جميل و زرغونه با هم فکاهی گفته می خندند، در اين جريان زرغونه می پرسد چرا انسان ها می خندند؟ جميل با نواختن ترم پرده دار را حاضر ساخته، پس از خواندن شعر و کنار رفتن پرده، چشم آنها به نوشته "شهر خنده" می افتد. آنها متوجه مردمی می شوند که به جای دروازه از کلکين داخل شهر خنده می شوند، اما ناگه دروازه بازشده و همه می خندند. با ديدن دلقکی که جراب های دو رنگه پوشيده و حرکات عجيبی سر می دهد، مردم را می خنداند. پرده دار می گويد: کار های سرچپه باعث خنده می شود، بنابرين راز خنده همسان است، اما دليل خنديدن و خنده های اشخاص متفاوت. جميل در مورد فايده خنده می پرسد. پرده دار در مورد از خود اطفال می پرسد. آنها می گويند: خنده عمر انسان را طولانی ساخته آدم را شاد می دارد.  | | | آهسته خنديدند مفيد است، هر انسان صحتمند بايد در يک روز 17 بار بخندد. |
پرده دار می افزايد: "خنده بدن ما را در برابر امراض تقويه می کند و باعث افزايش دوستان شده، کينه و کدورت را از دل انسان می زدايد. خنده قهقه بر قلب فشار آورده، آن ر ا متضرر می سازد، اما آهسته خنديدند خيلی برای مفيد است. گويند هر انسان صحت مند بايد در يک روز 17 بار بخندد. در خاتمه وزيدن شمال پرده دار و اطفال را متوجه، ختم وقت برنامه ساخته، همه با عجله از شهر خنده می شتابند تا پرده را در کشند. |