BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 16:46 گرينويچ - سه شنبه 02 ژانويه 2007 - 12 دی 1385
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
سال ۲۰۰۶ : گسترش نفوذ ايران در خاورميانه؛ فرصت يا تهديد؟

ايران و خاورميانه

بسياری از تحليل گران امور بين المللی با توجه به حوادث عراق، لبنان و فلسطين، سال ۲۰۰۶ ميلادی را سال گسترش نفوذ جمهوری اسلامی ايران در منطقه خاورميانه دانسته اند، اما مساله اين است که آيا اين گسترش نفوذ در منطقه ای بی ثبات که حساسيت نظام جهانی بر روی آن متمرکز شده است، فرصت تازه ای برای جمهوری اسلامی پديد آورده و يا اينکه آن را در معرض تهديد های جديدی قرار داده است؟

معمولا نفوذ منطقه ای يک کشور، فرصتی برای پی گيری آسان تر منافع آن تلقی می شود، اما هنگامی که پای رقبای قدرتمند در ميان باشد، نفوذ منطقه ای لزوما تامين کننده منافع آن کشور نيست.

در واقع، از هنگامی که ائتلاف عراق يکپارچه (گروه های شيعه) موفق شد در انتخابات پارلمانی عراق اکثريت نسبی کرسی های پارلمان را به خود اختصاص دهد، زمزمه "تشکيل هلال شيعی" در منطقه، از سوی برخی از رهبران محافظه کار عرب بلند شد.

اين رهبران که ملک عبدالله پادشاه اردن و حسنی مبارک رئيس جمهور مصر از برجسته ترين آنها بودند، ايران را متهم کردند که قصد دارد از طريق اتحاد با دولت شيعه عراق، علوی های حاکم بر سوريه، حزب الله لبنان و گروه های فلسطينی حماس و جهاد اسلامی، محوری سياسی به منظور بسط نفوذ خود بر تمام منطقه خاورميانه تشکيل دهد.

 قاعدتا اگر دولت ايران سعی در استفاده از نفوذ خود در مناطق بحرانی خاورميانه برای دستيابی به فرمولی مورد رضايت همه طرفها داشته باشد، اين حرکت می تواند فرصتی درخشان در جهت تامين منافع ايران باشد، اما اگر اين نفوذ را برای ايجاد نظمی مغاير منافع ساير طرف ها بکار گيرد، ممکن است خود را با ائتلافی از کشورها روبرو ببيند و نفوذ ايران به تهديدی عليه منافعش بدل شود

در ايران بسياری از محافل سياسی و مطبوعاتی نزديک به دولت محمود احمدی نژاد، از اينکه ايران تحت رهبری وی توانسته است به چنين موقعيتی در خاورميانه دست يابد، تبليغات پردامنه ای را به راه انداختند و آن را نشانه عقيم ماندن طرح خاورميانه بزرگ آمريکا و گرايش کل منطقه به جمهوری اسلامی قلمداد کردند.

ادعای رهبران محافظه کار عرب مبنی بر تشکيل هلال شيعی از سوی ايران و خوشحالی هواداران آقای احمدی نژاد از اين موضوع در حالی بود که پيروزی شيعيان عراق در انتخابات پارلمانی اين کشور به دليل اکثريت داشتن جمعيتشان امری بديهی بود و ارتباط خاصی با ايران پيدا نمی کرد.

افزون بر اين، اغلب گروه های شيعه عراق هر چند که خواهان روابط مسالمت آميزی با ايران هستند، اما در عين حال از متحدان نزديک آمريکا به شمار می روند، بنابراين اصرار بر اين نکته که حکومت شيعيان در عراق، بخشی از محور مورد نظر ايران را تشکيل می دهد، اغراق آميز به نظر می رسد.

قدرت نمايی حزب الله در تقابل با اسرائيل

با اين همه، بحث گسترش نفوذ ايران در خاورميانه هنگامی اوج گرفت که در تابستان سال ۲۰۰۶ جنگ ويرانگری بين اسراييل و حزب الله لبنان در گرفت؛ گروهی شيعه و هوادار ايران که دريافت کمک مالی از جمهوری اسلامی را انکار نمی کند.

جنگ پس از آن آغاز شد که افراد حزب الله با يورش به يک پايگاه نظامی اسراييل در شمال اين کشور، دو سرباز اسراييلی را به اسارت گرفتند. دولت اهود اولمرت نخست وزير اسراييل، بلافاصله پس از اين عمليات، حمله هوايی بی امانی را عليه مناطق جنوبی لبنان آغاز کرد.

نيروی هوادار حزب الله
پس از جنگ سی و چهار روزه با اسرائيل، حزب الله در منطقه و در ميان بسياری مسلمانان موقعيت ويژه ای يافت

حزب الله در مقابل اين حملات، شهرهای شمالی اسراييل را هدف موشک های کوتاه برد و ميان برد قرار داد و توانست شهرهای حيفا و ناصريه در عمق چهل کيلومتری اسراييل را هدف بگيرد.

حزب الله در عين حال توانست با استفاده از تسليحات پيشرفته، خساراتی جدی به نيروهای زمينی اسراييل وارد کند و پيشروی آنها را در جنوب لبنان با مشکل روبرو سازد.

برخی از اعراب محافظه کار حمله افراد حزب الله به پايگاه نظامی اسراييل را که منجر به بروز جنگ شد، اقدامی "ماجراجويانه" دانستند و از حزب الله در برابر اسراييل حمايتی نکردند.

اين اما فقط روی صحنه بود. در پشت صحنه اوضاع وخيم تر از اين بود. برخی ازاعراب ظاهرا بر اين باور بودند که اقدام حزب الله در به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلی به تحريک ايران و به منظور تاثيرگذاری بر مساله فلسطين بوده است.

بدبينی اعراب به نقش ايران

حمله حزب الله به پايگاه نظامی اسراييل درست زمانی اتفاق افتاد که گروه های حماس و فتح در آستانه اعلام توافق خود برای مبادله گلعاد شاليط سرجوخه به اسارت گرفته شده اسراييلی با جمعی از زندانيان فلسطينی در بند اسراييل بودند.

تفسير اعراب از همزمانی اين دو ماجرا اخلال حزب الله در روند توافق فتح و حماس و ايجاد بی ثباتی در فلسطين به منظور کمک به اهداف ايران بود.

 اسراييل مقاومت نيروهای حزب الله در برابر ارتش خود را به عمق نفوذ سپاه پاسداران انقلاب ايران در جنوب لبنان تعبير کرد و به اين برداشت رسيد که ايران در پی به دست آوردن نفوذی مشابه در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن از طريق کمک به دولت حماس است

در واقع جنگ بين حزب الله و اسراييل، کوشش ديپلماتيک طولانی کشورهای ميانه رو عرب را برای آشتی فتح و حماس خنثی کرد و روند سياسی در فلسطين را به نقطه صفر رساند.

بر اين مبنا بود که برخی مقام های اسراييلی مدعی شدند که بعضی از مسئولان کشورهای عربی در ديدار با آنها، خواستار ادامه جنگ اسراييل عليه حزب الله تا نابودی اين گروه شبه نظامی شده اند.

به هر حال، جنگ ۳۴ روزه اسراييل و حزب الله در ميدان نبرد به نتيجه روشنی نرسيد و در نهايت قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنيت سازمان ملل باعث پايان جنگ شد. ابهام در ميدان جنگ به دو طرف درگيری اين امکان را داد که اعلام پيروزی کنند، از همين رو، حسن نصرالله دبير کل حزب الله نتيجه جنگ را پيروزی تاريخی و الهی گروه تحت فرمان خود دانست.

با خاتمه جنگ اما بحران در خاورميانه فرو ننشست بلکه وارد مرحله تازه ای شد.

اسراييل مقاومت نيروهای حزب الله در برابر ارتش خود را به عمق نفوذ سپاه پاسداران انقلاب ايران در جنوب لبنان تعبير کرد و به اين برداشت رسيد که ايران در پی به دست آوردن نفوذی مشابه در نوار غزه و کرانه باختری رود اردن از طريق کمک به دولت حماس است.

بالا گرفتن دامنه بحران در لبنان

تظاهرات هواداران حزب الله
حزب الله همراه با جنبش امل وزيران خود را از کابينه آقای سينيوره خارج کرد و تظاهرات و تحصن نامحدودی به منظور ساقط کردن دولت آقای سينيوره در بيروت به راه انداخت

دولت اسراييل در عين حال از جنگ لبنان و الهام گرفتن فلسطينی ها از نوع مبارزه حزب الله به اين نتيجه رسيد که جز از راه همکاری دولت های محافظه کار و ميانه رو عرب نمی تواند با گسترش نفوذ ايران در منطقه مقابله کند، از اين رو، دولت اهود اولمرت با تاکيد بر ضرورت ائتلاف بين اسراييل و اعراب ميانه رو در برابر ايران، موضع مثبتی در مقابل طرح صلح عربی اتخاذ کرد.

طرح صلح عربی در سال ۲۰۰۲ در بيروت به امضای سران اتحاديه عرب رسيد. طبق اين طرح در صورت عقب نشينی اسراييل به مرزهای چهارم ژوئيه ۱۹۶۷ تمام کشورهای عرب با اسراييل روابط عادی برقرار می کنند.

در اين ميان، دولت فواد سينيوره نخست وزير لبنان که در جلب موافقت اعضای شورای امنيت سازمان ملل برای صدور قطعنامه ۱۷۰۱ نقش مهمی ايفا کرده بود، در پی استقرار نيروهای بين المللی و ارتش لبنان در جنوب اين کشور، بحث خلع سلاح حزب الله را بر اساس قطعنامه مطرح کرد.

حزب الله به منظور پيشگيری از اين اتفاق، به همراه جنبش امل متحد نزديکش، وزيران خود را از کابينه آقای سينيوره خارج کرد و تظاهرات و تحصن نامحدودی را به منظور ساقط کردن دولت آقای سينيوره در بيروت به راه انداخت.

اين حرکت حزب الله کشورهای محافظه کار عرب بخصوص عربستان سعودی را که حامی اصلی دولت فواد سينيوره به شمار می رود، خشمگين کرد. عربستان که پيش از اين تاريخ از حرکت حزب الله در لبنان نگران بود، اما اصراری بر افشای نگرانی خود نداشت، پس از به چالش طلبيدن دولت فواد سينيوره از سوی حزب الله و متحدانش، علائمی مبنی بر ضرورت مقابله با متحدان شيعی ايران در لبنان و عراق ارسال کرد.

در عين حال، روابط رو به گسترش دولت حماس با ايران، سبب شد که سعودی ها نسبت به نفوذ ايران در فلسطين نيز بدبين شوند و حماس را برای فاصله گرفتن از ايران تحت فشار بگذارند.

نفوذ سازنده يا قدرت خطر آفرين

 به نظر می رسد که دولت آقای احمد نژاد در صدد است که از اين نفوذ در جهت بسط الگوی ايدئولوژيک انقلاب ايران در منطقه استفاده کند، از همين رو، تلاش او با منافع اسراييل، قدرت های بزرگ غربی و اعراب محافظه کار تعارض پيدا کرده است

از آنجا که مجموعه اين حوادث موجب نگرانی اسراييل و متحدان غربی آن بويژه ايالات متحده آمريکا نيز بود، به تدريج انديشه تشکيل يک ائتلاف گسترده جهانی با شرکت اعراب منطقه و اسراييل برای قطع نفوذ ايران مطرح شد، يعنی همان چيزی که تونی بلر نخست وزير بريتانيا آن را در ديدارش از دوبی بر زبان آورد.

به هر حال، در اينکه نفوذ بالقوه ايران در بين گروه های اسلام گرا در لبنان وفلسطين و تا اندازه ای عراق، در سال ۲۰۰۶ بالفعل شده است، ترديد اندکی وجود دارد.

به نظر می رسد که دولت آقای احمد نژاد در صدد است که از اين نفوذ در جهت بسط الگوی ايدئولوژيک انقلاب ايران در منطقه استفاده کند، از همين رو، تلاش او با منافع اسراييل، قدرت های بزرگ غربی و اعراب محافظه کار تعارض پيدا کرده است.

قاعدتا اگر دولت ايران سعی در استفاده از نفوذ خود در مناطق بحرانی خاورميانه برای دستيابی به فرمولی مورد رضايت همه طرفها داشته باشد، اين حرکت می تواند فرصتی درخشان در جهت تامين منافع ايران باشد.

اما اگر دولت ايران بخواهد از نفوذ خود در جهت ايجاد نظمی مغاير منافع ساير طرف ها استفاده کند، در آن صورت خود را با ائتلافی از کشورها روبرو خواهد ديد که برای بهبود رابطه خود با برخی از آنها دو دهه تلاش کرده است و در اين صورت نفوذ ايران در خاورميانه می تواند به تهديدی عليه منافع آن بدل شود.

طرح جلد کتاب باززايی شيعهمعرفی کتاب
شيعه، قدرت تازه در خاورميانه
تونی بلرآخرين اقدام؟
تونی بلر و تلاش برای تشکيل ائتلاف عليه ايران
نقشه خاورميانهاز ديگر رسانه ها
شرايط ايران و خاورميانه در نشريه اکونوميست
کاندی رايسآمريکا و اعراب
انتقاد از تمرکز آمريکا بر مساله اتمی ايران
منطقه ای در دره بقاع غربیبحران خاورميانه
نقش ايران و سوريه در بحران خاور ميانه و حل آن چيست؟
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران