شما در حال مشاهده نسخه متنی وبسایت بیبیسی هستید که از داده کمتری استفاده میکند. نسخه اصلی وبسایت را که شامل تمام تصاویر و ویدیوهاست، مشاهده کنید.
بازگشت به وبسایت یا نسخه اصلی
اطلاعات بیشتر درباره نسخه لایت که برای مصرف کمتر حجم دادههاست
بررسی روزنامههای تهران، برنده اول، صندوق رای
- نویسنده, مسعود بهنود
- شغل, روزنامه نگار
روزنامههای صبح امروز، شنبه ۳۰ اردیبهشت در اولین روز هفته، فردای رای گیری انتخابات پر جنجال ریاست جمهوری در گزارش های اول خود بی آن که از نتیجه شمارش ارا باخبر باشند با اشاره به استقبال بیش از پیش مردم از صندوق های رای، انتخابات را برنده اصلی مبارزات انتخاباتی دانستهاند.
روزنامه های هوادار دولت و میانه رو، ضمن انعکاس استقبال وسیع مردم از انتخابات با زبان اشاره پیروزی رییس جمهور فعلی را نوید داده اند.
برنده: صندوق
شیرزاد عبداللهی در سرمقاله همدلی نوشت انتخاب اول مردم ایران صندوق رای بود: اینکه در خاورمیانه که عصبیت و خشونت در اوج است و تنها بمب و گلوله و بمباران فیصلهبخش اختلافات سیاسی و اجتماعی است، مردم ایران صندوقهای رای را با همه کاستیهای آن، برای تسویه اختلافهای سیاسی و اجتماعی برگزیدهاند، نشانه آگاهی و دوراندیشی ملت ایران است.
نویسنده نهاد انتخابات را متعلق به ملت و یادگار ۱۱۰ ساله انقلاب مشروطه است. این نهاد را با وجود کاستیهای آن باید پاسداری و تقویت کرد. عدهای با تنگنظریهای سیاسی و مذهبی و عده دیگری با رویای دمکراسی حداکثری، نهاد انتخابات را تضعیف یا بیاعتبار میکنند. اگر نهاد انتخابات را از میان برداریم چه چیزی را جایگزین آن میکنیم؟ انتخابات (با همه اشکالات آن) بدیلی جز استبداد و خشونت و عصبیت ندارد.
سرمقاله همدلی به این جا رسیده: هیچ کشوری یک باره و یک شبه به دمکراسی صددرصدی دست پیدا نکرده است. دمکراسی را نباید به صورت یک ایدئولوژی نگاه کنیم. دمکراسی یعنی گردش قدرت سیاسی، یعنی به رسمیت شناختن اقلیت و اجازه دادن به اقلیت که بتواند از طریق صندوق رای تبدیل به اکثریت شود. دمکراسی یعنی وجود رسانههای آزاد که بتوانند صاحبان قدرت را نقد کنند. دمکراسی یعنی ترس حاکمان از شکستن قانون.
اعتماد در سرمقاله خود نوشته: انتخابات ديروز فارغ از رقابت سياسي حاد ميان دو جناح، با دو خطمشي و دو ادبيات سياسي، يك ويژگي مهم ديگر هم داشت كه همان شوق و رغبت مردم براي مشاركت بود. نظرسنجيهاي معتبر نشان داد كه تصميم مردم به مشاركت در اين انتخابات نه در دقيقه ٩٠ و يكي دو روز اخير، بلكه از ابتداي بازي و حتي پيش از آغاز بازي گرفته شده بود. برخي نظرسنجيها پيش از آغاز رقابت انتخابات نشان ميداد كه بالاي ٥٥ درصد مردم تهران تصميم قبلي داشتند كه در انتخابات شركت كنند، در حالي كه در گذشته هيچگاه تا اين حد براي مشاركت اعلام آمادگي نميكردند.
اعتماد تاکید کرده: هرچند اين رقم در روزهاي آخر براي كل كشور به ٨٠ درصد و براي تهران به ٧٠ درصد هم رسيد، ولي حضور مردم از ساعات اوليه صبح نشان داد كه انتخابات براي مردم ايران به عنوان يك امر جا افتاده و جدي مطرح است و ديگر برچسبهاي قديمي مثل اينكه انتخابات بيفايده است يا نتيجه از پيش تعيين شده است را كسي نميپذيرد.
