 | | | با کمبود آب در بدن، مقدار نمک زياد ، مرکز تشنگی يا مغز خبر می دهد که وجود تشنه است. |
با کنار رفتن پرده اسرار، احمد و پرده دار، شاپيری، گلالی و برادرش جاويد را می بينند که در زمين مصروف کاراند. آنها از فرط کار غرق، عرق اند و از گرمی هوا شکايت دارند، درعين حال تشنه هم شده اند. پرده دار نزد آنها رفته و می گويد: سه بر چار حصه بدن انسان را آب تشکيل می دهد. وقتی آب بدن کم شود، بدن نياز به آب می داشته باشد. اطفال ذريعه عينک های جادويی بدن همدگر را تماشا می کنند، اما آب را نمی بينند، پرده دار می گويد: "آب خالص در بدن انسان وجود ندارد، بلکه با گوشت، استخوان ها و با مغز سر انسان يکجا شده و همان رنگ را به خود گرفته است". اطفال عملا جريان خون را تماشا می کنند که در تمام وجود انسان در حال حرکت است. آب بدن چگونه ضايع می شود؟ اطفال عرق و ادرار را راه ای تخليه آب بدن می خوانند، پرده دار با تائيد می گويد در خون انسان آب و نمک موجود است.  | | | آب در بدن با گوشت، استخوان و مغز خلط شده همان رنگ را گرفته است. |
وقتی آب در بدن کم شود، مقدار نمک در بدن انسان زياد شده به مرکز تشنگی که در مغز انسان است، خبر می دهد. اين مرکز وظيفه کنترول خون را نيز به دوش دارد که از عقب گلو به مغز پيام می فرستد و سرانجام انسان احساس تشنگی کرده آب می نوشد. |