|
ویوا اسپانیا، ویوا نادال | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
امروز رافائل نادال ما را حسابی ترساند، اما بخیر گذشت. من همیشه نگران این بچه هستم چون نوع بازیاش و انرژیای که مصرف میکند و اصرارش به اینکه به هر توپی در هرکجای زمین برسد، خطر آسیبدیگی را برایش چند برابر میکند. بهترین نمونهاش فینال سال گذشته بود که در ست پنجم به دنبال یک توپ غیرممکن رفت و به پایش آسیب رساند و بازی برده را مفت مفت به راجر فدرر باخت. امروز هم در مقابل میکائیل یوژنی از روسیه در اوائل مسابقه همین کار را کرد، زمین خورد و عضله پایش کشیده شد. بازی چند دقیقهای متوقف شد تا پزشکیار ویمبلدون کمی با پایش ور رفت و ماساژ داد و پماد مالید و نادال هم چند تا قرص درد خورد و از جا بلند شد. بلند شدن همان و لوله شدن یوژنی همان. خیلی حیف میشد اگر آسیبدیدگی نادال جدیتر میبود و او مجبور به ترک بازی میشد. بچه خیلی زحمت کشیده و امسال از هر سال بهتر بازی میکند. حداقلش این است که به فینال برسد. از آن گذشته خیلی حیف بود که فردای پیروزی درخشان تیم ملی اسپانیا بر آلمان در فینال جام قهرمانی فوتبال ملتهای اروپا، این بازیکن برجسته اسپانیائی به سبب آسیبدیدگی بیخودی از دور مسابقات خارج شود. در هرحال من فکر میکنم امروز نادال خوشحالترین بازیکن در و یمبلدون بود. هم اینکه خطربزرگی ازش دور شد و بازیاش را برد اما مهمتر به خاطر اینکه کشورش دیشب بعد از 44 سال بار دیگر قهرمان اروپا شد. دیشب نادال در منزلی که برای ایام مسابقات تنیس در نزدیکی ویمبلدون اجاره کرده، دوستان اسپانیائیاش را جمع کرده بود تا با هم مسابقه را تماشا کنند. همانکاری که من با دوستان ایرانیام کردم و با اینکه اسپانیائی نیستم در شادی آنها شریک شدم. البته شادی من بیشتر به خاطر بغض معاویه بود تا حب علی چون آلمان دو تیم مورد علاقه من یعنی پرتغال و ترکیه را از مسابقات حذف کرده بود که در هر دو مورد، به نظر من، حقش نبود. از این جهت بنده در فینال طرفدار اسپانیا شده بودم. فینال متوسط راستش را بخواهید بازی دیشب با اینکه نتیجهاش خیلی خوب از آب درآمد، خودش چنگ زیادی به دل نمیزد. انتظار این بود که آلمان بهتر از اینها بازی کند و گلهای بیشتری ردوبدل شود. باز خدا پدر و مادر اسپانیائیها را بیامرزد که بازی را زنده نگاه داشتند و بعد از اینکه گل اول را زدند، روی آن نخوابیدند و بازی را دفاعی نکردند.
من مطمئنم که اگر آلمان گل را زده بود، در لاک دفاعی فرو میرفت و با چنگ و دندان از برتری یک بر صفر خود محافظت میکرد. اگرچه از قبل از جام جهانی گذشته که یورگن کلینزمن سرمربی آلمان شد و همین آقای یواکیم لوو، که اکنون سرمربی است، دستیار او شد، نحوه بازی و تاکتیکهای تیم آلمان تغییر کرد. یعنی که تیم آلمان آن شیوه بازی موذیگرانه دفاعی را کنار گذاشت و بیشتر تهاجمی شد. دیدیم که در این مسابقات هم آلمان در هرکدام از مسابقاتش در یکچهارم و نیمهنهائی 3 گل به ثمر رساند. پس باید یواکیم لوو را تحسین کرد که تغییرات کلینزمن در تیم ملی آلمان را ادامه داده و چهره مطلوبتر این تیم را حفظ کرده است. اما تحسین واقعی را باید برای لوئیس آراگونس، سرمربی هفتاد ساله تیم اسپانیا، کنار گذاشت که کار غیرممکنی کرد. منظورم پیروزی اسپانیا در یک تورنمنت عمده پس از 44 سال نیست چون با اینکه کار بزرگی انجام شده، بالاخره یک روزی میبایستی این طلسم میشکست. بزرگترین دستآورد و هنر آراگونس این بود که توانست در داخل تیم ملی اسپانیا صلح برقرار کند و با مدیریت صحیح خود ترتیبی داد که بازیکنان بتوانند در آرامش در کنار هم بازی کنند. دستآورد آراگونس واقعیت این است که رقابت بین دو باشگاه رئال مادرید و بارسلون در اسپانیا خونی است و شباهتی به رقابت باشگاهها در کشورهای دیگر ندارد. مثلا رقابت دیرینه منچستریونایتد و لیورپول در انگلستان، آث میلان و یوونتوس در ایتالیا یا پرسپولیس و استقلال در ایران در مقایسه رقابت پرکینه و خصومت رئال مادرید و بارسلون خیلی دوستانه و محترمانه است. بارسلون در ایالت کاتالونی است و حتما شما بهتر از من از اختلافات ملیتی و سیاسی اسپانیائیها و کاتالانها آگاه هستید. این ملیگرائی اختلاف برانگیز به اضافه مشکلات جدائیطلبان ایالت باسک را به رقابت دو باشگاه اضافه کنید، آن وقت متوجه خواهید شد که چرا بازیکنان رئال مادرید و بارسلون در تیم ملی از بازی کردن در کنار هم راضی نبودهاند و این اختلافات همیشه باعث میشد که تیم اسپانیا با وجود داشتن بهترین بازیکنان جهان ناموفق باشد. اما آراگونس این وضع را عوض کرد و یک تیم یک دست و یکپارچه ساخت که توانست با 6 پیروزی در 6 مسابقه قهرمان فوتبال ملتهای اروپا شود. من خبر ندارم که او چطوری این کار را کرد اما فکر میکنم که مهمترین کاری بوده که او در دو سال سرمربیگری خود در تیم ملی اسپانیا انجام داده است. رافائل نادال هم تا به حال در 4 مسابقه پیروز شده. آرزوی من این است که دو مسابقه دیگر را هم ببرد و بار دیگر به فینال برسد و به احتمال بسیار زیاد مثل دو سال گذشته حریف راجر فدرر بشود. ار آن به بعدش را خدا خودش جور خواهد کرد. ویوا اسپانیا، ویوا نادال. |
مطالب مرتبط داویدنکو بازهم در دور اول حذف شد24 ژوئن, 2008 | ورزش نعلبندیان قربانی روز اول ویمبلدون23 ژوئن, 2008 | ورزش غلبه نادال بر جاکوویچ در فینال کوئینز15 ژوئن, 2008 | ورزش نادال برای قهرمانی از فدرر عبور کرد08 ژوئن, 2008 | ورزش ایوانوویچ قهرمان زنان تنیس آزاد فرانسه07 ژوئن, 2008 | ورزش بهترین تنیس باز زن جهان بازنشسته شد14 مه, 2008 | ورزش پیروزی تاریخی نادال در مونت کارلو28 آوريل, 2008 | ورزش | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||