|
ديدار مقتدی صدر از تهران: بازدارنده يا تحريک کننده؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ديدار مقتدی صدر روحانی جوان و جنجالی عراق با مقامهای ايرانی در تهران و وعده او مبنی بر حمايت از جمهوری اسلامی در مقابل حمله احتمالی ساير کشورها، توجه رسانههای جهانی را به خود جلب کرده است. در واقع، بسياری از ناظران علاقه مندند بدانند که انگيزه دولت ايران از ميزبانی مقتدی صدر در شرايطی که اين کشور درگير چالش بزرگی با آمريکا و اروپا و متحدان آنها بر سر پرونده هستهای خود است، چه بوده است. از صدور انقلاب تا حمايت راديکالها کشف انگيزه ايران از اين اقدام، بدون توجه به روابط ديرين جمهوری اسلامی با گروههای اسلامگرای منطقه و فلسفه اين روابط، امکانپذير نيست. نظام جمهوری اسلامی از بدو تاسيس خود داعيه جهانشمولی داشت، اما هنگامی که رهبران آن پی بردند که "صدور انقلاب" به ساير کشورها کاری پرهزينه و بیثمر است، تفسير تازهای از جهانشمولی انقلاب اسلامی ارائه کردند و به تدريج آن را به حمايت از گروههای راديکال اسلامی بويژه سازمانهای شيعه در ساير کشورها فرو کاستند. گروههايی جايگزين دولتها حمايت از گروههای اسلامگرا گرچه در ابتدا با انگيزه گسترش تفکر سياسی مورد نظر رهبران ايران در جهان اسلام بود، اما با گذشت زمان، اين حرکت به عنوان ابزاری برای دست و پا کردن همپيمانانی سازمان يافته در مناطق حساس خاورميانه به خدمت گرفته شد، زيرا رهبران جمهوری اسلامی دريافتند که با نوع سياستهای خود، دوست و متحد چندانی در بين کشورهای منطقه و جهان ندارند و در مواقع خطر لازم است از دوستانی دست کم در بين گروههای سياسی برخوردار باشند تا به کمک آنها هرگونه تهاجم خارجی را با هزينه سنگينی برای مهاجم روبرو کنند. جمهوری اسلامی ظاهرا اين سياست را در اغلب کشورها دنبال کرد اما فقط در کشورهايی موفق شد که دولت آنها از اقتدار لازم برای کنترل همه نيروها برخوردار نبود. شکست در افغانستان و بوسنی افغانستان، لبنان، بوسنی و سرزمينهای فلسطينی به علت شرايط خاص حاکم بر آنها مورد مناسبی برای تقويت گروههای همسو با جمهوری اسلامی بودند، اما از بين اين کشورها، گروههای همسو با ايران در افغانستان، از جمله گروههای شيعه، منافع خاص خود را به منافع نظام اسلامی ايران ترجيح دادند و به رغم دريافت کمکهای گوناگون سرانجام پس از سرنگونی نظام طالبان آمريکا را متحد مناسبتری برای خود يافتند. در بوسنی هم به دليل حضور قدرتمند آمريکا پس از پايان دادن به جنگ داخلی در اين سرزمين، دولت ايران با وجود ارسال کمکهای بسيار به مسلمانان اين کشور نتوانست تشکيلات مورد حمايت خود را پديد آورد. محدوديت عمل در قلمرو فلسطينيان در سرزمينهای فلسطينی نيز گرچه اقدامهای دولت ايران در حمايت از گروههای ضد اسراييلی بسيار حساسيت برانگيز بوده، اما به خلاف آنچه شهرت يافته اين اقدامها چندان با موفقيت همراه نبوده است، زيرا سازمان قدرتمند حماس و شاخه نظامی فتح که به دريافت کمک از ايران متهم هستند، هيچگاه سرنوشت خود را به رفتار جمهوری اسلامی گره نزدهاند و صرفا منافع خاص خود را دنبال میکنند. در اين ميان فقط جهاد اسلامی فلسطين پيوند استراتژيک خود را با ايران حفظ کرده که اين گروه نيز به دليل نفوذ اندک خود در سرزمينهای فلسطينی امکان تاثيرگذاری بر روند تحولات منطقهای جز در مقياسی کوچک را ندارد. لبنان نمونه موفق سياست ايران لبنان اما نمونهای موفق از تلاش جمهوری اسلامی برای تقويت متحدی خارج از دستگاه دولت به شمار میرود. ايران توانسته است با حمايت از گروه شيعه حزبالله در جنوب لبنان آنها