازدرخت، زرد آلو بخورد که خرگوشک مانع او شد. بنجاره والا با خرگوش از اضرار ميوه ناشسته که باعث بيماری می شود به او گفت. خرگوش از داود می گويد که پس از خوردن ميوه ناشسته درشفاخانه بستر شد. مريضی داوود تسمم غذايی بود. بنجاره والا انها را متوجه می سازد که اکثرا درختان دوا پاشی می شوند، پس نبايد ميوه را ناشسته از درخت خورد. کوچه دگر  | | | کامران خواست ازدرخت، زرد آلو بخورد که خرگوشک مانع شد. |
تواب از رنگ، شکل ومقبولی کاغذ پرانش برای برشنا تعريف می کند، که بنجاره والا و خرگوشک رسيده از توصيف يا صفت در مورد کاغذپران می گويند. بعد آنها از کلماتی چون: خوب و بد، مقبول، بلند ،دراز و امثال آن نام می برند که منحيث صفت ياد کار برد دارد. |