 | | | نقره با سرب و جست خلط شده بعد در کوره های مخصوص تصفيه شده خالص می شود |
اين بار شبنم با پرده دار، پس از کنار زدن پرده نوريه را می بينند که مصروف ديدن پولی های نقره يی گند افغانی اش است. مجيد می پرسد نقره چيست و چگونه به دست می آيد؟ شبنم می داند راز برنامه همانا در مورد نقره است. پرده دار با شبنم نزد آنها رفته می گويد: "مردم نقره را به نام زر سفيدياسيم هم می نامند"، پرده دار اطفال را روی آئينه جادويی به تماشای معدن نقره می برد که کارگران در حال انفجار کوه اند. ناگه قسمتی از کوه باز شده سنگ های جلادار هر سو پراکنده می شود. آنها دقت می کند که در همان توته سنگ ها رگه های نقره به چشم می خورد. پرده دار با خواندن منتر جادويش توته سنگی را به حرف آورده می گويد: : "نقره فلز نرم است که در دل کوه ها می باشد. نقره خالص به دست نمی آيد، بلکه با سرب و جست خلط می باشد که پس از تصفيه در کوره های مخصوص توسط تاجران به زرگرها فروخته می شود. زرگران از نقره اشيای زينتی می سازند. بايد گفت که معادن نقره در يونان، اسپانيا، آلمان، امريکا، ايران ، هند و تايلند است." پرده دار از موجوديت معادن نقره در افغانستان هم می گويد که تا هنوز استخراج نشده است، بعد همه به دکان نقره فروشی می روند.  | | | پس از حرارت دادن نقره به آن مس علاوه می کنند تا سخت شود بعد از آن زيور می سازند. |
رزگر می گويد: "ما پارچه های نقره را در يک ظرف نازسو انداخته حرارت می دهيم، بعد مس به آن علاوه می کنيم تا سخت شود و از آن زيور می سازيم. بايد گفت که ما زيورات را با دست ديزاين می کنيم، اما گلدان و کوزه چه ها توسط قالب ساخته می شوند. در اخير وزيدن شمال آنها متوجه ختم وقت برنامه ساخته، پرده دار می شتابد تا پرده را در کشد. |