|
نقش سازمان ملل در جنگ ايران و عراق | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جنگ هشت ساله ايران و عراق سرانجام در ژوئيه 1988 با پذيرش قطعنامه 598 شورای امنيت سازمان ملل از سوی جمهوری اسلامی به پايان رسيد. در طول جنگ، شورای امنيت قطعنامه های متعددی صادر کرد ولی در هيچ يک از آنها متجاوز اصلی معرفی نشد و اين موضوع مقامات جمهوری اسلامی را شديدا آزار می داد. امروزه ديگر تقريبا همه پذيرفته اند که جنگ دو کشور با حمله صدام حسين به خاک ايران در روز 22 سپتامبر 1980 آغاز شد. در دو سال نخست جنگ که بخش مهمی از خاک ايران در اشغال سربازان عراقی بود سازمان ملل کار مهمی انجام نداد مگر آنکه چند قطعنامه صادر کند و در آنها از هر دو طرف به طور کلی بخواهد که از کاربرد زور خودداری کنند و اختلافات خود را از راه ها ی مسالمت آميز حل کنند. در اين قطعنامه ها تجاوز عراق عليه ايران محکوم نشده بود و حتی از نيروهای عراقی خواسته نشده بود که خاک ايران را ترک کنند. کارشناسان اين بی تفاوتی و بی عملی سازمان ملل را به اين نسبت می دهند که حکومت اسلامی جديد در تهران از هيچ محبوبيتی در جامعه بين المللی برخوردار نبود و اين نگرانی ايجاد شده بود که روحانيون حاکم بر ايران ممکن است که بخواهند انقلاب اسلامی خود را به ساير کشورهای جهان صادر کنند.
اشغال سفارت آمريکا در تهران و اعدام و سرکوب مخالفان چهره خشنی از حکومت جمهوری اسلامی در اذهان جهانيان ايجاد کرده بود و از اين رو موقعی که تجاوز عراق عليه ايران آغاز شد کمتر کسی در جهان برای جمهوری اسلامی دل می سوزاند. در چنين وضعيتی غرب و شرق در اتحاد اعلام نشده ای در مجموع به حمايت از صدام حسين برخاستند و تجاوز او به خاک ايران را ناديده گرفتند. حتی استفاده از سلاح های شيميايی محکوم نشد و صرفا از دوطرف خواسته می شد که از توسل به چنين شيوه هايی خودداری کنند. ولی دوسال بعد در ژوئيه 1982 وقتی که ايران اغلب سرزمين های خود را پس گرفت و حتی در چند نقطه وارد خاک عراق شد، شورای امنيت در قطعنامه ای برای اولين بار خواستار آتش بس و بازگشتن نيروها به مرزهای شناخته شده بين المللی شد. ولی جمهوری اسلامی همچنان از پذيرش اين قطعنامه خودداری کرد زيرا که معتقد بود متجاوز هنوز معرفی نشده و تکليف پرداخت غرامت جنگی مشخص نشده است. دليل ديگر عدم پذيرش قطعنامه اين بود که از اين موقع استراتژی جنگی حکومت ايران عوض شده بود و به جای يک جنگ صرفا دفاعی به يک جنگ تهاجمی دست زده بود و سرنگونی صدام حسين به يک هدف جنگی تبديل شده بود.
در سال 1987 قطعنامه معروف 598 به تصويب رسيد و در آن سعی شد به يک خواسته مهم ايران پاسخ داده شود و هياتی برای بررسی تعيين متجاوز در اين جنگ معرفی شود. جمهوری اسلامی همچنان از پذيرش اين قطعنامه تا يک سال ديگر خودداری کرد و استدلال می کرد که بايد عراق به عنوان متجاوز شناخته شود و تکليف پرداخت غرامت روشن شود. ولی در يک سال آخر جنگ، وضعيت جبهه ها بار ديگر به نفع عراق تغيير کرد و مقامات ايران حس کردند که ممکن است بخش هايی از خاک اين کشور بار ديگر به اشغال عراق درآيد. رويدادهای ديگری از جمله سرنگونی يک هواپيمای مسافربری ايران توسط نيروی دريايی آمريکا در خليج فارس وضعيت را برای جمهوری اسلامی خطير کرده بود. سرانجام آيت الله خمينی، رهبر جمهوری اسلامی، قطعنامه 598 شورای امنيت را پذيرفت و تن به آتش بس داد و در جمله معروفی گفت که مجبور شد "جام زهر" را بنوشد. سه سال بعد از پايان جنگ در سال 1991 دبير کل وقت سازمان ملل، خاوير پرز دو کوئيار، عراق را شروع کننده جنگ معرفی کرد. ولی قطعنامه رسمی در اين باره صادر نشد و موضوع پرداخت خسارت های جنگی درهوا معلق ماند. بعد از سرنگونی صدام حسين به دست نيروهای ائتلافی تحت رهبری آمريکا در سال 2003، دولت جديد آن کشور با معرفی صدام به عنوان مسئول آغاز جنگ، از ايران عذرخواهی کرد. ولی دولت ايران همچنان به دنبال آن است که مبلغ صد ميليارد دلار از عراق خسارت جنگی بگيرد. برخورد سازمان ملل با جنگ ايران و عراق برای بسياری از ناظران نشان دهنده اين واقعيت است که چه گونه اين نهاد مستقل بين المللی در مواردی تحت تاثير منافع کشورهای بزرگ قرار می گيرد و از اتخاذ تصميمات بی طرفانه باز می ماند. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||