BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 14:35 گرينويچ - پنج شنبه 22 نوامبر 2007 - 01 آذر 1386
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
نان خشکی ها ماموران بازیافت شهر تهران

زباله های رها شده در میدان ولی عصر
زباله های رها شده در میدان ولی عصر
می توانید هر اسمی که بخواهید روی آنها بگذارید: از چوبکی، نمکی و نان خشکی گرفته تا - اخیرا - مامور اداره بازیافت. می توانند کمی نو نوار شوند، کارت شناسایی دستشان بگیرند و لباس های فرم تن شان کنند: به رنگ آبی نفتی و به شماره فلان. اما در اصل ماجرا تفاوتی نمی کند.

آنها مثل تمامی این سال ها، در خیابان ها می چرخند، آشغال ها را جستجو می کنند و نان خشک و پلاستیک و روزنامه را سوا می کنند و بعد می فروشند. حالا - این چند ماه - گیرم خریدار عوض شده باشد، اما ماجرا همان ماجراست.

و این گزارش داستان همین آدم هاست، داستان آدم هایی که هنوز در شهر غریبه اند و هنوز از کنارشان که رد می شویم، نمی بینیمشان. حتی وقتی قرار شد درباره شان بنویسم، بارها متوجه شدم دنبالشان بوده ام، اما از کنارشان بی تفاوت گذشته ام.

تقریبا ۵ ماه می شود که چهره نان خشکی های شهر تهران تغییر کرده است. چهارچرخه همان چهارچرخه است، اما پشت لباس نان خشکی های سابق - و مامورین بازیافت فعلی - نوشته: "طرح بازیافت" و زیر آن "منطقه ...". البته تک و توک مامورانی با همین لباس اما با سه چرخه های موتوری هم دیده می شوند که روی آنها عبارت "جمع آوری پسماندهای خشک" به چشم می خورد.

این از ثمرات طرح "بازیافت و تفکیک زباله از مبدا" است که به گفته شهرداری تهران با اجرای آن "نیروهای خدماتی اداره بازیافت منطقه هر روز برای جمع آوری ضایعات به یک بلوک مراجعه کرده و زباله ها را جمع آوری می کنند." بر این اساس "بیش از ۳۳ درصد زباله‌های خشک شهر تهران در سال جاری از مبدا تفکیک می‌شود."

این "نیروهای خدماتی اداره بازیافت" اکثرا مهاجرند یا مثل احمد و رضا از روستاهای دور، به تهران کوچ کرده اند، یا مانند گل آقا و اسدالله و ناصر از ...

"نه. افغان نداریم." یکی از مسئولان شهرداری این را می گوید و ادامه می دهد: "در طرح جدید هیچ افغانی شرکت داده نشده چه با کارت اقامت و چه بی کارت."

طرح جمع آوری مكانیزه زباله در سطح شهر تهران

اما "ناصر" که سنی ندارد و اول از همه موهای فرفری و قرمز رنگش جلب توجه می کند تازه "۵ برج" است که از افغانستان آمده ایران، چون " پدر و مادرش پیر شده اند و مرده اند" مجبور شده یک خواهر و ۳ برادرش را در افغانستان جا بگذارد و بیاید "غربت چون آنجا اوضاع خیلی خراب بوده." ناصر۱۳ ساله که در سرزمین مادری هیزم می فروخته، هنوز کارت اقامت ندارد. یک بار او را گرفته اند، اما چون کوچک بوده زود آزادش کرده اند.

یا گل آقای ۱۵ ساله که در افغانستان کشاورزی می کرده و احتمالا کارت ندارد. چون تا اسم کارت را می آورم نگاهی به من می اندازد و می گوید: چرا می پرسی؟ بعد تندی پشت چرخش می رود و آماده رفتن می شود. می گوید: "من دو سال است که اینجایم، تا حالا کسی این چیزها را نپرسیده بود" و تندی می رود و در میان ماشین ها گم می شود.

یکی از مسئولان بخش بازیافت شهرداری می گوید: "بر اساس طرح تفکیک زباله ها از مبدا قرار است به هر کدام از نیروها یک موتور سه چرخ بدهیم. در ۲۲ منطقه تهران ۲۲ پیمانکار کار را در دست گرفته اند. پیمانکارها با شهرداری قرارداد می بندد و بقیه کارها به عهده خودشان است، آنها اکثرا از ایرانی ها استفاده می کنند. نان خشکی ها قبلا هر چه را جمع می کردند به مزرعه دارها و گاوداری ها می فروختند، اما حالا همه را تحویل شرکت پیمانکار می دهند."

احمد، جوان ۲۲ ساله مشهدی یکی از همین ایرانی هایی است که لباس فرم آبی نفتی بر تن کرده که پشتش عبارت "طرح بازیافت" و زیر آن "شهرداری منطقه ۷" دیده می شود. او قبلا بنایی می کرده، اما کار کساد شد و شش ماه پیش، بعد از عروسی با دختر دائی اش مجبور شده به پایتخت بیاید.

احمد از ساعت ۶ صبح می زند بیرون و موقعی که با او حرف زدم نه و نیم شب بود و کم کم داشت با چهارچرخه به خانه باز می گشت. احمد آشغال هایش را ۲ بار در روز تحویل می دهد، آنها را وزن می کنند و جایش قبض می گیرد. احمد هر پنج شش فاکتور را به دفتر پیمانکار می برد و روزی ۱۰ تا ۱۲ هزار تومان در می آورد.

ساعت کار بقیه هم تقریبا مانند اوست، حالا کمی بیشتر یا کمتر. و بقیه هم مثل او درآمد دارند، البته ناصر که کم سن و سالتر از بقیه است می گوید که روزی ۸ هزار تومان در می آورد.

یک روزنامه نگار حوزه اجتماعی می گوید: "در طرح جدید نیروی تازه استخدام نمی شود و سازمان بازیافت از همان نان خشکی های سابق استفاده می کند. حتی دوره های آموزشی برای آنها گذاشته اند و این با طرح ساماندهی مشاغل هم راستا شده است. آنها در استخدام شهرداری و شرکت بازیافت نیستند و نیروی پیمانکاری به شمار می آیند."

این روزنامه نگار ادامه می دهد: "البته به نظر می رسد همان طور که طرح جمع آوری متکدیان جواب نداده احتمالا تا چند وقت دیگر شاهد بازگشت نان خشکی های سابق باشیم."

طرح جمع آوری مكانیزه زباله در سطح شهر تهران

هنوز همه نان خشکی های تهران تحت پوشش طرح جدید قرار نگرفته اند. رضا یکی از آنهاست که تا می فهمد خبرنگارم شروع می کند به حرف زدن. ۳۱ سال دارد و از بروجرد آمده. تا سه سال پیش در روستای حسن آباد کشاورزی می کرده، اما مادرش ناراحتی قلبی پیدا می کند و او مجبور می شود زمین را بفروشد تا خرج دوا و درمان مادر کند. مادر ۶ ماه پیش در تهران مرد، رضا همین یک روز پیش انگشتر زنش را فروخته، از میدان مولوی چرخ را به قیمت ۱۷ هزارتومان خریده است.

او می گوید شب روی همین چرخ باید بخوابد، چاره دیگری ندارد. پیشنهاد می کنم به سازمان بازیافت برود تا کارت و لباس بگیرد، اما می گوید باید ۶ هزار تومان به بازیافت بدهد و این مبلغ پول را ندارد.

اولین روز به او خیلی سخت گذشته و می گوید که از خودش بدش می آید و هنوز نتوانسته لب به غذا بزند. و بزرگترین آرزوی رضا؟ "برگردم، زمینم را پس بگیرم و با زن و بچه ام زندگی کنم."

با هر کدام از نان خشکی ها که صحبت می کردم دوست داشت برگردد، حالا یا به افغانستان یا به دهاتی در مشهد و یا جایی دیگر، غیر از تهران.

ناصر مثلا با اینکه اینجا "پول بیشتری در می آورد و مردم با او بد رفتاری نمی کنند" دلش برای خواهرش تنگ شده، یا احمد که می گوید که سال آینده بر می گردد مشهد و دست زنش را می گیرد و به خانه خودش می برد.

اسدالله آخرین نفری بود که با من حرف زد؛ یک افغانی دیگری که ۳ سال است آمده ایران و هر چه را که در می آورد می فرستد پیش پدرش که مراقب عروس و نوه هایش است. اسدلله در وطن کارهای ساختمانی می کرده، کار کساد شده و حالا هم به خاطر عروسی برادرش و به خاطر خرج خانواده اش در افغانستان در تهران مقروض است.

می پرسم "کی برمی گردی؟" عرقش را با پشت دست های بزرگش پاک می کند و می گوید: "آنجا کار نیست، اما بهتر است. پول که در بیاورم، بر می گردم وطن. خوار و بار فروش می شوم. غریبی اینجا سخت است."


ماموران بازیافت، آشغال ها را تقریبا چند می فروشند؟
پلاستیک: ۱۲۰ تومان
کاغذ: ۲۰ تومان
روزنامه: ۳۰ تومان
نان خشک: ۷۰ تومان
مشمع: ۱۰۰ تومان
پیت: ۱۰۰ تومان

ماموران بازیافت پسماندها را از مردم کیلویی چند می خرند؟
نان خشک: ۶۰ تومان
پلاستیک: ۸۰ تومان
روزنامه: ۱۰ تومان

بازیافت زبالهنمکی مامور بازیافت
صفحه ویژه تغییر آب و هوا
مصرف بنزین و گرمایش زمینکدام مهمتر است؟
صرفه جویی در بنزین یا مدل ماشین
نقشهنتیجه نظرسنجی
گرمایش زمین و ایرانیان ساکن استرالیا
سایت شرکت بهینه سازی مصرف سوختآمار و ارقام
مصرف انرژی در بخشهای مختلف ایران
کره زمین جنون مصرف؟
مضررات تفکر دارنگی و برازندگی
.رفتار تهرانی ها
در مورد ایجاد گازهای گلخانه ای
.از لندن تا تهران
صرفه جویی انرژی و خرسهای قطبی
مطالب مرتبط
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران