 | | | چوچه غچی ها با ملخ، کرم و بعضی حشرات خورد تغذيه می شوند. |
مسعود و پرستواز فرارسيدن بهار می گويندکه خيلی غچی ها در آسمان با اشکال عدد هفت و هشت به گونه يی شاخه يی می گذرند و توچه همه را جلب می دارند. کنجکاو اطفال آنها را بر آن می دارد تا با نواختن تروم، پرده دار را حاضر کنند تا با کلمات جادويی اش پرده را کنار زند. عقب پرده، دروازه يی طلايی رنگيست که اسراری در مورد زندگی قاصدک بهار دارد، پرده دار با سه تک تک با اطفال داخل در می شوند. قلعه يی زيبايی که همتا ندارد، با صدای غچ غچ غچی ها خيلی خوشايند می نمايد. مسعود از جسامت کوچک غچی ها می گويد.  |  غچی ها معمولا به شکل گروهی در جا های معتدل سفر می کنند.  |
بال ها و دم باريک و نوک تيز، منقار کوتاه، پا های کوچک و سياه، سينه ی خاکستری غچی های قچی مانند بيشتر جلب توجه می کند. پرستوعلت کوچيدن غچی ها را می پرسد. غچی گکی باصدای باريک، علت را تغيير آب و هوا، سرما و گرما می گويد. غچی ها معمولا در جاهای آشيانه می سازند، که رفت و آمد مردم زياد نباشد، مثلا: در دالان ها، دهليز ها، چت های خانه (ميان دستک های خانه). مواد ساختمانی آنها گل و خس و خاشاک است، غچی گک علت کوچيدن گروهی شان را گم نکردن مسير راه می خواند.  | | | غچی ها معمولا در جاهای بلند و آرام آشيانه می سازند، مانند: دالان، دهليز ، سقف خانه ها. |
برخی از گروه های غچی ها از يک قاره به قاره ديگر سفر می کنند، بنا بر سياه بودن رنگ، نر و ماده غچی ها به سادگی تفکيک نمی شوند. تغذيه غچی ها را ملخ، کرم و بعضی حشرات خورد تشکيل می دهند. غچی ها تا پنج عدد هم تخم می گذارند که پس از 15روز تخم به چوچه مبدل می شود. در خاتمه وزيدن شمال ياددهانی ختم شدن وقت برنامه را اشاره دارد و پرده دار می شتابد تا پرده را درکشد. |