|
پرده اسرا ر: موريانه | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نويد و پلوشه و پرده دار با کنار رفتن پرده متوجه جنگل انبوهی از درختان شده و آرش را می بينند. درختی پوسيده و سوراخ شده، آرش می خواهد تا به خانه موريانه ها برود، زيرا او شنيده که موريانه ها در داخل درخت خانه می سازند که مانند قصر است. اما موريانه ها چگونه داخل درخت خانه می سازند؟ با نواختن توله جادويی پرده دار، همه کوچک شده به قصر موريانه ها می روند. آنجا سربازانی زرد و بيضوی شکل با شاخک ها اند. موريانه ها که سرهای سفيد و بدنی خاکستری تيره دارند در حال اعمار قصر اند. موريانه ها خانه شان را از چوب های جويده شده درختان می سازند، طوری که داخل درخت را خالی کرده بعد با خلط مواد فضله ی شان اتاق می سازند. بعضی موريانه ها از ريگ، خاک و چوب تپه می سازند که نيم آن هم سطح زمين و نيم ديگر تحت زمين می باشد که به نام تپه سياه ياد می شود. دراين وقت آنها متوجه موريانه ی با شکمی بزرگ می شوند که بالای تختی نشسته با داخل شدن به قصر تابستانی ملکه خوش آمديدمی شنوند. ملکه روزانه تا سی هزار تخم می گذارد و قادر به حرکت کردن نيست. موريانه های کارگر غذا می يابند و از چوب و شرش درختان و مورچه تغذيه می کنند.
لرزش قصر اطفال را می ترساند و گمان زلزله می برند، اما ملکه موريانه ها می گويد که در خانه آنها دشمن حمله کرده است. وی از عساکر محافظ می گويد که در صورت خطر از طرف دشمن(عنکبوت ها، سوسمارها، مورچه ها) سر شان را به قصر چوبی می کوبند تا همه خبر شوند. ميان سروصدای موريانه ها، پرده دار با نواختن توله جادويی به حالت اصلی برگشته می شتابد تا پرده را در کشد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||