|
مصرف گرایی2: دارنگی و برازندگی | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دانشمندان زیست محیطی، رواج فرهنگ مصرفگرایی را، به دلیل تاثیر مخرب و مستقیم زبالههای تولید شده شهری در تولید گازهای گلخانهای و گرم شدن دمای زمین و نیز تغییرات آب و هوا، خطرناک میدانند. حسین شهرابی، مدیر یک شرکت تبلیغاتی در تهران است. حسین، تهران را شهری میداند که مردمانش، سعی دارند با خرید کالا، زندگی و رفاه دنیای مدرن را به خانوادهء خود هدیه کنند. اما به گفته دکتر احمد خاتونآبادی، مدرس مبحث توسعه پایدار در دانشگاه صنعتی اصفهان، ایران در سالهای اخیر، واردات بیرویه و غلطی داشتهاست. وارداتی که با اکوسیستم این کشور، تناسبی ندارد: "در واقع، عامل اصلی این واردات بیرویه، پول نفت است که این قدرت را ایجاد کرده تا هر کالایی وارد ایران شده و جایگزین کالاهای متناسب بشود. بدون اینکه به شرایطی محیطی و زیستی مردم توجه شود." این در حالی است که در کنار این واردات، هیچگونه هشدار و روشنگری مناسبی انجام نمیشود. زهرا یزدانی، کارشناس محیط زیست، معتقد است نسل جدید، مرعوب و مسحور تبلیغات هستند و به آثار مخرب این حجم از مصرفگرایی توجهی ندارند.
اما حسین شهرابی، نظر دیگری دارد. او معتقد است، تولد روزافزون شرکتهای تولیدی، به هرحال، پاسخی هستند به نیاز مردم. اگر تقاضا نباشد، طبیعتا عرضه نیز کاسته میشود. او ذائقه نسل جدید را ذائقه «مصرف و مصرف» میداند. "از کجا باید بدانند که فلان کالا بد است، یا این نحوهء مصرفگرایی، چه ضررهایی دارد؟ یعنی با چند تا شعار نخنما شده، و تکرار تاریخ گذشته، این نسل جستجوگر قانع خواهند شد؟" این فرهنگ از کجا آمد؟
مریم-ن، کارمند اداره صنایع است. او رسانههای دیداری را عامل اصلی این وضعیت میداند: "وقتی که از صبح تا شب در شبکههای تلویزیونی داخلی و شبکههای ماهوارهای، زندگی را بدون وسایل الکتریکی، به زندگی قرون وسطایی تعبیر میکنند، آیا این نسل مقصر است؟ چه چیزی از فرهنگ گذشته ما نمایش داده میشود برای این نسل به جز شعارهای سطحی؟ آیا هرگز از علوم تبلیغی، برای نشان دادن مزایای زندگی کممصرف سود بردهایم؟ نه. تبلیغات، یک هنر است و کسی برنده است که در راستای اهداف خود از آن استفاده صحیح کند." حسین شهرابی نیز همین دیدگاه را دارد: "بههرحال، تبلیغات، همیشه هم بد نیست. مشکلاتی از این دست را باید از راههای دیگر حل کرد. مثلا اگر استفاده از کالاهای مصرفی، تاثیر نامطلوب بر زندگی مردم و محیط زیست دارند، خوب دولت بودجه تبلیغاتی در اختیار ما بگذارد تا با این شعارها را تبلیغ کنیم." زهرا یزدانی، کارشناس محیط زیست، نیز معتقد است با توجه به اینکه تبلیغات شهری در اختیار شهرداری است، باید برای تبلیغات محیط زیستی، تخفیفهای خوبی قایل شوند تا از آن استقبال شود. دکتر خاتون آبادی، استاد دانشگاه اصفهان، الگوی ریاضت اقتصادی را مطرح میکند و اعتقاد دارد باید با استفاده از همین هنر تبلیغات، برای نسل جدید کمبودهای منابع کره زمین را تعریف کرده و بهجای نادیده گرفتن تکنولوژی، راهکارهای مصرف بهینه را نهادینه کنیم.
این استاد دانشگاه می گوید: "الان در غرب، نوعی بازگشت هست به همان آموزههای پیشین. برای مثال، آنها از پوست لیمو، دارو تهیه میکنند، از پوست شیرینبیان، محصولاتی تولید میکنند که در ادامه، به خود ما به عنوان مصرفکننده عرضه میکنند. حال آن که در گذشته ما، همین روشهای مصرف چندباره، سابقه فراوانی داشته است." وی معتقد است که ابتدا باید یک وفاق ملی حاصل شود بر روی بازشناسی فرهنگ و تمدن خودمان و سپس، در دو حوزه آموزش و تبلیغات، گروهها و نهادهای خصوصی و دولتی را بسیج کرد. زهرا یزدانی، کارشناس محیط زیست، با اشاره به تجربه شخصی خود در زمینه آموزش، میگوید: "باید فرهنگ استفاده صحیح از مواد را در کودکی و خردسالی نهادینه کنیم. ارگانهای دولتی در کنار فعالیت های خود، باید گروه ها و تشکلهای غیر دولتی را مورد توجه قرار دهند. دولت نیز ثبت و راهاندازی تشکلهای زیست محیطی را تسریع کند تا از طریق ارتباط بیواسطهای که این گروهها با توده مردم دارند، آموزشهای لازم انجام گیرد." دکتر خاتونآبادی پیشنهاد دیگری را مطرح میکند: "باید به هزینههای مواد خام، انرژی تولید، دستمزد و سود تولیدکننده، هزینههای آلودگی هوا، بهداشت، رفع آسیب منابع زیرزمینی و هزینههای آلودگی زیست محیطی را نیز سرشکن کرد تا نهایتا با افزایش قیمت و تعیین رقم واقعی کالا، رقابت بر سر سالمسازی و بهینهسازی کالاها صورت بگیرد." در این میان، نقش دولتها و رسانههای زیر نظر آنها را نباید از نظر دور داشت. آن بالا چه خبر است؟
در ایران، علاوه بر قوانین عرفی و فرهنگی، مراجع قانونگذاری نیز قوانینی را در جهت حفظ فرهنگهای جامعه تصویب کردهاند. برای مثال، شورایعالی انقلاب فرهنگی در بحثهای مربوط به خانواده، موادی مصوب کرده است که میتوان آن را در راستای همان فرهنگ و سنتهای از یاد رفته دانست. ایجاد روحیه پسانداز و آیندهنگری در خانواده بر محور قناعت و ایجاد مراکز مناسب، توسعه فرهنگ ساده زیستی، قناعت، خود اتکایی، تولید و ارایه الگوی مناسب مصرف به منظور تصحیح فرهنگ اقتصادی خانواده و همچنین کاهش تبلیغات تجاری و مصرفی رسانهها به منظور جلوگیری از ترویج روحیه مصرفگرایی از جمله مواردی است که در بحث اقتصاد خانواده به تصویب رسیده و مراجع مربوطه موظف به اجرای آن شده اند. مجلس و دولت نیز مصوبات و آییننامههایی برای مقابله با فرهنگ مصرفگرایی تهیه و تدوین کردهاند. اما به عقیده کارشناسان، تا وقتی که همه جوانب فرهنگی و اقتصادی، توامان مورد توجه قرار نگیرد، برای هیچ یک از این قوانین، ضمانت اجرایی وجود ندارد. در همینحال، با رشد روزافزون صنعت و تکنولوژی، تولیدکنندگان تا اینجا پیروز ماجرا هستند؛ چراکه توانستهاند در کشوری مانند ایران، بر فرهنگ چند هزارساله غلبه کرده و مصرفگرایی را در تار و پود زندگی نسل جدید باز تعریف کنند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||