چمدان: 'کفش پاشنهبلند و چادر هر دو پوشش تحمیلیاند'
- نویسنده, امیر پیام
- شغل, بیبیسی
این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"کلیک کنید.
پایان پست YouTube
کورش والانژاد اهل حرف زدن نیست. تصویر زبان اوست.
برای همین هم خیلی فرق نمیکرد مصاحبه را به فارسی ضبط کنیم یا انگلیسی. حدود ۱۰ دقیقه که از شروع ضبط گذشت، آلیشیا افشار، مدیرتصویربرداری، گفت برای راحتی در تدوین شاید بهتر باشد (مانند گفتگو با بیانکا یا سحر و تاتیانا) همه مصاحبه را به انگلیسی ضبط کنیم. نظر کورش را پرسیدم او گفت همین مخلوط فارسی و انگلیسی حرفزدن بهتر است چرا که به شخصیت او نزدیکتر است.
از طرف دیگر، این که باید بین این دو انتخاب میکردیم خود یک پارادوکس بود. چرا همیشه باید یا این یا آن باشد؟ مگر نه این که بین دو سوی هر چیزی یک طیف وجود دارد. این که اگر یک فرم با قالب فکری ما جور نبود، حتما «ناجور» است، سنگ زیربنایی همه تبعیضهایی است که کورش آنها را تجربه کرده و البته در هنر خود بازتاب داده است.
این تلاش برای «در قالب خودمان» آوردن کورش از املای نام او شروع شد که ابتدا بدون این که بپرسیم نوشته بودیم کوروش اما او تذکر داد که املای شناسنامهای نام او کورش است.
کورش والانژاد سینما و گرافیک دیجیتال خوانده. سلیسترین زبانی هم که میداند همین دو هنر است. البته تعریف سینما برای کورش متفاوت است. این که یک مشت دیالوگ را به چند نفر بدهیم تا حفظ کنند و بعد جلوی دوربینی که معمولا هم بد جاگذاری شده آن سالاد لغات را از حفظ تکرار کنند، سینما نیست. سینما و هنر دیجیتال برای کورش بیان عواطف با زبان تصویر است و فقط تصویر. از این لحاظ او را میتوان امپرسیونیستی دانست که به دنبال خلق «سمفونیهای دیداری» است.
این را به راحتی در انیمیشن «دو شهروندی، دوگانگی تا هنگام مرگ» میتوان دید. دو مرغ زرینپری (Hummingbird) که در نمای نخست هر دو از یک گل شهد مینوشند، نماد شهروند آمریکایی و شهروند ایرانی است که فارغ از سیاست و جنگ هر دو «از یک گوهرند». تکثیر این تصویر هم تاکیدی است بر مشترکات دو جامعه آمریکایی و ایرانی است.
عقاب و سیمرغی که در سکانس بعدی یکی سفید و دیگری سیاه است هم از الگوی پروازی یکسانی استفاده میکنند و آن مرغ «نامانوس» خسته که نفسش به شماره افتاده هم شاید کورش و یا هر دورگه دیگری است که کجفهمیها و بدفهمیها او را زمینگیر کرده.
مثال دیگر، گیف دیجیتال کورش در واکنش به مرگ کاووس سیدامامی، فعال محیطزیست، در زندان اوین است (اینجا ببینید) که ابتدا به همراه چندین عضو دیگر نهاد غیردولتی حفظ یوزپلنگ آسیایی، به اتهام «جاسوسی و تهدید برای امنیت ملی» به زندان افتاد و در آنجا طی واقعهای که دولت ایران «خودکشی» خواند اما کمتر کسی آن را باور کرد، در اوین درگذشت.
در این گیف هم کلام هیچ جایی ندارد. کاووس و یوزپلنگ به قدری در هم تنیدهاند که یکی شدهاند و به قول کورش «این یوزپلنگ برای رسیدن به کاوس به سمت ایران» در حال حرکت است.

منبع تصویر، Kurosh Valanejad
اثر مورد علاقه من در میان گیفهای دیجیتال کورش والانژاد «چادر و کفش پاشنه بلند» است (اینجا ببینید) که در آن یک جفت کفش قرمز پاشنه بلند روی صفحهای از دیکشنری که به لغت «زنانگی» باز شده گذاشته شده و در هر چشمکی این کفش پاشنه بلند به دو زن با چادرهای سیاه بدل میشود.
کورش این گیف را در اعتراض به پوشش اجباری-تحمیلی که چه در ایران (چادر - حجاب) و چه در غرب (کفش پاشنه بلند) به زنان تحمیل میشود خلق کرده است.
اتفاقا بعد از دیدن این اثر کورش بود که در حافظه تصویری خودم شروع به مرور خاطراتی کردم که از فعالان حقوق زنان در مراسمهای رسمی آمریکا به یاد داشتم و متوجه شدم که هیچ تصویری از آنها بدون کفش پاشنه بلند در آن مراسمها به یاد نمیآورم.

