BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
به روز شده: 16:52 گرينويچ - پنج شنبه 16 دسامبر 2004
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
واقع بينی آمريکا؛ لجاجت بريتانيا
مصدق
لحظه ورود دکتر محمد مصدق به دادگاه نظامی
از تصويب قانون ملی شدن صنعت نفت ايران تا کودتای ۲۸ مرداد که به برکناری مصدق انجاميد دو سال و اندی فاصله بود. در اين مدت که خلع يد انجام شد و مذاکرات نفت برای پرداخت غرامت و به دست گرفتن امور استخراج و فروش نفت جريان داشت، ماجراهای بسياری بين دولت های ايران و بريتانيا و آمريکا گذشت که سرانجام به کودتای ۲۸ مرداد انجاميد.

در اينجا نگاهی به مواضع آمريکا و بريتانيا پس از جريان ملی شدن نفت می اندازيم و سير حوادث را بر اساس آنچه در کتاب "خواب آشفته نفت" آمده مرور می کنيم. حوادثی که نشان می دهد آمريکايی ها برخلاف آنکه پس از کودتای ۲۸ مرداد بيش از انگليسی ها مورد نفرت ايرانی ها قرار گرفتند، در زمينه چينی کودتا به اندازه بريتانيا نقش نداشتند:

چهره بريتانيا از ابتدای ماجرای ملی شدن نفت تا کودتای ۲۸ مرداد، مطابق اسناد کتاب چهره ای سرسخت در حفظ منافعی است که ديگر با دوران جديدی که پس از جنگ دوم آغاز شده، هماهنگی ندارد؛ دورانی که مشخصه بارز آن رها شدن ملت های آسيا و آفريقا از زير يوغ استعمار کهن و رشد روزافزون نهضت های آزادی خواهانه در اين بخش از کشورهای جهان است.

بريتانيا از ابتدا تا انتهای ماجرای ملی شدن نفت ايران، موضع سرسختانه خود را حفظ می کند و دو سه باری هم که اندک انعطافی نشان می دهد با تعلل طرف ايرانی مواجه می‌شود و چه بسا اگر تعللی هم در کار ايرانيان نبود باز دولت بريتانيا با دست يازيدن به ترفندی ديگر، گره ای از مشکل فروبسته نفت نمی گشود.

 جرج مک گی معاون وزارت خارجه آمريکا بسيار کوشيد تا بريتانيايی ها را به نرمشی دربرابر رزم آرا وادارد اما بريتانيايی ها به او گفتند که آنان ايران را بهتر از آمريکايی ها می شناسند
چنانچه بريتانيا در زمان حکومت حاجعلی رزم آرا اندکی نرمش نشان داده بود، قانون ملی شدن پس از ترور رزم آرا به تصويب مجلس نمی رسيد و ماجرا با تنصيف منافع پايان می يافت و برنامه ملی شدن صنعت نفت ايران بی آنکه موضع گيری های حادی روی دهد و بی آنکه آن همه ماجرا در پی داشته باشد، طی يک دوره ده پانزده ساله، اندک اندک به اجرا گذارده می شد، يعنی همان سياستی که رزم آرا در پيش داشت.

حاجعلی رزم آرا
حاجعلی رزم آرا در اسفندماه 1329 توسط خليل طهماسبی کشته شد
موضع سخت و بی انعطاف بريتانيا آنچنان بود که آچسن، وزير امور خارجه آمريکا در زمان ترومن، وقتی فريزر رئيس هيئت مديره شرکت نفت بريتانيا و ايران، دولت بريتانيا را از هرگونه نرمشی نسبت به ايران – در دوره زمامداری رزم آرا - باز داشته بود، گفت: "دولت انگيس در چنگ کمپانی گرفتار آمده است."

بخش غم انگيز ماجرا اين جاست که با اينکه بريتانيا از هرگونه انعطافی دربرابر خواست های اندک حاجعلی رزم آرا سرباز زده بود، فداييان اسلام حکم قتل او را به جرم همکاری با بيگانگان صادر کردند.

بريتانيا - از زمانی که محمد رضا پهلوی، شاه ايران، به محمد مصدق پيشنهاد نخست وزيری داد و دکتر مصدق به گفته خود از بيم آنکه سيد ضيا به نخست وزيری برسد، آن پيشنهاد را پذيرفت، بنای کژتابی های بيشتر را گذاشت، و از همان ماه های نخست حکومت وی، فکر برکناری او را در سر می پخت. نخست به برکناری عادی می انديشيد. وقتی شاه از بيم قوام و سيد ضيا که پشت شان به بريتانيا بود زيربار برکناری دکتر مصدق نرفت، بريتانيا به فکر کودتا و براندازی دولت مصدق افتاد.

 بخش غم انگيز ماجرا اين جاست که با اينکه بريتانيا از هرگونه انعطافی دربرابر خواست های اندک حاجعلی رزم آرا سرباز زده بود، فداييان اسلام حکم قتل او را به جرم همکاری با بيگانگان صادر کردند.

بريتانيا به راستی هنوز از خواب دوران استعمار کهن بيدار نشده بود و ملی شدن نفت را که درست به علت کوتاه نيامدن او در برابر حاجعلی رزم آرا و تن ندادن به فرمول پنجاه – پنجاه اتفاق افتاده بود، چپاول اموال خود می ناميد.

جرج مک گی معاون وزارت خارجه آمريکا که در همين ايام به لندن رفته بود، بسيار کوشيد تا بريتانيايی ها را به نرمشی دربرابر رزم آرا وادارد اما "بريتانيايی ها به او گفتند که آنان ايران را بهتر از آمريکايی ها می شناسند. هر چه در برابر ايرانيان کوتاه بيايند بر توقعات آنان خواهد افزود. ايران نمی تواند حقی بيش از سهام داران معمولی ديگر شرکت برای مراجعه و رسيدگی به دفاتر داشته باشد. ايرانيان واجد صلاحيت برای تصدی امور اجرايی و تخصصی هم يافت نمی شوند... کوشش های مک گی بر آهن سرد کوبيدن بود."

در مقابل، آمريکا از همان ابتدا حکومت مصدق را به فال نيک گرفت و تمام تلاش خود را به کاربست تا بريتانيا را وادارد در مذاکرات خود با طرف ايرانی اندکی واقع بينی به خرج دهد و دست آمريکا را نيز بازبگذارد تا با کمک به ايران اين کشور را از غلطيدن در پرتگاه کمونيسم بازدارد. اما بريتانيا زير بار هيچ يک از اين دو پيشنهاد نرفت.

 چارلز بوهلن از اعضای بلندپايه وزارت خارجه آمريکا نيزمعتقد بود که مصدق و يارانش تنها کسانی هستند که می توانند ايران را از کمونيسم نجات دهند
شگفت اينکه در ابتدا هربار آمريکا به بلعيده شدن ايران ازسوی کمونيست ها اشاره می کرد بريتانيا اين ترس آمريکا را يک ترس بيهوده قلمداد می کرد و به آمريکا اطمينان می داد که چنين اتفاقی نخواهد افتاد، اما از آن زمان که فکر کودتا و براندازی مصدق برای انگليسی ها جدی تر شد، اين بريتانيا بود که برای کسب همدستی و هم آوايی آمريکا، بر کمونيست شدن ايران تاکيد می کرد.

دراکتبر ۱۹۵۱ وقتی مصدق برای شرکت درجلسه شورای امنيت سازمان ملل به آمريکا رفت و آچسن وزير خارجه آمريکا و معاون وی مک گی تلاش بسيار کردند که بريتانيا اندکی نرمش نشان دهد و با مصدق که موضع ملايم تری گرفته بود، به توافقی دست يابند، بريتانيا پس از مدتی دفع الوقت سرانجام از مذاکره سرباز زد. آچسن در اين زمان گفت: برداشت ما درباره ايران با برداشت انگليسی ها کاملا" متفاوت است.

چارلز بوهلن از اعضای بلندپايه وزارت خارجه آمريکا نيزمعتقد بود که مصدق و يارانش تنها کسانی هستند که می توانند ايران را از کمونيسم نجات دهند و "بنابراين ما بايد تصميم خود را برای معامله کردن با آن ها بگيريم."

