BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 15:04 گرينويچ - چهارشنبه 21 سپتامبر 2005
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
رزمندگان از جنگ بريده و بسيجيهای جبهه نديده

.
از جنگ برگشته‌ ها

پذيرش قطعنامه ۵۹۸ از سوی آيت‌ الله خمينی، رهبر وقت ايران که در تمامی هشت سال جنگ ايران و عراق از ادامه نبرد تا نابودی رژيم صدام حسين حمايت می‌ کرد، به نوعی در ميان رزمندگان ايرانی سرخوردگی ايجاد کرد.

جايگاه آيت ‌الله خمينی مانع از آن بود که اعتراضات درونی رزمندگان مجالی برای بروز پيدا کند اما پذيرش قطعنامه و آتش‌ بس پس از هشت سال در پی جنگی که با عناوين قطبی نزاع حق و باطل ادامه يافته و پس از آزادی خرمشهر خونينترين سالها را گذرانده بود برای بسيجيان و سربازان ايرانی که داوطلبانه به جبهه اعزام می ‌شدند غيرمنتظره و غم انگيز بود.

سرخوردگی بسيجيان که جنگ ايدئولوژيک را به پايان رسانده بودند و آرمانشهری به نام جبهه را ترک می‌ گفتند بعد از فوت آيت‌ الله خمينی سر باز کرد.

بازگشت به زندگی پس از جنگ

در کتاب چند جلدی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان تاريخ جنگ منتشر کرده و سعی شده است تا حدی تاريخنگارانه و به دور از حماسه‌ نويسی باشد، علت بزرگی که باعث شد در اواخر جنگ، نيروهای ايرانی تضعيف شوند و از ديگر سو، ارتش عراق سازماندهی اعجاب‌ برانگيز پيداکند و در چند عمليات تمامی خاکی را که ايرانيها اشغال کرده بودند بازپس بگيرد، فقدان عقبه (پشتيبانی) مناسب در پشت جبهه ‌ها برشمرده شده است.

نويسندگان سپاهی با بيان اينکه تمام مردم عراق و حکومت بعثی تمرکز لازم را در جنگ به کار بسته بودند از اين حقيقت پرده برداشته ‌اند که در جامعه ايرانی جنگ فراموش شده بود و مردم عادی به زندگی روزمره خود می پرداختند، در حالی که جمعيتی محدود و يک ميليون نفری به جنگ مشغول بود.

شايد فيلم عروسی خوبان محسن مخملباف فيلمساز ايرانی که پس از جنگ به نمايش در آمد نيز بازگوکننده همين نظر بود.

قهرمان فيلم پس از اينکه از جامعه سرخورده می‌ شود، دوباره به جبهه بازمی ‌گردد، جايی که آرمانها و آرزوهای قهرمان داستان هنوز هوادار و پيروی دارد اما برای رزمندگان از جنگ بازگشته با خاتمه جنگ و آرام گرفتن مرزها ديگر چنين امکانی نبود.

رزمندگانی که دوران نوجوانی و جوانی را در ميان آتش نبرد گذرانده بودند يکباره به زندگی پرتاب شدند، بدون اينکه شرايط عادی را تجربه کرده باشند.

بيشتر رزمندگان مجرد بودند و حالا بايد سر و همسری پيدا می کردند، شايد زندگی خانوادگی و قبول مسئوليت همسر و فرزند برای مردان جنگ سابق مواجهه مستقيم با زندگی بود که سخت‌ تر از جنگ به شمار می ‌رفت.

راهکار حکومت برای جلوگيری از اينکه رزمندگان از جنگ برگشته دچار سرشکستگی‌ ای نشوند که آنها را از تمام آرمانهايی که هشت سال برايش جنگيده بودند بيزار کند، دادن امتياز به آنان بود که معروفترين اين امتيازات، در نظر گرفتن سهميه ‌ای برای رزمندگان در دانشگاهها بود.

اين سهميه گرچه بسياری از رزمندگان را به دانشگاه‌ فرستاد اما بازخورد خوبی در سطح جامعه پيدا نکرد، جوانانی که پشت سد کنکور بودند، همواره معتقد بودند که رزمندگان حقشان را پايمال می‌ کنند و اين تبعيض آشکاری است، گو اينکه وضعيت علمی دانشگاهها نيز افت می ‌کرد و رزمندگانی که با سهميه به دانشگاه رفته بودند، در بسياری از موارد نمی ‌توانستند همپای ديگر دانشجويان حرکت کنند.

اما دادن چنين امتيازی به رزمندگان برای حکومت ايران نيز می‌ توانست خوشايند باشد چراکه هم آنان را به کاری مشغول کرده بود و هم می ‌توانست با داشتن جمعی هوادار، تحرکات دانشجويی را کنترل کند.

از امتيازات ديگری که به رزمندگان در اواسط دهه هفتاد خورشيدی داده شد امتياز تأسيس ويدئوکلوپ بود.

داشتن ويدئو و تماشای فيلمهای ويدئويی که به ‌زعم جمهوری اسلامی مخالف فرهنگ اسلامی بود در تمام دهه شصت ممنوع قلمداد می ‌شد، ممنوعيتی که مجازاتهای سنگينی از جمله جريمه و شلاق درپی داشت اما در دهه هفتاد و با پايان جنگ و آغاز دوران سازندگی فضای بازی نسبت به دهه شصت ايجاد شد و مسئولان فرهنگی به اين نتيجه رسيدند که شايد بتوان با آزادسازی ويدئو و تهيه فيلمهای مجاز و سانسورشده پديده مخفی ويدئو را کنترل کرد.

از همين جهت مجوز ويدئو‌کلوپها تنها به بسيجيان و جانبازان و افراد متعهد اعطا می‌ شد.