جعفر بلوری هم در یادداشت روز کیهان نوشته:امروز دیگر هیچ کس حتی دشمن «قادر» نیست از نمایشی بودن انتخابات در ایران بگوید. مناظرههای زنده و به شدت چالشی، طرحها و برنامههای چالشی، سخنرانیهای بیپرده و از همه مهمتر حضور حیرتانگیز مردم در صحنه نشان میدهد، انتخابات در جمهوری اسلامی ایران، در دنیا بدون اغراق بینظیر است. این بار دیگر برای بدبینترین افراد هم ثابت شده، جمهوری اسلامی ایران یکی از مردمیترین حکومتهای جهان را داراست.
به نظر این روزنامه تندرو: این دور از انتخابات با وجود تمام این ویژگیهای منحصر به فردش، «حاشیههای دوست نداشتنی» هم داشت. برخی بداخلاقیها، برخی خبرسازیها، اتهامزنیها، لجنپراکنیها و ناجوانمردیها اگر نبود، قطعا، هم مردم راضیتر بودند و هم مشارکت بالاتر از این میرفت. فرهنگ ایرانی و اسلامی، مردم این مرز و بوم را به گونهای بار آورده که اگر در حق کسی ظلمی شود، تهمتی زده شود و دریدگی صورت بگیرد، آنها را دلزده میکند.
کیهان در نهایت نوشته: در مناظرهها هم دیدیم وقتی برخی نامزدها از خطوط اخلاق و نظام گذشتند و برای کسب یک مشت رای بیشتر پنجه بر صورت نظام کشیدند، چطور نتیجه عکس گرفتند.
عبدالله ناصری در سرمقاله روزنامه ایران نوشته: یکی از مهمترین دستاوردهای انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم شکست بیشتر جو انفعال عمومی در قبال تعیین سرنوشت از طریق صندوق رأی بود. انباشت تجارب جامعه ایران طی دهههای گذشته نشان داد که بیتوجهی به صندوق رأی و چشم بستن بر تأثیرات فرآیند انتخابات گاه میتواند نتایج بسیار مهلکی در پی داشته باشد. این شاید مهمترین دستاورد انتخابات اخیر بود که باید آن را ارج نهاد.
به نوشته این مقاله: این دستاورد نشان میدهد که برخلاف برخی قولها مبنی بر ضعف حافظه تاریخی ایرانیان، مردمی هستیم که میتوانند در مقاطع مهم با نگاه به گذشته و استفاده از درسها و عبرتهای آن، مسیری رو به آینده را ترسیم کنند. جو عمومی انتخابات تاکنون نشان از آن دارد که گفتمان تحریم صندوق رأی، چه از طریق گروههای سیاسی و چه بواسطه فعالیت حلقههای اجتماعی کارآیی و مقبولیت خود را بیش از قبل از دست داده و عقلانیت عمومی جامعه ایران به سمت مشارکت جمعی برای تعیین سرنوشت خود هدایت شده است.
مقاله روزنامه ایران تاکید کرده که ایران اکنون در منطقه¬ ای که نزاعها و جنگهای داخلی بهعنوان راه حل عبور از اختلافات ملی جایگزین سیاستورزی فعال و دیپلماسی عمومی شده، هنوز برای گذر از اختلافات خود بر مردمسالاری و حق رأی تکیه دارد. در همین حال کشوری مانند ترکیه که در منطقه به دموکراسی خود افتخار میکرد و حتی ادعای همپایی نظامهای سیاسی قدرتمند اروپا را داشت امروز وارد چه وضعیتی شده است و با چه عقبگردی روبه روست.
همه چیز در صندوق
پوریا عالمی در ستون طنز شرق نوشته: دیروز ما رفتیم اول کلپچ خوردیم، بعد رفتیم رأی دادیم. این تغییرات ملموس بود، چون سال ٩٢ ما اول غصه خوردیم، بعد رأی دادیم. هیچکس نیامده بود و ما افسرده شدیم. بعد توی صف به ما چایی دادند که در ابتدا ما امتناع کردیم و گفتیم ما رأیمان را به کیسه آرد و گونی سیبزمینی ندادیم، به چایی خالی بدهیم؟ عمرا. که به ما گفتند این چایی استثنائا انتخاباتی نیست و بابای مسجد، خودجوش چایی دم کرده تا مردم که در صف میایستند خسته نشوند.
