احمد، فاطمه و پرده دار از عقب پرده نبی را می بينند که پايش خون شده. گلالی پای احمد را با تکه بسته می پرسد خون از کجا می شود؟ اطفال نزديک آنها رفته و پرده دار می گويد خون در مغز استخوان انسان ساخته شده بعد توسط قلب به تمام شريان های بدن به دوران در می آِيد. اطفال در رابطه تجسس می کنند، سرانجام پرده دار با استفاده از عينک های جادويی دوران خون را در وجود اسکليت ها تماشا می کنند. پرده دار می گويد: "غذای که می خوريم به معده رفته، قوت يا انرژی آن در روده ها جذب می شود و به واسطه رگ های کلان، خون به جگر می رسد.  | | | جگر خون را به دهليز راست قلب فرستاده و قلب، آن را برای تصفيه به ششها پمپ می کند. |
جگر خون را به دهليز راست قلب فرستاده و قلب، آن را برای تصفيه به ششها پمپ می کند. سپس خون تصفيه شده با اکسيجن به دهليز چپ قلب رفته و به تمام بدن می رسد. اطفال در مورد می پرسند. در اين حال خون اسکليت در حرکت درآمده می گويد: "ما اکسيجن و مواد غذايی را به تمام بدن رسانده درجه حرارت را کنترول می کنيم". |