 | | | مرغابی وحشی، قو، لکلک، غچی ها و قاز با تغيير موسم می کوچند. |
شاپور علت پريشانی پلوشه را می پرسد. اواز قاز سفيد می گويد، که هميشه کنار دريا ميامد، اما در اين دو روز به چشم نمی خورد. شاپور ترم را پف می کند، تا راز را دريابد.پرده دار حاضر شده با کلمات جادويی پرده را کنار می زند. درعقب پرده مرغابی به چشم می خورد، که از سايبريا کوچيده. پرده دار می گويد پرنده های مهاجر با تغيير موسم از يک جا به جای ديگر کوچ می کنند. در همين حال خيلی از پرنده ها در آسمان به چشم می خورند. اطفال آرزو ی بال داشتن و پرواز را می کنند. با نواختن توله جادوی پرده دار، همه بال درمی آرند و پرواز می کنند.  |  پرنده ها شب هنگام، گروهی بدون اشتباه کردن راه سفر می کنند.  |
اطفال متوجه می شوند، که خيلی از قاز ها به گونه عدد هشت پرواز کرده اند. پلوشه از پرنده يی علت کوچيدنشان را می پرسد. قاز در جواب می گويد: " بعضی پرنده ها برای تخم گذاری هم نقل مکان می کنند، چرا که آنها در مناطق سرد سير تخم گذاشته نمی توانند وبه مناطق گرم سير می کوچند." يعنی اين پرنده ها شش ماه درمناطق گرم سير و شش ماه در مناطق سرد سير سپری می کنند. مانند مرغابی وحشی، قو، لکلک، غوچی ها و همچنان قاز ها و ديگر پرنده ها. پرنده ها به گونه دستجمعی شب هنگام سفر می کنند. اگر يکبار از مسيری پرواز کنند، هيچ گاهی دچار اشتباه نمی شوند.  | | | عموما قاز به گونه عدد هشت و به صورت دستجمعی پرواز می کنند. |
ما باديدن سرسبزی و آبادی توقف می کنيم تا آب و دانه بخوريم. ما قبل از مهاجرت مقداری چربی هم می خوريم تا خوب پرواز کرده بتوانيم." اطفال و پرده دار پس از بازگشت به زمين با پير مردی حرف می زنند. او می گويد: "در قديم آمدن پرنده ها خصوصا غچی نشانه آمدن بهار بود و کشت و زراعت آغاز می شد. فصل های سال از روی آمدن پرنده های مهاجر تعيين می گرديد. درخاتمه وزيدن باد نمايانگر ختم وقت برنامه است، پرده دار می شتابد تا پرده را درکشد. |