راه اندازی ويدئوکلو‌پ بنابر نظر مسئولان جمهوری اسلامی هم می‌ توانست کار فرهنگی باشد و هم کار اقتصادی و به سرمايه چندانی نيز نياز نداشت.

رزمندگان سابق حالا پشت پيشخوان می‌ ايستادند و فيلم به مشتريان کرايه می‌ دادند و قدری هم درباره سابقه فيلم و بازيگران صحبت می‌ کردند، اما آنچه اتفاق افتاد برای مسئولان غافلگير‌کننده بود.

با توزيع محدود فيلمهای مجاز و عدم استقبال مردم از فيلمهايی که يا از فرط سانسور چيز‌ی از آن نمی ‌فهميدند يا سرشار از شعارهای کليشه‌ ای بود، بسياری از ويدئوکلوپها را به تعطيلی کشاند و سرمايه خرد رزمندگان را بر باد داد ولی اتفاق بدتر اين بود که بعضی ويدئوکلوپها که هر روز بر تعدادشان افزوده می ‌شد، فيلمهای هاليوودی و فارسی پيش از انقلاب کرايه می ‌دادند.

در واقع نقض غرضی صورت گرفته بود و رزمندگان که بايد متعهدانه آرمانهای نظام را حفظ می ‌کردند برای دخل و خرج کردن زندگی ‌‌شان فيلم‌ غيرمجاز به مشتريان می ‌دادند.

رزمندگان بعد‌ها اعطای مجوز ويدئوکلوپها را توطئه ‌ای برای از بين بردن روحيه اسلامی قلمداد کردند.

بريده‌ ها و نبريده‌ ها

"بريده" اصطلاحی است که ميان تشکيلات زيرزمينی و مسلحانه و ايدئولوژيک پيش از انقلاب که گرايشهای چپروانه داشتند رواج داشت اما در دهه هفتاد ميان رزمندگان از جبهه آمده نيز به گوش می ‌رسيد، رزمندگان به ديگر همرزمانشان که احتمال می ‌دادند نوع ديگری از زندگی را پسنديده يا حرفهای مرددانه نسبت به گذشته بر زبان می ‌رانند، اصطلاح بريده را اطلاق می‌ کردند.

طرز پوشش و انتخاب لباس نيز از آن چيز‌هايی بود که ميان رزمندگان امری مذموم تلقی می ‌شد.

آن دسته از بسيجيانی که شلوار جين می ‌پوشيدند و ريشهايشان را مرتب می ‌کردند و اطراف آن را می تراشيدند با نگاه طعنه‌ آميز همسلکانشان روبرو می ‌شدند.

نيامدن به جلسات مذهبی هفتگی نيز دليل ديگری بود برای بريدگی.

تمامی اين ظواهر وقتی با سياست آميخته می ‌شد، عمق بيشتری می ‌گرفت. اصطلاح "يت" و "يون" هم گرايشهای سياسی رزمندگان را نشان می ‌داد که به معنای هواداری از جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز بود که دو گروه روحانی با خط مشی سياسی متفاوت به حساب می ‌آمدند.

جبهه نرفته‌ های بسيجی

با پايان جنگ نسلی ديگر هم پاگرفت: جوانان و نوجوانانی که جنگ را نديده بودند و تنها با جبهه ‌رفته ‌ها حشر و نشر داشتند.

بودند رزمندگانی که در سالهای جنگ و به هنگام مرخصی در مساجد و هيئتها نوجوانان و جوانان را تحت ‌پوشش کارهای اعتقادی و فرهنگی قرار می‌ دادند و به اين ترتيب عقبه مناسبی برای حفظ و حراست از آنچه آرمانهای بحق اسلامی می‌ دانستند می ‌ساختند.

اين نوجوانان و جوانان در دهه هفتاد، هنوز در سيطره تبليغات جنگ به سر می‌ بردند، آنان يا در جنگ قربانی داده بودند يا از قربانيان جنگ و رزمندگان از جبهه آمده الگو می‌ گرفتند.

آنچه از جنگ برای اين جوانان گفته می ‌شد ترسيم مدينه ‌فاضله‌ ای بود که در برهه هشت ساله و خطه جنوب ايران شکل گرفته بود.

آهنگهای مداحی و شعرهايی که سرشار از حس نوستالژيک بود می ‌توانست برای اين نسل جبهه ‌نديده آن ‌چنان رؤيايی را تصوير کند که حتی از پيشکسوتانشان در علاقه به چنين دنيای پررمز و رازی پيشی بگيرند.

اين در حالی است که از نظر مردم عادی جامعه، جنگ هشت ساله تمام شده است و گرچه قربانيان جنگ ميان مردم جامعه، همچنان ارج و منزلتی دارند، اين حس گاه با ابرازنظرهای دلسوزانه ‌ای همراه است که نشان از اشتباه بودن ادامه جنگ دارد.

اما به نظر می ‌آيد که بيشتر مردم ايران نمی‌ خواهند به گذشته بازگردند و روزهای جنگ را بار ديگر تجربه کنند.

66 25 سال پس از آغاز
مجموعه گزارش، تحليل و بررسی ابعاد گوناگون جنگ هشت ساله ايران و عراق
66هشت سال جنگ
نگاهی به هشت سال جنگ ايران و عراق به مناسب 25 سالگرد آغاز آن
66زورآزمايی همسايگان
توان و تاکتيکهای نظامی ايران و عراق در جنگ هشت ساله
66ربع قرن پس از آغاز جنگ
آنهايی که در منطقه از جنگ ايران و عراق نفع بردند
66سه تابلو از جنگ
بوی مدرسه، طعم جنگ
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران