|
روند برگزاری انتخابات در دموکراسيهای غربی - 2 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پارلمان در اکثر کشورهای دمکراتيک از دو مجلس تشکيل يافته که با عناوينی مانند مجلس نمايندگان و مجلس سنا از آنها ياد می شود. اعضای مجلس نمايندگان توسط آرای مستقيم مردم و به تناوب انتخاب می شوند در صورتيکه سناتورها برای دوره های طولانی تری اين مقام را بعهده می گيرند و در مواردی بطور غير مستقيم انتخاب می شوند و يا به اين مقام منصوب می شوند. در ايران بعد از انقلاب هم تشکيل شورای نگهبان قانون اساسی شايد با هدفی مشابه صورت گرفته بود. جزئيات ساختار پارلمان از کشوری به کشور ديگر متفاوت است: در امريکا اعضای سنا با رای مستقيم مردم وارد کنگره می شوند ولی در هر رای گيری که شش سال يکبار انجام می شود، فقط يک سوم اعضا، جای خود را به اعضای جديد میدهند. در بريتانيا عضويت در مجلس عليای پارلمان که مجلس لردها خوانده می شود انتصابی و حتی موروثی است. ديک لنارد نماينده سابق مجلس بريتانيا و نويسنده کتاب انتخابات در بريتانيا می گويد اين امر با مخالفتهايی روبروست: لنارد: در دويست سيصدسال اخير مجلس عوام، يا مجلس سفلی که انتخابی است نقش اصلی را در بريتانيا داشته و نقش مجلس اعيان، فرعی بوده است. اخيرا دولت طرحی را برای لغو عضويت موروثی به جريان انداخته و بسياری از جمله خود من معتقديم که بايد مجلس لردها انتخابی و يا حداقل بخشی از آن انتصابی باشد. ولی هيچکس توجيهی برای موروثی بودن عضويت در مجلس اعيان ندارد. در کشورهای دمکراتيک سازوکارهای خاصی پيش بينی می شود تا مجلس عليای پارلمان از اعتبار و پختگی بيشتری نسبت به مجلس نمايندگان برخوردار باشد. جياکومو بندتو استاد علوم سياسی در دانشگاه لندن در باره مجالس پارلمان ايتاليا می گويد: بندتو: تفاوت مجلس سفلی يا نمايندگان با مجلس سنا در اين است که تعداد اعضای سنا نصف مجلس نمايندگان است که 600 عضو دارد. حداقل سن برای نامزدی در انتخابات سنا 40 سال است. برای رای دادن در انتخابات مجلس سنا حداقل سن 25 سال و برای مجلس نمايندگان 18 سال است. کنار گذاشتن افراد 18 تا 25 سال در نتيجه انتخابات تغيير ايجاد می کند. سنا سياستمداران مسن تر و با تجربه تر را حذب خود می کند و اعتبار بيشتری نسبت به مجلس نمايندگان دارد. ولی قدرت هر دو مجلس با هم برابر است و دولت برای تصويب لايحه هايش به تائيد هر دو نياز دارد. ولی داشتن دو مجلس در پارلمان چه مزايا و معايبی می تواند داشته باشد؟ ميشل بروتر استاد علوم سياسی دانشگاه لندن: بروتر: تفاوت در اين است که وقتی پارلمان يک مجلس داشته باشد سرعت قانونگذاری بيشتر و کارآتر می شود. در حاليکه اگر دو مجلس وجود داشته باشد کنترل تصميمات سياسی و کارنامه مالی دولت بيشتر می شود و روند قانونگذاری عادلانه تر می شود. کارها ممکن است کندتر پيش برود ولی از حقوق اقليت ها و مخالفان حفاظت بهتری صورت می گيرد چون چندين سطح برای تصميم گيری وجود دارد. حوزه های انتخاباتی و مسايل مربوط از قبيل وسعت آنها و تعداد نمايندگان در يک حوزه انتخاباتی از جمله عواملی است که می تواند در ترکيب پارلمان و حضور يا نبودن اقليتها در آن موثر باشد. در کشورهای با نظامهای دمکراسی دو گرايش عمده در اين مورد وجود دارد. در بعضی از کشورها مانند بريتانيا و امريکا هر حوزه انتخاباتی فقط يک نماينده دارد و نامزدی که بيش از ديگران رای بياورد برنده نهايی انتخابات می شود. ميشل بروتر در باره مزايای چنين روشی می گويد: بروتر: مزيت اين است که هر کس مشخصا يک نماينده در پارلمان دارد يعنی اگر من در مرکز لندن زندگی می کنم می دانم که يک نماينده وحود دارد که از طرف من و اهالی م کز لندن در پارلمان حاضر است. عيب اين روش در اين است که ممکن است اقليتها نتوانند حضور کافی در مجلس پيدا کنند. در روش ديگر که به روش نمايندگی تناسبی معروف است سعی می شود تا تناسب آرا با کرسی ها حفظ شود. يعنی اگر حزبی 60 درصد آرا مردم را بدست آورده در پارلمان نيز تقريبا 60 کرسی ها را داشته باشد و اگر اقليتی 5 درصد آرا را دارد بتواند 5 درصد کرسيهای مجلس را در اختيار بگيرد. در اين روش احزاب برای سراسر کشور يک فهرست منتشر می کنند. ديک لنارد توضيح می دهد: لنارد: در روش نمايندگی تناسبی می توان حوزه انتخابيه را واحد و برابر کل کشور در نظر گرفت. در هلند و اسرائيل از روش حوزه انتخابی واحد استفاده می شود. بسياری از کشورهای اروپايی از روش نمايندگی تناسبی استفاده می کنند که البته حوزه انتخابی می تواند کوچکتر و مثلا استانی باشد ولی هرچه حوزه انتخابی بزرگتر باشد نتيجه انتخابات متناسبتر خواهد بود. منتقدان اين روش می گويند در آن ارتباطی بين اعضای پارلمان و حوزه های انتخابيه خاص وجود ندارد ولی دلايل موافقان را پيپا نوريس استاد علوم سياسی در دانشگاه هاروارد اينگونه توضيح می دهد: نوريس: تاثير اصلی اين است که در اين سيستم راه يافتن احزاب کوچک به مجلس آسانتر است. در کشورهای اروپايی که از اين روش استفاده می کنند احزابی مانند حزب سبز، احزاب اقليتها يا احزاب راست افراطی در مقايسه با روشهای اکثريت گرا راحت تر می توانند وارد مجلس شوند. البته روشهای پيچيده تر نيز وجود دارد که ترکيبی از دو روش تناسبی و حوزه های تک نماينده است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||