|
يک قصر و هزار دريچه: بازگل بدخشی | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
بهار و مسعود، لالو ماما را در حال گوش دادن به موسيقی در صحن قصر می يابند، پس از سلام عليکی آنها به رهنمايی لالو ماما راهی دهليز های قصر می شوند. بهار از لالوماما در مورد آهنگی که قبلا شنيد و اکنون زمزمه می کند، ازش می پرسد، لالو ماما، آهنگ را از بازگل بدخشی هنرمندخوب افغانستان می گويد. مسعود که با نام بازگل آشناست، اصرار می روزد تا دريچه يی در مورد بگشايد، که او هم چنان می کند. دريچه: مهمانان به اتفاق لالو ماما ازدريچه يی قصر، خبررسانک را می نگرنند که در جمع جوانان با آنها صحب کرده می گويد: "آدينه محمد، معروف به بازگل بدخشی از هنرمندان نامی ولايت بدخشان افغانستان، شغل چوپانی داشت. راز طبيعت، وی را بر آن داشت تا در دل دشت و دمن، به زيبايی سبزه و گل نوا سردهد. هرچند اين هنرمند خوش قريحه که خواندن و نوشتن نميدانست، اما از استعداد سرشار شاعری، تصنيف سرايی، نوازندگی و آهنگسازی برخوردار بود. اما گفتنيست که اکثريت آهنگهايی که به آواز او خوانده شده، از سروده ها و ساخته های خودش می باشد. بازگل بدخشی در سال ١٣٣٦ خورشيدی زمانی که استاد يعقوب قاسمی مسووليت بخش موسيقی راديو کابل آن زمان را به دوش داشت، آهنگ هايش را ثبت کرد. اين که باز گل تا حال چند پارچه آهنگ ثبت نوار راديو و تلويزيون دارد، دقيقا واضح نشده است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||