News image
مصدق در ميان اعضای آخرين کابينه اش
در تابستان همان سال ژنرال پاتريک هرلی نماينده سابق پرزيدنت روزولت در ايران، در سنای آمريکا گفته بود " ملی شدن نفت ايران به هيچ وجه ربطی به الهام گرفتن از کمونيست ها ندارد و تنها عکس العملی است در برابر روش سرسختانه و کوته فکرانه و آزمندانه شرکت نفت در آن کشور."

روی کار آمدن دولت محافظه کار در لندن در پائيز سال ۱۹۵۱ و پس از چندی در اوايل سال ۱۹۵۲ که محافظه کاران حکومت را در ايالات متحده در دست گرفتند، نه تنها سياست بريتانيا در برابر ملی شدن نفت ايران سخت تر شد، بلکه ايالات متحده نيز اندک اندک از نرمش زياد در مقابل دولت دکتر مصدق دست برداشت و تا بدان جا رسيد که سازمان جاسوسی آمريکا به اتفاق سازمان جاسوسی بريتانيا طرح کودتای ۲۸ مرداد را آماده کرد و کرميت روزولت اين طرح را اجرا کرد و و حکومت ۲۷ ماهه مصدق را برانداخت.

اما مصدق نيز پس از بازگشت از آمريکا شيوه ای سرسختانه در پيش گرفت. البته نظر وزارت خارجه آمريکا اين بود که مصدق تا پيش ازآن زمان که اطمينان يابد که انگليسی ها به هيچ رو حاضر به حل و فصل دعوی با او نيستند، واقعا" خواهان پيدا کردن راهی بود و حتی در مورد قيمت نفت انعطاف نشان می داد.

با مرور اسناد وزارت خارجه آمريکا که در کتاب "خواب آشفته نفت" مورد استفاده و استناد قرار گرفته، می توان دريافت که آمريکا در دوره نخست حکومت دکتر مصدق موضعی واقع بينانه داشت. آنچه آمريکا را اندک اندک از اين سياست دور کرد، ابتدا سرسختی فزون از حد دولت بريتانيا که همواره آمريکا را از کمک به ايران منع می کرد و معتقد بود که ايرانی ها با دريافت کمک ديگر در برابر کمپانی کوتاه نخواهند آمد.

 بريتانيا علی رغم همه کوشش های آمريکا که به او گوشزد می کرد اصل ملی شدن نفت را بپذيرد، زير بار نرفت و تا آخرين ماه های حکومت مصدق اميدوار بود که بتواند ايران را به زانو در آورد
بريتانيا علی رغم همه کوشش های آمريکا که به او گوشزد می کرد اصل ملی شدن نفت را بپذيرد، زير بار نرفت و تا آخرين ماه های حکومت مصدق اميدوار بود که بتواند ايران را به زانو در آورد. اين همان ناديده گرفتن واقعيت های سياسی روز جهان بود. اين سماجت سرانجام محصولش را برای بريتانيا به بار آورد و آن کودتا و براندازی حکومت مصدق بود.

اما حلاوت اين پيروزی دوام چندانی نداشت چرا که دگرگونی های پرشتاب جهان پس از جنگ همه قراردادهای امتيازی و تنصيف منافع در کشورهای نفت خيز را در نورديد و مناسبات خريدار و فروشنده جايگزين تمامی اشکالی شد که ديگر دورانشان به سر رسيده بود. اما در اين ميان بريتانيا حيثيت و آبروی استعماری اش را با براندازی دولت دکتر مصدق حفظ کرد. در حالی که پس از جنگ دوم، حيثيت استعماری ديگر پديده ای مذموم به حساب می آمد.

بايد اذعان کرد که سرسختی و از دست دادن فرصت های مناسب از سوی مصدق نيز در سوق دادن آمريکا به همدستی با بريتانيا نقش داشت.

در آن هنگام که دو هفته ای بيش به کودتا نمانده بود، الهيار صالح سفير ايران در واشنگتن برای پاسخ به اظهارات جان فاستر دالس وزير خارجه آمريکا که در يک مصاحبه مطبوعاتی از نفوذ روز افزون کمونيست ها در ايران سخن گفته بود و آن را مانعی بر سر راه کمک و مساعدت آمريکا به ايران خوانده بود، به وزارت خارجه می رود.

در آن جا چند تن از معاونان و مديران به بهانه گرفتاری و يا مرخصی از پذيرفتن او سرباز می زنند تا سرانجام به جرنگان معاون بخش خاورميانه و آسيای جنوبی که با او سابقه دوستی داشت مراجعه می کند و از سخنان وزير خارجه گله می کند. آنچه جرنگان در پاسخ صالح می گويد می تواند علت رويگردانی تدريجی آمريکا را از ايران و نزديکی مواضع آن با بريتانيا را تا حدودی روشن کند.

جرنگان می گويد: "ما دو سال برای پيدا کردن راه حل کوشش نموديم ولی زحمات ما به جايی نرسيد. اگر دولت ايران پيشنهاد اخير انگلستان را – که ما واسطه آن بوديم [منظور پيشنهاد مشترک آيزنهاور و چرچيل است که مصدق آن را نپذيرفت] – قبول می کرد اولا" تمام عمليات اکتشاف و استخراج و تصفيه را در دست خود می گرفت و آزاد بود که از هر کشوری مصلحت بداند کارشناس استخدام کند.

 آمريکا پس از آن با الهام از اين کودتای موفقيت آميز دست به کودتاهای ديگری در کشورهای متعددی و به ويژه در کشورهای آمريکای لاتين زد که يکی از پرسرو صداترين اش، کودتای نظامی شيلی و ساقط کردن حکومت سالوادور آلنده است.
ثانيا" با قبول اين پيشنهاد بازار برای فروش نفت ايران پيدا می شد و ثالثا" يک دادگاه بين المللی و بی طرف راجع به غرامت رسيدگی می کرد و ايران می توانست دينی را که از بابت غرامت پيدا می کند ظرف مدت محدودی با تحويل نفت ادا کند. ما هم می توانستيم از محظوری که در برابر دوست و متفق خود – انگلستان- داريم خلاص شويم و به وسايل و اشکال مختلف به ايران کمک کنيم. اصرار دولت ايران براين که غرامت محدود به ارزش تاسيسات باشد مورد قبول ما نيست.

آمريکا در عربستان سعودی و ساير جاها تاسيساتی دارد و اگر چنين سابقه ای ايجاد شود فردا کشورهای ديگر هم اين راه را در پيش خواهند گرفت و اساس سرمايه های ما متزلزل خواهد شد. آمريکا ترديدی ندارد که مصدق خود متمايل به کمونيسم نيست ولی آيا تا به حال هيچ حزب يا دسته ای بوده که با کمونيست ها همکاری کرده و جان به سلامت برده باشند؟ نگرانی ما از اين است که آقای مصدق با همه علاقه که به حفظ استقلال کشور خود دارند تدريجا زمام اختيار را از دست بدهند و کمونيست ها برايران مسلط گردند"

اين مذاکرات در زمانی انجام شد که ديگر کار از کار گذشته بود.

نکته ديگر اين است که در کتاب و از ورای اسناد می بينيم که اين بريتانيا بود که آمريکا را با فکر کودتا آشنا کرد، اما در ماه های واپسين حکومت مصدق اين آمريکا بود که سکان را در دست گرفت و دست به کاری زد که با انتشار سری جديد اسناد وزارت خارجه آمريکا در زمان رياست جمهوری بيل کلينتون، ايالات متحده خود را ناگزير ديد از ملت ايران عذرخواهی کند.

آمريکا پس از آن با الهام از اين کودتای موفقيت آميز دست به کودتاهای ديگری در کشورهای متعددی و به ويژه در کشورهای آمريکای لاتين زد که يکی از پرسرو صداترين اش، کودتای نظامی شيلی و ساقط کردن حکومت سالوادور آلنده است.

بريتانيا که اين فصل جديد را درسياست خارجی آمريکا گشود، خود هميشه در سايه باقی ماند و برای مردم ايران از آن روز تا به امروز هرزمان که خاطره ۲۸ مرداد زنده می شود، نام آمريکا و کرميت روزولت است که تداعی می شود.

مصدقمصدق و نفت
تصوير دکتر مصدق در 'خواب آشفته نفت'
خواب آشفته نفتنقد کتاب
نقد کتاب 'خواب آشفته نفت'
سکوی نفتیچه شد که نفت ملی شد؟
ملی شدن صنعت نفت به روايت کتاب 'خواب آشفته نفت'
موحدگفتگو
گفتگو با محمدعلی موحد نويسنده کتاب خواب آشفته نفت
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران