 | | | مورچه ها خوراکه ذخيره زمستانی خود را آفتاب می دهند تا خراب نشود. |
فريده و شمسيه متوجه قطار مورچه ها می شوند که مانند خطی مستقيم در حرکت اندو هنگاميکه باهم مقابل می شوند، انتن های خود را به هم می زنند. شريف با تعجب تروم نواخته پرده دار را حاضر می سازد. اطفال می خواهند در رابطه با راز زندگی مورچه ها بدانند. پرده دار با کلمات جادويی، پرده اسرار را کنار می زند. در عقب پرده تعدادی زيادی مورچه ها به چشم می خورد بعد هم با عينک های جادويی تمام اناتومی بدن مورچه ها را می نگرنند. مورچه ها مغز دارند و شاخک ها هم با مغز شان ارتباط دارد که وظايف زيادی چون اطلاع از اتفاقات دور و بر شان را انجام می دهد. همچنان با همين آنتن ها با يکديگراحوالپرسی می کنند. پرده دار از شناسايی شدن حدود ۱۲۰۰۰ نوع مورچه به اطفال می گويد.  |  حدود ۱۲۰۰۰ نوع مختلف مورچه تا کنون شناسايی شده است.  |
مورچه ها ته زمين برايشان مثل کوچه گک ها، خانه ساخته و تعداد ديگر از لانه محافظت می کنند که آنها را مورچه های عسکر می نامند. به مجرديکه مورچه يی بيگانه داخل لانه ی مورچه ها شود، مورچه های عسکر به دفاع پرداخته مورچه ی بيگانه را از بين می برند. مورچه های با الاشه بزرگ به چشم می خورند که به نام مورچه های آسيابان ياد می شوند. اين مورچه ها دانه های گندم را به ديگر مورچه ها می برند. مواد خوراکی که در زمستان ذخيره مورچه هاست، از سوراخ بيرون آورده آفتاب می دهند تا خراب نشود.  | | | مورچه ها ته زمين برايشان مثل کوچه گک ها، خانه می سازند و نگهبانانی هم دارند. |
ناگه مورچه ها بواسطه کوبيدن شاخه های خود با هم از ورود مورچه بيگانه به ، مورچه های عسکر را خبر می دهند. مورچه های عسکر با ساز و برگ جنگ با مورچه ايکه زرد رنگ و ناشناس است صف کشيده می جنگند و آنرا از بين می برند. در اين وقت وزش باد نمايانگر ختم شدن وقت برنامه است و پرده دار می شتابد تا پرده را درکشد. |