|
توان و تاکتيکهای نظامی ايران و عراق در جنگ هشت ساله | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
صدام حسين، رييس جمهور سابق عراق، هنگامی که در۳۱ شهريور ۱۳۵۹ دستور حمله سراسری به ايران را صادر کرد، هرگز گمان نمی کرد آتش جنگی را برافروخته باشد که هشت سال به درازا بکشد. يکی از اهداف عمده صدام از اين تجاوز تصرف ساحل شرقی اروندرود و دستيابی به بخشی از خوزستان بود، چرا که بدين ترتيب عراق از بزرگترين نقيصه جغرافيايی اش يعنی نداشتن سواحل عريض و بزرگ رهايی می يافت. ارتش عراق در آن سالها اگرچه در زمره ارتشهايی بزرگ منطقه بود، اما بايد اذعان کرد ابعاد آن برای مبارزه با بزرگترين کشور خاورميانه (از نظر جمعيت وامکانات) کافی نبود. وقوع انقلاب ايران در سال ۱۳۵۷ سبب آشفتگی سياسی و نظامی ايران شد و بنابراين فرصت طلايی را برای حاکم فرصت طلب بغداد فراهم آورد. قدرت نظامی ايران محمد رضا پهلوی، شاه سابق ايران، بين سالهای ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۶ با صرف دهها ميليارد دلار ارتش ايران را مبدل به قدرت اول نظامی خاورميانه کرده بود تا آنجا که به گفته کارشناسان، نيروی نظامی ايران "هدفی فراتر از اهداف منطقه ای" را جستجو می کرد.
کمکهای بی دريغ آمريکا نيز ثابت می کند که واشنگتن برای اين ارتش اهميت زيادی قائل بوده و اين انتظار را از ايران داشته است که در شرايط حساس مانند ورود ناگهانی اتحاد شوروی به منطقه، دوشادوش قدرتهای غربی به مقابله با نيروهای متخاصم برخيزد. به گفته کارشناسان، ارتش ايران در آن سالها مرکب از دو هزار و ۴۶۰ دستگاه تانک، دو هزار نفربر زرهی ، ۷۳۹ فروند هلی کوپتر و ۴۸۶ هواپيما بوده است. اگرچه اين نيرو در قبل از انقلاب از ۵۰۰ هزار سرباز نيز برخوردار بود، اما در ابتدای جنگ بدليل سياستهای مسئولان وقت جمهوری اسلامی، اين نيرو به کمتر از دويست هزارنفر کاهش يافته بود. نيروی هوايی ارتش ايران در ابتدای جنگ از هواپيماهای بسيار پيشرفته اف-۱۴ برخوردار بود که می توانست با اندکی خطا با هر شليک يک هواپيمای دشمن را سرنگون کند. همچنين حدود ۴۰۰ فروند اف-پنج (تايگر) و اف-چهار (فانتوم) به نيروی هوايی ايران قدرت تهاجمی می داد و آن را قادر به مقابله با هر نيرويی در منطقه می کرد. تانکهای ايران نيز از انواع چيفتن ام-۴۷، ام-۴۸ ، ام-۶۰ بودند که همگی ساخت انگلستان و آمريکا بوده و در آن زمان از مدلهای پيشرفته روز محسوب می شدند. مهمتر از همه، هوانيروز يا ناوگان هلی کوپتری ايران بود که با داشتن ۲۰۲ فروند هلی کوپتر تهاجمی کبرا، ۲۱۴ فروند بل-۲۱۴ و ۵۰ فروند بل-۲۰۵، به قدرت سوم هوانيروز جهان تبديل شده بود. با اين وجود، خروج مستشاران خارجی در بهمن ۱۳۵۷ از يکسو و کاهش ۵۰ درصدی نفرات ارتش از سوی ديگر توان نظامی ايران را در شهريور ۱۳۵۹ حداقل به يک سوم سطح پيش از انقلاب کاهش داده بود.
