|
رفتارهای مردم تهران در مورد ایجاد گازهای گلخانه ای | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"همین قدر می دانم که در محله خودمان، سال ها قبل، اول زمستان، یک آدم برفی درست می کردیم که تا آخر فصل سرما می ماند. الان همه جای تهران برف می آید و روی زمین می نشیند، اما در محله ما، حتی همان وقتی هم که برف می آید، نمی شود آدم برفی درست کرد." محمد، جوان بیست و چهارساله ساکن شرق تهران، در حالی این جملات را می گوید که به گفته خودش، چیز زیادی درباره گرم شدن زمین و اتفاقاتی که باعث آن شده، نمی داند. البته او تنها کسی نیست که از این موضوع اطلاع زیادی ندارد. محمد، که سال گذشته، ازدواج کرده و مستقل از پدر و مادرش زندگی می کند، درباره این که خودش و همسرش در گرم تر شدن زمین چه نقشی می توانند داشته باشند، می گوید: "نمی دانم چه اتفاقی می افتد که زمین گرمتر می شود، برای همین هم نمی توانم بگویم نقش خودم در این ماجرا چیست. خودم حدس می زنم که گرمای زمین با تغییرات جوی ایجاد شده در سال های اخیر و گازهای گلخانه ای مرتبط باشد. اما نمی دانم این گازها و آن تغییرات چطور به وجود می آیند." "فکر نمی کنم من و خانواده ام خیلی موثر باشیم. ماشین که نداریم، کلی هم صرفه جویی می کنیم. ما در خانه مان، انرژی را هدر نمی دهیم." مرضیه، جوان مجرد بیست ساله، درباره این که گرمایش زمین چیست و چرا به وجود آمده می افزاید: "چیز زیادی درباره موضوع گرمایش زمین نشنیده ام. در همین حد می دانم که لایه اوزون سوراخ شده. امسال هم منتظر سرمای زودرس بودم اما با توجه به این که آبان هم آمد و هنوز هوا گرم است، فکر می کنم یک اتفاقاتی افتاده که اینطوری شده." شیما، دختر مجرد ساکن کرج هم که جز گزارش ها یا اخباری که از تلویزیون درباره گرمایش زمین دیده است، مطلب دیگری در این باره نمی داند، در مورد نقش خودش در ایجاد یا جلوگیری از این پدیده، می گوید: "تا حالا به این فکر نکردم که من هم می توانم در این ماجرا نقشی داشته باشم؛ البته شاید اگر یک شب بیخوابی به سرم بزند و اخباری هم راجع به این موضوع شنیده باشم، به نقش خودم در ایجاد آن هم فکر کنم."
اما این فقط جوانترها نیستند که نقشی برای خودشان در ایجاد پدیده گرمایش زمین قایل نیستند. مسعود که پدر سه فرزند است، درباره نقش خودش و خانواده اش در گرم شدن زمین میگوید: "این مساله که زمین در حال گرمتر شدن است، مشکلی نیست که من یا امثال من بتوانیم آن را حل کنیم و نیاز به یک برنامهریزی جهانی دارد." الهه، خانم چهل ساله ساکن غرب تهران هم از دلایل گرم تر شدن زمین اظهار بی اطلاعی می کند و میگوید: "فقط میدانم که زمین در حال گرمتر شدن است. اما این که چه چیزی باعث شده تا این اتفاق بیافتد و این که چه کارهایی باید انجام داد تا از بروز چنین اتفاقهایی جلوگیری کرد، چیزی نمیدانم." مصرف کمتر؛ هزینه کمتر "در خانه ما چراغ زیاد استفاده می شود. گاهی هم حتی هنگام خارج شدن از خانه، فراموش می کنیم لامپ ها را خاموش کنیم. برای همین و برای این که هزینه مان زیاد نشود، از لامپ کم مصرف استفاده می کنیم." محمد، بعد از کمی مکث در ادامه درباره استفاده از لوازم برقی در خانه، مکثی می کند: "سرخ کن و مایکروفر داریم و به خصوص از مایکروفر زیاد استفاده می کنیم. اما تلویزیون در خانه ما، کم روشن می شود."
اما شرایط حاکم بر خانه مرضیه، درست برعکس است: "کلا برق کم مصرف می کنیم. اگر داخل اتاق نباشیم، حتما چراغ ها را خاموش می کنیم. لوازم برقی هم زیاد در خانه مان نداریم." مرضیه از قطع آب و برق که طی سال های اخیر، به خصوص تابستان ها زیاد در تهران اتفاق می افتد، شاکی است و می گوید: "از صدقه سر برنامه قطع برق، یخچالمان و یکی از تلویزیون هایمان سوخت. البته از آن موقع، حتما آب برای مصارف ضروری، کنار می گذاریم." شیما، با اشاره به عادت خانوادگی شان در مصرف کم برق، درباره لوازم اضافی برقی که در خانه شان به کار می رود، می گوید: "لوازم اضافی برقی فقط کتری برقی داریم که آن را هم با غر و لند های پدر و مادرم، فقط من و آن هم شب های امتحان استفاده می کنم." او تاکید می کند، پدرش به دلیل اعتقاد به سرطان زا بودن استفاده از این وسایل، با آنها مخالف است. شیما که هر روز برای کار، از کرج به تهران می رود، درباره نحوه استفاده اش از وسایل برقی خانه می گوید: "اگر خانه باشم، کامپیوترم را که روشن می کنم، تا آخر شب، خاموش نمی کنم. اما برادرم، یک دقیقه هم با کامپیوترش کار نداشته باشد، آن را خاموش می کند." محمد هم به یاد می آورد که از زمانی که آب به صورت برنامه ریزی شده قطع می شود و به خصوص از موقعی که کنتور آب منزل شان را مامور آب درست کرد، مصرف آب شان هم بهتر کنترل می شود: "قبل از این که آب زیاد قطع شود، موقع حمام رفتن، عادت داشتیم در تمام مراحل، آب را باز بگذاریم. الان، موقع ظرف شستن هم رعایت می کنیم. اغلب شیرهای آب خانه هم چکه می کرد، که تعمیرشان کردیم". جوانترها و به خصوص دخترها و پسرهای مجرد، کمتر به مقدار مصرف فکر می کنند. پریسا، دختر بیست ساله درباره نحوه استفاده اش از لوازم برقی خانه می گوید: "من معمولا وسایل مورد نیاز روزانه ام را به غیر از اتو در طول روز روشن نگه میدارم تا مجبور نباشم روزی چند مرتبه آنها را روشن یا خاموش کنم."
گرمای خانه، زمین را گرم نمی کند سیستم گرمایی اغلب خانه ها در تهران، شوفاژ یا پکیج هایی است که در داخل آپارتمان ها استفاده می شود. تعدیل حرارت داخل خانه، با روش های مختلفی است که معمول ترین آن هم، بازکردن پنجره هاست. شیما، که خانه دو طبقه شان در شهرکی در کرج را شوفاژ گرم می کند، درباره روش تعدیل حرارت داخل خانه می گوید: "خانه ما دو طبقه است. ما حتی درهای داخل خانه را هم باز می گذاریم که راهروی مان هم گرم شود و الا از سرما نمی شود وارد راهروها شد." مرضیه، با اشاره به این که سیستم گرمایی خانه شان، شومینه و بخاری است، درباره تعویض هوای داخل خانه می گوید: "اگر بخواهیم هوای اتاق عوض شود، در بالکن یا پنجره ها را باز می کنیم." ولی محمد روش دیگری دارد: "وقتی می خواهیم خانه گرم شود، دیگر پنجره را باز نمی کنیم. آن قدر در ورودی خانه باز و بسته می شود که دیگر نیازی به بازکردن پنجره نیست." اما بلافاصله تاکید می کند: "ولی من دیگر دریچه های کولر را نایلون کشی نمی کنم که هوا از آن ها هم خارج نشود. فقط دریچه های کولر را از داخل اتاق ها می بندم." تفکیک زباله برای بازیافت جدا کردن آشغال های خشک و تر از یکدیگر هم در همه خانه ها مرسوم نیست و روش جمعی خاصی برای آن وجود ندارد.
شیما، کمی فکر می کند و یادش می آید که مادرش جدا بودن آشغال ها از هم را رعایت می کند: "می دانم که مادرم نان را از بقیه آشغال ها جدا می کند. ولی در مورد پلاستیک و شیشه زیاد مطمئن نیستم، چون زیاد در خانه نیستم که بدانم. ولی مطمئنم که ظرف های یک بار مصرفی که داخلش مواد غذایی بوده، با آشغال های دیگر بیرون می گذاریم." او درباره جمع آوری آشغال های متفاوت توسط شهرداری می گوید: "در شهرکی که ما زندگی می کنیم، فقط بعضی از خانواده ها خودشان این موضوع را رعایت می کنند. وگرنه سیستمی برای جدا کردن آشغال ها وجود ندارد." مرضیه هم به سطل های مخصوصی که پیش از این در محله شان بوده و هر کدام مربوط به یک نوع آشغال می شده، اشاره می کند: "الان جای این ظرف ها در کنار خیابان های محله مان خالی است. ولی در خانه ما، مادرم نان و آشغال های خشک و تر را جدا می کند." محمد هم در مورد وجود روش مکانیزه جداسازی آشغال ها در مبدا، اظهار بی اطلاعی می کند و می گوید: "من در محله مان ندیدم که آشغال ها را جدا کنند. خودم هم رعایت نمی کنم. یک ظرف بزرگ آشغال در کنار خیابان هست که هر آشغالی را داخل آن می ریزیم." |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||