به نوشته این طنزنویس: ما گفتیم «کدام صف؟ همه که تحریم کردند. لابد حرفهای تلویزیون را باور کردید که مشارکت بالاست». گفتند شما هول بودید پنج صبح آمدید رأی بدهید، الان پشتسرتان را ببینید. ما نگاه کردیم دیديم مردم شناسنامهبهدست صف کشیدند از اینجا تا کجا.
ستون طنز شرق به این جا رسیده که: بغض کردم. توی صف همه میخندیدند و سلفی میگرفتند و اینقدر فضا خوب بود كه پشتسری ما حالت ازدواج گرفت و از بغلدستیش درخواست ازدواج کرد. در همین حالات بودیم که شهاب تحلیل کرد و گفت همهچیز در صندوق است و رفت در صندوق عقب را باز کرد و از صندوق چیتوزموتوری درآورد.
روحانی پیروز میدان
احمد غلامی در سرمقاله شرق اظهار نظر کرده که:فارغ از نتیجه انتخابات، اصلاحطلبان، خاصه حسن روحانی پیروز این میداناند؛ میدانی که رئیسی و اصولگرایان در آن شکست خوردهاند. شکست آنان جدا از برگههای رأی، نتیجه گفتمانشان بود. اصولگرایان بیش از آنکه به آموزهها و اصول خود پایبند بمانند، برای رسیدن به پیروزی دست به هر کاری زدند. مایه خرسندی نیست جریانی که همواره میتوانست با مجادله و مناقشه به آنتاگونیسمی سیاسی دامن بزند، اینگونه از معنا تهی شود.
نویسنده با اشاره به از دیدار ابراهیم رییسی نامزد اصولگرا و جناح سنتی با یک خواننده زیر زمینی نگاهی ماکیاولی به سیاست خوانده که نقطه انقطاع اصولگرایان از اصولگرایی است که نشان میدهد آنان انسجام درونیشان را از دست داده و برای به چنگآوردن قدرت و حفظ آن دست به هر کاری میزنند.
سرمقاله شرق ضمن بررسی احوال دو نماینده دیگر جناح اصولگرا به آن جا رسید که تکت حسن روحانی پای باورهای خود ایستاد و نشان داد برای به سرانجامرساندن ایدههایش سخت جدی است. مناظرهها و سخنرانیهای حسن روحانی در دوران تبلیغات انتخابات اخیر از او چهرهای متفاوت خلق کرد؛ چهرهای که مردم توانستند به او باور داشته باشند و تکیه کنند؛ و این دستاورد کمی نیست. ازاینرو حسن روحانی قبل از شمارش آرا پیروز این میدان است. اینک اصلاحطلبان و مردم چهرهای دیگر در کنار خود دارند که میتوانند از طریق او مطالباتشان را پیگیری کنند.
چالش بزرگ: اقتصاد
جهان صنعت در گزارش اصلی خود نوشته:تفاوت دیدگاه و سیاستهای اقتصادی این دو جناح، کشور را در یکی از حساسترین برهههای تاریخی خود قرار داده است و هرکدام از این دو تفکر یقینا مسیر اقتصاد را به دو سوی متفاوت در آینده ایران هدایت خواهند کرد، دو مسیری که ممکن است به بحران یا توسعه بینجامد و تغییرات سیاسی- اقتصادی بسیاری را به وجود آورد که خود میتواند چالش آینده کشور را رقم بزند. لذا شرایط اقتصادی چهار سال آتی پس از انتخابات، یکی از موضوعات مهم آینده کشور خواهد بود.
این گزارش چالش های پیش رو را سد خطرناکی در مسیر رشد و توسعه کشور دانسته و نوشته یکی از این چالشها افزایش هزینه زندگی است؛ هزینههای زندگی هنوز در ایران در حال افزایش استروحانی در رقابتهای انتخاباتی از عملکرد دولت در کاهش تورم از نزدیک به ۴۰ درصد در اواخر دوره احمدینژاد به حدود ۹ درصد در حال حاضر دفاع کرد. اما این هنوز به معنای این است که هزینه زندگی همچنان در حال افزایش است و در حالی که دستمزدهای واقعی برای اکثر ایرانیان افزایش یافته، این افزایش به قدری نبوده که جبرانکننده افزایش هزینهها باشد.
و خلاصه این که: توافق هستهای در اوایل سال گذشته به ایران اجازه داد صادرات نفت خود را دو و نیم برابر کند و حجم صادرات خود را به سطح قبل از تحریمها بازگرداند اما متاسفانه قیمتهای جهانی نفت سقوط کرد. لذا درآمد حال حاضر دولت یازدهم نسبت به دوره قبل از تحریمها که کمترین میزان تولید نفتی هم صورت میگرفت، کمتر شده و این، پول کمتری را جهت بازتوزیع و سرمایهگذاری باقی میگذارد.
پویا جبل عاملی در سرمقاله دنیای اقتصاد نوشته:در هنگامه مبارزات انتخاباتی، ایبسا شعارهای بسیار، قولهای بزرگ و وعدههای عجیب داده شود. انتخابات است و غیر از این نمیتوان انتظار داشت که برخی از نامزدها، رایآوری را به چنان طریقی ممکن ببینند که اهداف ناممکن را فریاد زنند. بر رایدهندگان است که اعتماد کنند یا نه، زیرا به هر رو شهروندان اقتصاددان نیستند که ملموس دریابند فلان وعده ممکن است یا ناممکن. اما آیا در صورت پیروزی آنانی که وعدههای ناشدنی میدهند، میتوان انتظار داشت که سپهر سیاستگذاری اقتصادی به تمامی، دنبالهرو آن وعدهها باشد. اینجاست که باید تردید کرد.
نویسنده اقتصاددان با اشاره به شعار های دونالد ترامپ در دوره مبارزات انتخاباتی خود نوشته: او با وجودی که خواهان آن است تا به طرفهای تجاری آمریکا فشار آورند تا تعرفه کالاهای آمریکایی را کاهش دهند، اما هنوز اقدامی انجام نداده است که به معنای خروج ایالاتمتحده از توافقات بینالمللی باشد. به دیگر سخن، بر خلاف وعدههای انتخاباتی، وی همچنان به معاهدهها پایبند است. چرا؟ زیرا وقتی بر مسند قدرت نشست واقعیت این معاهدهها را بهتر دریافت.
نتیجه گیری مقاله دنیای اقتصاد این که: وقتی نامزدی مسوول شود، اقتصاد واقعیتهای خود را به وی تحمیل میکند. سرسختی نشان ندادن در مقابل این واقعیتها، حتی برای شهروندانی که به آن شعارهای انتخاباتی ناممکن دلخوش کرده بودند، بهتر است. امید که پذیرش واقعیت، خصیصه بارز پس از انتخابات باشد.
مسعود سلیمی در سرمقاله جهان صنعت نوشته: امروز هیاهوی پیش از انتخابات به پایان میرسد اما پیامدهای پساانتخاباتی تازه آغاز شده و از آنجایی که فرد منتخب، رییسجمهور تمام مملکت و تمام ایرانیان است، پس هنگامی که قرار است برای حل مشکلات داخلی و خارجی کمر همت ببندد، باید برای وجب به وجب خاک کشور و نفر به نفر ایرانیان آستین بالا بزند چراکه اگر قرار بود با «بازی جناحی»، مملکت آباد شود و مردم در آسایش باشند، ۳۸ سال زمان اندکی نبود.
در واقع در آستانه چهارمین دهه از انقلاب، میتوان و باید از گذشته درس گرفت چراکه حکومتها و دولتها و سیاستمداران میآیند و میروند اما این آب و خاک است که میماند پس برای ماندن در قدرت باید ایران بماند یعنی تامین منافع ملی کشور، برتر و بالاتر از تمام خواستههای جناحی قرار گیرد.