قدرت نظامی عراق در مقابل، ارتش عراق در سا ل ۱۳۵۹ ساختاری مناسب داشت. خلا قدرت ناشی از سقوط شاه و به دنبال آن تضعيف حضور ايران در مناسبات امنيتی – نظامی خاورميانه و خليج فارس سبب شده بود تا حزب بعث عراق به فرماندهی صدام حسين بدنبال ايفای نقش جدی تری در منطقه باشد. کارشناسان توان نيروی هوايی عراق پيش از شروع جنگ را اينگونه ارزيابی کرده اند: سيصد و ۳۹ فروند هواپيما از انواع توپولف ۲۲، ميگ ۲۳، سوخوی ۷، ميگ ۲۱ و سوخوی ۲۰، ۱۳۳ فروند هلی کوپتر و ۵۶ فروند هواپيمای ترابری. عراق همچنين از ۱۵۰۰ نفربر روسی و۲۴۰۰ دستگاه توپ صحرايی و ضد هوايی برخوردار بود. اما قدرت اصلی عراق را ۲۳۰ هزار سرباز تعليم ديده و ۲۸۵۰ تانک روسی از انواع تی-۵۴، ۵۵، ۶۲ و ۷۲ تشکيل می داد. آغاز تهاجم عراق حمله خود به ايران را در ۳۱ شهريور از سه جبهه آغاز کرد. در جبهه شمالی سپاه اول عراق متشکل از دو لشکر قصد داشت با تصرف کردستان و حمله به آذربايجان غربی مقدمات تجزيه کردستان ايران را فراهم کند. در جبهه ميانی پنج لشکرعراقی درقالب سپاه دوم قصد داشتند با پيشروی در عمق ۵۰ کيلومتری خاک ايران، بغداد را که به گونه ای نگران کننده به مرز ايران نزديک بود، مراقبت کرده و درعين حال استانهای کرمانشاه و ايلام را تصرف کند و از شمال استان خوزستان سر برآورد.
اما عراق قدرت اصلی خود را در جبهه جنوب متمرکز کرده بود. پنج لشکر در قالب سپاه سوم مرکب از لشکرهای يک مکانيزه، ۱۰ زرهی، ۹ زرهی، ۵ مکانيزه و۳ زرهی قصد داشتند تا مهمترين شهرهای جنوبی ايران نظير اهواز، آبادان و خرمشهر را تصرف کرده و زمـينه سقـوط خوزستان را فراهـم کنـند. سد هوانيروز بيشتر نيروهای ايران در هفـته های اول گرفـتار نقـل و انتقـال از مرزهای شرقی، مرکزی و شمالی کشور به جنوب بودند وهمين امر سبب شد تا ارتش صدام حسـين از عـنصر غافـلگيری به خوبی اسـتفـاده کند. مثلا لشکر ۷۷ خراسان از مشهد به منطقه جنوب اعزام شد يا لشکر ۱۶ زرهی قزوين بيش از هزار کيلومتر با منطقه عملياتی فاصله داشت. تنها لشکر ۹۲ زرهی اهواز در جنوب و لشکر ۸۱ خرم آباد در مرکز منطقه عملياتی برای مبارزه حضور داشتند و در کمال ناباوری، برغم برخورداری از حداقـل پشتيبانی، به دفاع پرداختند، حال آن که صدام گمان می کرد روحيه ضعيف مانع از جنگيدن جدی سـربازان ايرانی می شود. بهر حال، قـدرت زرهی قـابل توجه عراق سبب شد تا بسياری از مناطق مهم منطقه عملياتی در سه ماه اول جنگ به اشغال عراق درآيد. تصرف خرمشهر، سومار، نفت شهر، مهران، بستان، محاصره آبادان و تسلط بر محورهای اصلی همگی جزء پيروزيهای اوليه ارتش عراق بود. اما ايران در کنار مقاومتهای پراکنده از يک ابزار مناسب ديگر نيز بهره می برد: نيروی هوايی و هوانيروز. خلبانان ايرانی در هـفـته های اول جنگ ضربات جبرا ن ناپذيری را به نيروهای مکانيزه و زرهی عراق به ويژه در محور جنوب وارد آوردند. شايد همين حملات سبب کند شدن حرکت ستونهای زرهی عراق به داخل خاک ايران شد. هلی کوپترها و هواپيماهای ايرانی اصولا برای منهدم کردن ادوات زرهی خريداری شده بودند و خلبانان ايرانی پيش از جنگ، بارها چنين نبردهايی را تمرين کرده بودند. اشغال بيش از ده هزار کيلومتر مربع از خاک ايران در سه ماه اول جنگ، اگرچه يک موفقيت نظامی بود، اما بسيار کمتر از انتظار فرماندهان نظامی عراقی بود.