را به شکل نيرويی تاثيرگذار در آن منطقه در آورد به طوری که سيد حسن نصرالله رهبر حزبالله بارها تاکيد کرده است که در صورت تهاجم به ايران، اين گروه همه توان خود را برای حمايت از جمهوری اسلامی به کار خواهد گرفت. حزبالله با برخورداری از زرادخانهای قابل توجه از موشکهای کاتيوشا و کوتاهبرد و تسلط بر مناطق جنوبی لبنان، بدون ترديد قادر است در شرايط بحرانی امنيت اسراييل را به خطر اندازد. ايران در عراق: سياست تقويت بازدارندگی حزبالله لبنان قاعدتا به تنهايی نمیتواند در جلوگيری از تهاجم به ايران يا تحت فشار قرار دادن آن نقش بازدارنده را ايفا کند، از همين رو جمهوری اسلامی برای تقويت توان بازدارندگی خود چشم به عراق دوخته است که بيش از نيمی از مردم آن شيعه هستند و حدود ۱۴۰ هزار نيروی آمريکايی در آنجا هدف مناسبی برای انتقامجويی احتمالی به شمار میروند. در طول زمامداری صدام حسين، ايران ميزبان گروههای اسلامگرای عراقی از جمله حزبالدعوه اسلامی و مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بود به اميد آنکه روزی از آنها عليه دولت سابق عراق و يا برنامههای آمريکا در خاورميانه استفاده کند. اين دو گروه قدرتمند شيعه که اينک زمام امور دولت عراق را به عهده دارند، به عنوان متحدان ايران قلمداد میشوند، اما معمولا فراموش میشود که آنها متحدان نزديک آمريکا نيز به شمار میروند و به احتمال زياد در هرگونه رويارويی آمريکا و ايران، اگر جانب طرف اول را نگيرند، دست کم سکوت خواهند کرد، دقيقا همان کاری که گروههای دوست و متحد ايران در افغانستان کردند. با اين حساب، ايران به جای تکيه بر اين دو گروه، مقتدی صدر و "جيش المهدی" او را متحد مناسبتری برای روزهای خطر يافته است. جای مقتدی صدر در محاسبه بازدارندگی در واقع تاکيد مقتدی صدر بر حمايت از ايران در برابر تهاجم خارجی در کنفرانس مطبوعاتی مشترک خود با علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی جمهوری اسلامی، ارسال اين نشانه از سوی او و ايران به آمريکا و متحدانش است که در صورت تهديد شدن ايران، عراق نيز جای امنی برای سربازان آمريکا نخواهد بود. ايران با اطلاع از وضعيت شکننده ارتش آمريکا در عراق احتمالا بر اين تصور است که ارسال چنين نشانههايی میتواند آمريکا را از دست زدن به اقدامهای شديد عليه جمهوری اسلامی باز دارد. وزن "جيش المهدی" و "حزب الله" در بازدارندگی پرسش اصلی اما اين است که آيا اين نشانهها به واقع بازدارنده است يا اينکه آمريکا و متحدانش را برای اعمال فشار بيشتر به ايران تحريک میکند؟ به نظر میرسد مورد دوم درستتر باشد. مقتدی صدر در جامعه بينالمللی وجهه مناسبی ندارد و بيشتر به عنوان جوانی ماجراجو و روحانی بنيادگرا و بیتدبير معروف است؛ بنابراين حمايت او از ايران، کمکی برای کاهش فشارهای بينالمللی به اين کشور نمیکند. افزون بر اين توانايی و اراده گروه مقتدی صدر برای انجام عمليات ايذايی عليه ارتش آمريکا محل ترديد است زيرا پيش از اين، گروه مقتدی صدر تمام توان نظامی خود را در شهرک صدر بغداد و شهر مقدس نجف عليه ارتش آمريکا به کار گرفته و پس از دادن تلفات بسيار، سرانجام راهی جز آتشبس پيدا نکرده است. در واقع تنها نيرويی که جمهوری اسلامی میتواند بر روی قدرت بازدارندگی آن حساب باز کند، حزبالله لبنان است، اما اين گروه نيز تحت فشار فزاينده بينالمللی است تا بر اساس مفاد قطعنامه ۱۵۵۹ شورای امنيت سازمان ملل خلع سلاح شود، آن هم درست پيش از آنکه وخامت روابط ايران با آمريکا و متحدانش به نقطه اوج برسد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||