رییس دولت دوازدهم باید از اهالی «تعامل» باشد، نباید آینده کشور را در دایره تنگ خواستههای جناحی ترسیم کند. مشکلات داخلی و خارجی کشور از حد و اندازه سیاهنمایی گذشته، به واقعیت بدل شده تا جایی که دیگر با شعار و اتهامزنی و گردن این و آن انداختن دردی دوا نمیشود. باید از پشت سر عبرت گرفت.
تقدس زدایی
آساره کیانی در مقاله ای در مردم سالاری نوشته:هوای انتخابات گرم است و مردم در روز 29 اردیبهشت عرقریزان در صفهای طویلی ایستادهاند که به صندوقهای سرنوشتساز منتهی میشوند؛ سرنوشتی که نمیخواهد به عقب برگردد و در ازدحام حوزههای رایگیری، این گفته را صندوقها هم فریاد میزنند.
در ادامه مقاله آمده: از کنار صفها و ازدحام میدانی طویل و عریض مردمیکه عبور کنید، بعید است نامیاز «تتلو» و خندههای مداوم پس از آن نشوید؛ او یک خواننده (به اصطلاح) زرد است و از کاندیدایی حمایت کرده که سابقهاش نشان داده که هیچوقت میانه خوبی با موسیقی (حتی از نوع اصیل ایرانیاش) نداشته؛ آنسوتر نوای روحانی ربنای شجریان از گوشیها و تبلتهای مردم پخش میشود و مردم برای شروع و تداوم اصلاح بعد از هشتسال آواربرداری دعا میکنند.
مقاله مردم سالاری به این جا رسیده: «خدایی را دوست دارند که دریاچه ارومیه را از باران رحمتش پر میکند؛ خدایی که زبان کُردی را آزاد میکند و امام زمانی که با توافق برجام درهای روابط بینالمللی را باز میگذارد.» آنها برای ماندن این خدا دعا میکنند و همچنان میشنوند که عدهای پیوند تتلو را با کاندیدایی که همهچیز را به خدا نسبت داده بود، تبریک میگویند.
شوخیهایی که پرده از تقدس برخی از کاندیداها کنار میزند؛ تقدسی که برای حفظ برخی مشاغل واجب عینی است.
مازيار خسروي در مقاله ای در شرق به یاد آورده که:در گرماگرم انتخابات داغ ٨٨ انتشار خبر ديدار «ساسان يافته» با يكي از كانديداهاي اصلاحطلب فضاي سياسي كشور را تحتتأثير قرار داد. رسانهها و شخصيتهاي اصولگرا، ديدار و حمايت «ساسي مانكن» از يك نامزد انتخابات رياستجمهوري را نشانهاي بر عدم پايبندي او به اصول و ارزشها تفسير كردند. موج انتقادها تنها به اصولگرايان محدود نماند و حتي به برخي از اعضاي ستاد خودش هم رسيد.
به نوشته این روزنامه نگار: چند ماه بعد شايعه دستگيري اين خواننده موسيقي منتشر شد. همان زمان سردار رادان، جانشین فرمانده وقت نیروی انتظامی، در رابطه با دستگیری ساسی مانکن گفت: «پلیس کسی مانند این فرد را که به اصطلاح به دنبال ناهنجاری باشد، حتما در زمره دستگیریهای خود قرار میدهد». هشت سال بعد، به نظر ميرسد محيط سياسي و اجتماعي ايران دچار يك دگرديسي عظيم شده است.
حالا سيدابراهيم رئيسي، متولي آستان قدس و نامزد مورد اجماع اصولگرايان، با «اميرحسين مقصودلو» ديدار ميكند و اكنون اين «تتلو» است كه انگشت جوهري هوادارانش را به همراه برگه رأي منقوش به نام رئيسي در شبكههاي اجتماعي به اشتراك ميگذارد. صرفنظر از اينكه نتيجه انتخابات روز جمعه چه باشد و چه كسي به عنوان منتخب ملت، سكان رياستجمهوري را به دست بگيرد اين نكتهاي است كه بهسادگي نميتوان از كنار آن گذشت.
امیدوار و شادمان
روزنامه ایران در گزارشی نظر عده ای از هنرمندان و اهل ادبیات را درباره انتخابات دیروز پرسیده. محمود دولتآبادی گفته:
رشد و تکامل شهروندی و مدنیت مردم ایران قابل ملاحظه است. وقتی رشد عقلانی و ضرورت اجتماعی ایجاب کند مردم مثل همیشه کار خودشان را انجام میدهند. این استقبال و اتحادی که امسال مردم در انتخابات از خود نشان دادند به رشد گرایشهای مدنی مربوط میشود. این اتفاق خیلی خوبی است که مردم روزبهروز بیشتر یاد میگیرند که به جای آنکه یقه یکدیگر را بگیرند، به پای صندوقهای رأی میروند و نظرشان را در مورد کاندیداها اعلام میکنند.
علی نصیریان گفته:آرزوی همه ما هنرمندان و اهل فرهنگ این است که افرادی سر کار بیایند که با خرد، تدبیر، هشیاری و مراقبت بتوانند مملکت را به نحو احسن و مطلوبی اداره کنند و به مردم خدمت نمایند تا فرهنگ و هنر هم بتواند در سایه این قضیه رشد و پیشرفت کند. مردم ایران ملتی هشیار هستند و فکر میکنم دیروز هم هشیاری خودشان را بخوبی نشان دادند. امیدوارم این حرکت آینده نیکویی برای همگی داشته باشد.
لیلی گلستان اشاره کرده: با دیدن مردمی که در صفهای طویل انتخابات ایستادهاند بسیار خوشحال شدم و امیدوارم این حضور نتیجه مثبتی دهد؛ هرچند هنوز نگرانم و تا زمانی که جواب نهایی را نشنوم این نگرانی ادامه خواهد داشت. مردم ما همیشه نشان دادهاند که در آخرین لحظه، یک همبستگی عجیبوغریبی با یکدیگر دارند و این امر همواره باعث افتخار من بوده است.
مرضیه برومند از استقبال مردم گفته:مردم از نگرانی که برای آینده خود و کشورشان داشتند پای صندوقهای رأی آمدند و حوزههایی که من به چشم خود دیدم بسیار شلوغ بود و این شلوغی عالی است. استقبال مردم نسبت به سالهای قبل بسیار پرشورتر بود و از این اتفاق بسیار خوشحال شدم. فضا فضای خیلی خوبی بود و گویا انتخابات در همه حوزهها به همین منوال برگزار شده است.
بغ بغوی رای
شهرام شهیدی در صفحه طنز شهروند با اشاره به مشقات طنزنویسی آن همه وقتی همه دارند بحث می کنند و انتخابات تمام شده و دیگر نمیتوان وعدههای نامزدها را سوژه کرد نوشته: در مورد سیبزمینی و آلودگی هوا و سینما و... هم که بنویسیم، فوری همه خواهند گفت ببین چقدر از مرحله پرت و از مردمشان به دور هستند که با توجه به مقطع حساس کنونی نشستهاند در مورد چه چیز بیاهمیتی مینویسند. اما کاش فقط همین بود.
طنزنویس افزوده: میبینید انتخابات این دوره آنقدر مهم بود که بعد از آن هم باید در موردش حرف بزنیم و خلاصی نداریم. اما فارغ از نتیجه رأی دادن، دیروز اصلیترین بازنده انتخابات چه کسی بود؟ به نظر من بازندههای دیروز دو نفر بودند. وقتی ٩٦ درصدیها به صندوقهای اخذ رأی هجوم آوردند تا همان ٤درصدیها را انتخاب کنند، یک نفر در تهران داشت چمدانش را میبست برود مشهد. احتمالا ایشان کنسرت دوست ندارد و فکر میکند مشهد هنوز همان مشهد سابق است.
و سرانجام طنز شهرونگ این که:کسانی که فکر میکردند بغبغو برایشان آب و نان میشود و با خواندن ترانه «میگه اون دستات دیگه دستای قدیم نیست میده بوی غریبهها رو» رفتند به استقبال تتلیتیها تا بلکه از طریق بغبغو رأی جمع کنند اما یکهو دیدند هرچه کاشته بودند را سیل برد. یعنی تتلیتی که گیرشان نیامد هیچ همان کبوتران جلدشان هم گفتند دیگه نه ما نه تو!