برگشتن ورق به موازات تحليل رفتن ارتش عراق در اثر ضربات نيروی هوايی وهوانيروز ايران، ورود صدها هزار نيروی داوطلب از يکسو و فراخوانی ارتش برای جلب نيروهای وظيفه از سوی ديگر سبب شد تا برتری جمعيت ۳۷ ميليون نفـری ايران بر جمعيت ۱۳ ميليون نفـری عراق خود را نشان دهـد. بکارگيری گسترده نفـرات سبب شد تا در پنجم مهر ۱۳۶۰ ايران محاصره آبادان را بشکند و در آذر ماه با تصرف بستان مقدمه آزاد سازی خرمشهر را فـراهم آورد. در حالی که ايران در دو نبرد مذکور به ترتيب تنها از ۲۵ و ۳۲ گردان رزمی استفاده کرد، مطابق آمار نظامی، اين کشور در عمليات فتح المبين و بيت المقـدس که منجر به آزادسازی خرمشهر شد به ترتيب از ۱۳۵ و ۱۴۴ گردان نيرو استفـاده کرد. در دو عمليات مذکور که بين ماه های فروردين تا خرداد ۱۳۶۱ انجام شد، عرا ق با تحمل ۲۰ هزار کشته و زخمی و ۳۴ هزار اسير مجبور شد تا حدود شش هزار کيلومتر از منطقه اشغالی را واگذار کند. ا ين نبردها در مجموع ۲۰ درصد از توان عراق را از بين برد. با رد درخواست آتش بس عراق در خرداد ۱۳۶۱ توسط جمهوری اسلامی، روند جنگ تغيير کرد و از آن زمان به بعد عرا ق در موقعيت دفاعی قرار گرفت. دوپينگ برای عراق در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ (۸۳-۱۹۸۲) هيچ کس جز ايرانيها مايل به تغيير جغرافيای سياسی خاورميانه نبود. بنابراين پس از آن که متحدان عراق متقاعد شدند که ايران بدنبال ادامه جنگ است، به کمک عراق شتافته و با کمکهای گسترده ارزی و فروش سلاح سازمان ارتش عراق را دو برابر کردند.
بنا به برآورد موسسه بين المللی تحقـيقـات استراتژيک برا ی سا ل ۱۹۸۳ــ۱۹۸۴، ارتش عراق مرکب از ۵۱۷ هزار سرباز بوده که در کنار ۷/۷ ميليارد دلار بودجه نظامی طی دو سا ل ۱۹۸۱ و۱۹۸۲ از حداقـل ۲۵ ميليارد دلار کمک نظامی خارجی نيز بهره مند شده است. ورود ميراژهای فرانسوی، سوپراتانداردها، موشکها ی سام، تانکهای جديد تی ۷۲، ميگهای ۲۵ و ۲۷ تنها بخشی از جنگ افزارهای جديد ارتش عراق بود. تقويت عراق سبب شد ايران نتوا ند سرعت پيشروی خود در سا ل ۶۱-۱۳۶۰ را در سالهای بعد تجربه کند و۱۳۰۰ کيلومتر مربع از خاک ايران در جنوب کماکان در اشغال عراق ماند. شکست عمليات رمضان و والفجر يک در سال ۱۳۶۱ از نشانه های تقويت شدن عراق بود، هر چند در سال ۱۳۶۲ ايران با تصرف جزاير مجنون توانست با قبول تلفـات زياد، عراق را مجبور به يک عقب نشينی محدود کند. در جبهه های شمالی و ميانی نيز اگرچه شدت جنگ کمتر بود، اما تحرکات ايران و عراق کم نبود و در محور مهران، سومار و نفت شهر طرفين بارها اقدام به حمله و ضد حمله عليه يکديگر کردند، اما مشخص بود که قرار است تکليف جنگ در جنوب مشخص شود. عبور از اروند در بهمن ۱۳۶۴ نيروهای ايران با گذر از رودخانه خروشان وعريض اروند نيروهای عراقی مستقر در ساحل غربی رودخانه را غافلگير کرده و توانستند شهر کوچک اما مهم فاو را بگيرند وعملا ارتباط عراق را با خليج فارس قطع کنند. اين حمله اگرچه برای ايرانيان خيلی خونين تمام شد، اما چون عراق برغم استفاده از حداکثر توان زرهی و هوايی نتوانست آنها را عقب براند موقعيت اين کشور را به خطر انداخت. در اين نبردها عراق صدها تانک و هواپيما را از دست داد و ايران نيز کمبود تجهيزات خود را با گذشتن از جان دهها هزار نفر از نيروهايش جبران کرد. اما در سال ۱۳۶۵ ارتش عراق باز هم تقويت شد و به گفته کارشناسان، در اين زمان از ۹۶۰ هزار سرباز، هفت هزار تانک و نفربر، ۶۰۰ هواپيما و ۴۰۰ هلی کوپتر برخوردار بود. اين در حالی بود که تجهيزات ايران به حدود ۱۰۰ هواپيما و هزار تانک محدود شده بود.
در نتيجه، پس از اين ديگر حملات ايران فايده ای نداشت و حمله ايران به جنوب و شرق بصره در سال ۱۳۶۵ و در جبهه ميانی در سال ۱۳۶۶بی نتيجه ماند. رکود در جنگ ارتش صدام که با اتخاذ تدابير دفاعی مانع ورود ايران به خاک عراق شده بود، د ر سالهای ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ با بهره گيری از نيروی هوايی خود از يکسو و توان موشکی از سوی ديگرعملا به صورت يک طرفه به تخريب تاسيسات قتصادی و شهرهای ايران پرداخت و اين امر سبب شد تا به مرور روحيه مردم ايران نيز تضعيف شود. از يک طرف برتری قوای عراق از نظر توپخانه، قدرت موشکی و توان زرهی به درجه ای رسيده بود که ايران ديگر قدرت پيشروی به داخل عراق را نداشت. از طرف ديگر، فعاليتهای سازمان ملل برای صدور قطعنامه برای پذيرش آتش بس از سوی ايران افزايش يافت و در سا ل ۱۳۶۶ منجر به صدور قطعنامه ۵۹۸ شد، اما ايران هنوز حاضر به قبول آتش بس نبود. حملات مجدد عراق عراق پس از آن که مطمئن شد نيروهای مسلح ايران قادر به ادامه حملات خود نيستند، از اوايل سا ل ۱۳۶۷ ا ز لاک دفاعی درآ مده و ايران را با چند عمليات از فاو و شرق بصره به عقب راند. درگيری نيروهای دريايی ايران و آمريکا در فروردين همان سال نيز که منجر به غرق شدن يک ناو ايرانی شد، به ايران فهماند که آمريکا نيز مايل به خاتمه هر چه سريعتر جنگ است. در نتيجه ايران در ۲۷ تير ۱۳۶۷ (دو هفته پس از سقوط هواپيمای مسافربری ايرباس ايران به دست سربازان نيروی دريايی آمريکا) قطعنامه را پذيرفت، اما عراق که اکنون دست بالا را داشت، به بهانه حمايت از مجاهدين خلق در جبهه جنوب تا پشت دروازه های اهواز و در شمال تا نزديکی کرمانشاه پيش راند.
اين حملات گسترده، مجددا سبب ورود سيل داوطلبان ايرانی به جبهه ها شد تا آن که در سوم مرداد به دنبال ضد حمله سنگين ايران و شکست واحدهای مجاهدين در عمليات "فروغ جاويدان" در نهايت در ۱۵ مرداد عرا ق قطعنامه را پذيرفت. نتايج جنگ جنگ ايران و عراق در نهايت فرجامی نيک برای هيچکدام از طرفين نداشت. نابودی زير بناهای دو کشور در کنار مرگ صدها هزار ايرانی و عراقی و معلول شدن صدها هزار سرباز ديگر تنها بخشی ا ز اثرات اين جنگ هشت ساله بود که پس از جنگ ويتنام بزرگترين جنگ جهان پس از جنگ جهانی دوم محسوب می شود. خسارات ايران در اين جنگ بين ۲۰۰ ميليارد دلار (برآورد منابع غربی) تا هزار ميليارد دلار (تخمين مقامات جمهوری اسلامی) تخمين زده می شود. عراق نيز پس از جنگ اگرچه از ارتشی بسيار بزرگتر از ارتش سا ل۱۳۵۹ خود برخوردارشد، اما از بين رفتن بنيه مالی اين کشور سبب شد تا صدام حسين تنها راه چاره برای فرار از ورشکستگی را تجاوز به کويت ببيند که اين حمله مقدمه ای شد برای ۱۳ سا ل مناقشه بی حاصل ديگر بين سربازان اين کشور و قدرتهای جهان. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||