مواجهه ملکه با طوفان سیاسی؛ چرا دربار بریتانیا سکوت اختیار کرده؟

منبع تصویر، PA Media
- نویسنده, جانی دایموند
- شغل, بیبیسی
در حالی که با حکم اخیر دیوان عالی بریتانیا، نظام حکومتی این کشور وارد مسیر تازهای میشود، دربار بریتانیا به این حکم که در نتیجه آن بخشی ازاختیارات دیرینه مقام سلطنت کنار گذاشته شده، واکنشی نشان نداده و سکوت اختیار کرده است.
و این همان وضعیتی است که ملکه بریتانیا دقیقا نمی خواهد درگیر آن باشد؛ مواجهه با یک طوفان سیاسی و قانون اساسی، و تعریف تازه دیوان عالی از رابطه بین قوه قضاییه، مقننه، دولت و مقام سلطنت.
هنگامی که دادگاه تجدید نظر اسکاتلند حکم به غیرقانونی بودن تعلیق پارلمان بریتانیا داد- یکی از مواردی که هفته گذشته در دیوان عالی مطرح شد- یک منبع دربار بریتانیا به گفتن این جمله اکتفا کرد که: "ملکه بنا بر توصیه وزیرانش عمل میکند و (عمل) کرده است."
و این، سیاستی است که تا به امروز اعمال شده. ملکه بریتانیا در باره تعلیق پارلمان اختیار تصمیم گیری ندارد و اگر هم داشته باشد بسیار جزیی است.
عدهای بر این عقیدهاند که با توجه به این ادعا که مشروعیت نخست وزیری بوریس جانسون، کمتر از نخست وزیران سابق است، امکان داشت ملکه بریتانیا درخواست بوریس جانسون نخست وزیر بریتانیا را رد کند.
ولی یک چنین اقدامی به مثابه حرکت زیگزاگی در داخل میدان مین گذاری شده قانون اساسی خواهد بود.
در هر حال آنچه اتفاق افتاده برای دربار سلطنتی دردناک خواهد بود
تنها درخواست بوریس جانسون برای تعلیق پارلمان نبود که دیوان عالی آنرا غیرقانونی، باطل و بلا اثر اعلام کرد.
فرمان شورا، یک مکانیسم قانونی که ملکه شخصا آن را تصویب میکند نیز غیرقانونی، باطل و بلااثر تشخیص داده شد و دیوان عالی حکم لغو آن را داد.
و مهم تر این که نخست وزیر با تعلیق غیرقانونی پارلمان، ملکه بریتانیا را در وضعیتی قرار داد که برای دههها سیاستمداران معتقد بودند هرگز نباید در این وضعیت قرار گیرد؛ یعنی ورود شخص اول سلطنت به مجادلههای سیاسی داخلی کشور.
جان میجر، نخست وزیر پیشین بریتانیا پس از صدور حکم دیوان عالی گفت: "هیچ نخست وزیری نباید یک بار دیگر با مقام سلطنت یا پارلمان یک چنین رفتاری کند."
جان میجر، صحبتهای خود و تقدم و تأخر آنها را محتاطانه و محافظه کارانه انتخاب کرده و مقام سلطنت را مقدم بر پارلمان قرار داده بود. او میداند که جریانات کنونی چه لطمهای به موقعیت ملکه بریتانیا زده است.
والتر بجت، نویسنده بریتانیایی قرن ۱۹ که در مورد قانون اساسی و دولت بریتانیا کتب و مقالات متعددی نوشته، نقش مدرن و امروزی ملکه را کاملا شرح داده. او معتقد است ملکه باید نقش مبهم و رازگونهای داشته باشد و نباید نوری به آن تابانده شود تا چنین خصوصیاتی از بین برود.
سیاستمداران در توافقی که سابقه آن به دههها سال قبل بر میگردد، پذیرفتهاند که مقررات و توافق نامههای غیر مدون در مورد ملکه باید رعایت شود و هیچ اقدامی که موجب سرافکندگی ملکه شود، نباید صورت گیرد-مانند قراردادن ملکه در موقعیتی که متهم به داشتن یک نقش سیاسی شود.
بوریس جانسون، اکنون این توافق را برهم زده است.

منبع تصویر، Getty Images
حکم دیوان عالی، اکنون نوری روشن و انتقادی روی سلطنت تابانده است.
درخواست برای یک قانون اساسی مدون-حتی توسط بی محابا ترین مدافعان نظام کنونی-افزایش یافته. تقاضای یک قانون اساسی مدون که در آن اختیارات دستگاههای دولتی و مردم ولز، اسکاتلند، ایرلند شمالی و انگلستان به روشنی توضیح و شرح داده شده باشد.
البته در این مرحله برخی سئوال خواهند کرد که در قرن ۲۱، یک سلطنت موروثی در حکومت چه نقشی خواهد داشت؟
ملکه الیزابت زمانی به سلطنت رسید که عصر حرمت به سنتها و احترام گذاشتن پایان یافته بود.
او یک ملکه محافظه کار بوده و راضی به این که نقشی را که تا حد زیادی نمادین و تشریفاتی است به عهده بگیرد. او میداند که موقعیت او بسته به این است که کاملا در سایه دولت باقی بماند.
ولی اکنون نوری بر این تاریکی تابیده و جای تعجب نیست که کاخ سلطنتی بریتانیا تصمیم گرفته همچنان سکوت اختیار کند.