منبع تصویر، Kurosh Valanejad
وقتی تابستان پاییز میشود
آگاهی از هویت جنسی برای کورش مانند همه ما از دوره بلوغ و حتی پیش از آن مشهود بود. میگوید بعد از آن که در یازده سالگی به آمریکا مهاجرت کردند، در مدرسه دیگران پشت سرش حرف میزدند و متوجه نبودند که او دو زبانه است و آنچه میشنود را میفهمد. «این زمزمهها همیشه درباره دگرباش بودن من بود. فکر کنم هیچوقت نتوانستم پنهانش کنم».
پنهان کردن یکی از مهارتهایی است که کورش از آن بویی نبرده. رکگویی و عیان کردن آنچه حس میکند یک بار در ۱۱ سالگی و هنگامی که در مدرسه پارتیان در شمال تهران بود کار دستش داد. روایت آن را در همان ابتدای چمدان کورش بشنوید - اینجا ببینید.
وقتی در انتهای گفتگو کورش از گذاشتن کتابی درباره سانسور در چمدانش سخن گفت (اینجا ببینید) تازه متوجه شدم که او از همان ۱۱ سالگی با پنهان کرد (سانسور) مبارزه میکرده و خواسته یا ناخواسته در تمام این نیم قرن مقابل «انکار خود و همرنگ جماعت شدن» مقاومت کرده است.
آرشیو چمدان
نسخه کامل چمدان کورش و قسمتهای اول تا پنچم سری جدید را میتوانید در کانال یوتیوب ما و از طریق لینکهای زیر تماشا کنید:

منبع تصویر، Kurosh Valanejad
انیمیشن وقتی تابستان پاییز میشود هم واکنش کورش به همین سانسورها و تبعیضها است. این اثر که کورش در آن به سه موضوع دگرباشی جنسی، دو رگه بودن و اچآیوی مثبت بودن پرداخته، در حقیقت از یک پروژه محیطی به دنیای انیمیشن کشیده شد.
«ابتدا در یک پارک با یک گیره آهنی یک درخت اسپن (از تیره صنوبرها) را با زنجیر به زمین وصل کردم تا از آن یک بنسای (Bonsai) بسازم ... مدتی بعد فرد یا افرادی بدون این که به من اطلاع دهند، زنجیر را پاره کردند و اثر را تخریب کردند. بعد تابلویی از همان درخت با قفل را در همان پارک نصب کردم اما اهالی محل و کاسبها طومار امضاء کردند و به اتهام ناراحتکننده بودن تابلو مجوز برچیدن آن را گرفتند. شهرداری در نهایت موافقت کرد تا با حمایت مالی از این پروژه در ساخت انیمیشن 'وقتی تابستان پاییز میشود' کمکم کند.»
این پروژه در حقیقت تفسیر هنری و بصری کورش والانژاد از شعر سعدی «بنی آدم اعضای یکدیگرند» بود.
خوک-تانک را همه میشناختند
بازی کامپیوتری گربه و کودتا که کورش والانژاد پس از حدود ۵ سال کار مشترک با پیتر برنسون، در سال ۲۰۱۱ منتشر کرد احتمالا شناختهشدهترین اثر او در سطح جهان است. این بازی که در پلی استیشن ۳ و ۴ موجود است از نمونههای بارز گیمهای مستندمحور ارزیابی شده و تاکنون دست کم به ۱۳ زبان ترجمه شده است.
نقش سازمان سیا در سرنگونی محمد مصدق موضوع این گیم است. در طراحی این گیم گربه نماد سازمان سیا، خوک نماد ژنرال زاهدی، عقابی که در کلاه خوک نشسته، نماد آمریکا-آیزنهاور و سگ بولداگی که در کلاه آیزنهاور نشسته، نماد چرچیل-بریتانیا است.

منبع تصویر، Kurosh Valanejad
کورش میگوید وقتی این گیم وارد دنیای اینترنت شد خیلی زود باعث شگفتی سازندگانش شد.
«زبان این گیم انگلیسی است چون مخاطب جوانان آمریکایی بودند تا بلکه از طریق این بازی متوجه شوند که چه طور آمریکای مدعی مدافع دموکراسی در جهان، یک دموکراسی را در خاورمیانه متلاشی کرد. خیلی زود متوجه شدیم که برملا شدن چنین حقیقتی برای جوانان خیلی هم شگفتیساز نبود. گویی پذیرفته بودند که چنین کاری از دست دولت آمریکا بر میآید. آنها وقتی شخصیت خوک-تانک را میدیدند اینجا ببینید بدون آن که بدانند ژنرال زاهدی کیست یا آیزنهاور و چرچیل که بودند به خوک تانک میگفتند 'پلیس جهان'».
این که کودکی دو رگه در ۱۱ سالگی از ایران به آمریکا مهاجرت کند اما در چهل سالگی تلاش کند نقش سازمان سیا در کودتای ۲۸ مرداد را به جوانان آمریکایی و جهان گوشزد کند و در این راه هم مشوق اصلی او مادر آمریکاییاش باشد، شاید تنها یک علت داشته باشد و آن همین گفته کورش والانژاد -اینجا ببینید- که: «من با واژه جامعه خارج از یک کشور -Diaspora- مشکل دارم چرا که بین ایرانیان داخل و خارج از این کشور خطکشی میکند. فرهنگ پشت مرز متوقف نمیشود. می توان ایرانی بود و در ایران نبود، میتوان آمریکایی بود و در آمریکا نبود».
آرشیو کامل چمدان
نسخه کامل چمدان کورش و قسمتهای اول تا پنچم سری جدید را میتوانید در کانال یوتیوب ما و از طریق لینکهای زیر تماشا کنید:
- قسمت ششم: کورش والانژاد - هنرمند دیجیتال
- قسمت پنجم: بیانکا سیاوشی - هنرپیشه، مدل و مجری رادیویی
- قسمت چهارم: امیر سلطانی - نویسنده، مستندساز و فعال حقوقبشر
- قسمت سوم: آناهیتا اسکندری - مستندساز و مترجم زبان چینی، ساکن غنا
- قسمت دوم: تهران ونقصری - کمدین و فعال جنبش جان سیاهان مهم است
- قسمت اول: سحر خواجهنوری - تهیهکننده و فعال فرهنگی بومیان ناواهو
آرشیو رادیویی و نسخههای صوتی چمدان را در زیر بشنوید:
برای ارسال نظرات خود درباره چمدان لطفا اینجا کلیک کنید.














