|
چرا سپاه مهدی سلاح را زمين می گذارد؟ | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"سپاه مهدی" زير فرمان مقتدی صدر، روحانی جوان شيعی آمادگی خود را برای خلع سلاح اعلام کرده است. هنوز شرايط توافقی که ميان دولت موقت عراق و فرماندهان "سپاه مهدی" صورت گرفته، کاملاً روشن نيست، اما اين توافق در هر حال پيروزی درخشانی است برای نخست وزير موقت اياد علاوی که بارها از نفرات اين سپاه دعوت کرده بود که قهر و خشونت را کنار بگذارند و به صحنه مبارزه سياسی روی بياورند. گفته می شود که "سپاه مهدی" حدود ده تا پانزده هزار رزمنده مسلح دارد، که از آموزش نظامی خوبی برخوردارند. به گزارش برخی از منابع، اين سپاه از جمهوری اسلامی کمک های مالی و تسليحاتی دريافت کرده است، اما ايران اين موضوع را رد کرده است. شورشيان وابسته به سپاه مهدی عمدتاً جوانان پرشور و متعصب شيعه اند که به پيروی از رهبر بنيادگرای خود، سيد مقتدی صدر، از تشکيل نظام اسلامی در عراق هواداری می کنند. بيشتر اين جوانها به محلات فقيرنشين "مدينة الصدر" و "مدينة الشعله" و برخی از زاغه ها و محلات فقيرنشين شهرهای مذهبی جنوب عراق تعلق دارند. مقتدی صدر روحانی جوانی است که مقام مذهبی بالايی ندارد. بيشترين اهميت او به خاطر تعلقش به خانواده سادات صدر است که در مبارزه با رژيم سابق عراق دهها قربانی داده است. آخرين آنها آيت الله سيد محمد صادق صدر، پدر مقتدی صدر بود که به همراه دو فرزندش در سال ۱۹۹۹ به دستور صدام حسين به قتل رسيد. شيعيان عراق از سقوط رژيم صدام حسين با شور و شعف فراوان استقبال کردند. نيروهای ائتلاف به سرکردگی آمريکا اطمينان می دادند که از جانب شيعيان هيچ مقاومتی در برابر آنها نخواهد بود، اما تنها دو هفته پس از ورود نيروهای ائتلاف به خاک عراق و سقوط رژيم صدام حسين، مقتدی صدر به تأسيس "سپاه مهدی" دست زد و اعلام کرد که قصد دارد با اشغالگران مقابله کند. گروه ديگری از شبه نظاميان شيعی به "سپاه بدر" تعلق داشتند که از "مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق" به زعامت سيد محمدباقر حکيم فرمان می بردند. پس از سقوط صدام، "مجلس اعلا" مبارزه مسلحانه را کنار گذاشت و راه همکاری با نهادهای حکومتی دولت نوبنياد را در پيش گرفت. بيشتر مبارزان باسابقه شيعه عقيده داشتند که بايد از شرايط تازه برای تقويت جايگاه شيعيان در ساختار سياسی عراق بهره گرفت. بازوی شيعيان در 'جنبش مقاومت'
مقاومت مسلحانه ای که به تدريج در برابر نيروهای ائتلاف در عراق شکل گرفت، دو بازوی فعال داشت: وابستگان به رژيم بعث و بنيادگرايان سنی مذهب. آنها که از شکل گيری عراقی باثبات و آرام بيشترين زيان را می ديدند، دست به دست هم دادند و با بهره گيری از خطاهای بيشمار نيروهای ائتلاف، عراق را به آتش و خون کشيدند. "مقاومت" که به خشن ترين شيوه های تروريستی، گروگان گيری و آدمکشی روی آورده بود، دست به تبليغات وسيعی عليه شيعيان زد. دولت موقت عراق رسانه های ماهواره ای عرب مانند الجزيره و العربيه را به حمايت از رزمندگان عراقی متهم کرده است. اين تلويزيون ها شيعيان و کردهای عراق را به خاطر عدم مبارزه در برابر اشغالگران سرزنش می کردند. رزمندگان عراقی برای تضعيف موقعيت شيعيان، به شگردی دوگانه روی آوردند: از سويی به ترور چهره های سياسی برجسته شيعی دست زدند و از سوی ديگر به تحريک شيعيان پرداختند تا آنها را به "مقاومت" جلب کنند؛ هدف آنها اين بود که دامنه مقاومت را از "مثلث سنی نشين" بيرون بکشند و به سراسر خاک عراق گسترش بدهند. روحانيت شيعه در نجف، با مراجعی مانند شيخ بشير نجفی و شيخ اسحق فياض، سيد محمد سعيد حکيم و به ويژه سيد علی سيستانی، تلاش داشتند که جوامع شيعی مستقر در عتبات مقدسه را از درگيری های نظامی دور نگه دارند. از ميان محافل و نيروهای شيعی، تنها شبه نظاميان هوادار مقتدی صدر بودند که به "مقاومت" پيوستند؛ يک بار در ماه آوريل و بار ديگر در تابستان امسال شهرهای مقدس عراق به صحنه جنگ و درگيری نيروهای آمريکايی با شيعيان "سپاه مهدی" تبديل شد و تنها با دخالت آشتی جويانه آقای سيستانی بود که درگيری ها پايان يافت. حاصل "قيام شيعيان" صدها کشته و زخمی از جوانان شيعی و ويرانی کامل چند شهر بود؛ اما "سپاه مهدی" در قيام خود، نه تنها نتوانست عامه شيعيان را به جنبش جذب کند، بلکه از جانب اکثريت شيعيان متهم به آشوبگری و فتنه انگيزی شد. برخی از روحانيون از افراد اين سپاه انتقاد کردند که با عناصر افراطی سنی و بعثی، يعنی دشمنان ديرين شيعيان، همسنگر شده اند. عمليات قهرآميز مبارزان مسلح عراقی در ماه های اخير با ابعاد مهيب آدمکشی به ميدان آمد، که در غالب موارد، مردم غيرنظامی، از جمله کودکان بسيار قربانی آن بوده اند. به گزارش خبرگزاری ها، بيشتر مردم عراق مخالفت خود را با کشتارهای وسيع، انفجارهای مهيب و خرابکاری در عمليات بازسازی کشورشان، هرچه رساتر ابراز می کنند. در اين شرايط به نظر می رسد "سپاه مهدی" سرانجام به اين نتيجه رسيده است که ادامه همکاری با اين "مقاومت" نه تنها فخری به شمار نمی رود، بلکه بی ترديد انزوا و بدنامی سياسی به دنبال دارد. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||