احمد از گرمی هوا شکايت کرده کلاه را از سرش دور می کند. فيصل متوجه پيشانی احمد ميشود که نيم آن سياه و نيم ديگر سفيد است. احمد تعجب کرده با نواختن ترم، پرده دار را به کمک خواست تا پرده را کنار زند، پرده دار می گويد: تابش آفتاب رنگ بادنجان رومی را تغيير می دهد. اطفال پی می برند که راز برنامه در مورد تاثير اشعه آفتاب در تغيير جلداست. احمد می داند که سبب تغيير جلد وی هم آفتاب است. پرده دار، پوست بدن انسان را متشکل از سه قسمت سطحی ، وسطی و داخلی می خواند. اطفال با عينک های جادويی ملاحظه می کنند که داخل پوست انسان از ذرات کوچک تشکيل شده که پرده دار آن را ملانين می نامد. اين مواد در ساختن رنگ پوست انسان مهم است، مواد خام در شعاع آفتاب حرکت بيشتر پيدا کرده تغيير رنگ می دهد و باعث سياه شدن جلد می شود.  | | | داخل پوست انسان از ذرات کوچک تشکيل شده که پرده دار آن را ملانين می نامد |
پرده دار می گويد جلد اطفال نسبت به بزرگان زودتر سياه می شود، چرا که جلد آنها نازک است و شعاع آفتاب زودتر بالای آن تاثير می کند. سياه شدن جلد انسان ارتباط به آب و هوای منطقه هم دارد. هوای مرطوب جلد انسان را سياه نمی سازد، اما هوای خشک زود تر جلد را سياه می سازد. در خاتمه وزش شمال همه را متوجه ختم شدن وقت برنامه ساخته،پرده دار می شتابد تا پرده را در کشد. |