بحران کلمه عربيست، که تشنج يا حالت درهم و برهم معنی می دهد، به تعبير ديگر از کتنرول خارج شدن کار ها را گويند. نبی باشنده شهر کابل با ارائه مثالی از هجوم ملخ ها در ولايات شمالی افغانستان، حالت بحرانی را چنين تعريف می کند: "وقتی ملخ ها به صفحات شمال هجوم بردند مردم را بی جا، شيشه موتر ها را پوشانده، زمين های زراعتی و کشت مردم را از بين بردند و رفته بحران به وجود آوردند." لطيف از ولايت کاپيسا که به زبان پشه يی حرف می زد، از آمدن سيل در قريه شان گفت که خرمن های مردم را باخود برد فقر و بدبختی در قريه چيره شد. سر محقيق امين مجاهد ريس نشرات اکادمی علوم افغانستان، می گوید رکود، رونق و بهبود حالت بحرانی راه همراه می داشته باشد. اين حالت بعد های مختلف اقتصادی، سياسی، اجتماعی و فرهنگی را احتوا کرده می تواند، که در زندگی مردم و پيشرفت و ترقی جامعه تاثيری به سزای دارد.  | | | رکود، رونق و بهبود حالت بحرانی راه همراه می داشته باشد. |
وحيد در مورد تاثير بحران بر مردم می گويد: "سال 67 13 سال قحطی تيل در کابل بود، پول وجود داشت، اما تيل نبود، اين همه تاثير بد برمردم و دولت به جا ماند." به گفته کارشناسان برای از بين رفتن حالت بحرانی در هر بخش ضرورت است تا از مرحله رکود ، رونق و بهود گذشته از حالت بحرانی برآمد. حالت بحرانی حالتيست، که نظم کار ها برهم خورده عدم کنترول، کار ها را سوی بحران می کشد و بالاخره تشنج می آفريند. |