آیا جو سویینسون میتواند اقبال را به لیبرالدموکراتها برگرداند؟

منبع تصویر، Getty Images
- نویسنده, جاناتان بلیک
- شغل, بیبیسی
در ساعتهای نخست بامداد روز هشتم مه ۲۰۱۶، جو سویینسون روی سکوی موقت در یک مرکز تفریحی ایستاده بود و خودش را برای شنیدن این خبر آماده میکرد که کرسیاش را در پارلمان از دست داده است.
نتایج انتخابات نشان میداد جان نیکلسون، از حزب اسانپی، به جایش انتخاب شده است. او در کنار نامزدهای دیگر در دانبارتونشایر شرقی ایستاده بود و ظاهرا چیزی نمانده بود اشکش سرازیر شود.
وزیر سابق کسب و کار، یکی از چندین نماینده لیبرال دموکرات پارلمان بود که پس از پنج سال عذاب در دولتی اتئلافی با محافظهکاران، اقبال رایدهندگان و کرسی پارلمان را از دست داد.

منبع تصویر، Getty Images
از ۵۷ نماینده لیبرال دموکرات در پارلمان پیش از انتخابات سراسری ۲۰۱۵، تنها هشت نفر کرسیهایشان را حفظ کردند.
ولی برای جو سویینسون، آن "شب بیرحم و پرعذاب" -- به توصیف نیک کلگ، رهبر حزب لیبرال دموکرات - بدتر هم شد، چرا که شوهرش هم به همان سرنوشت گرفتار آمد.
در فاصله حدود ۶۴۰ کیلومتری جنوب آنجا در ویلتشایر، دانکن هیمز هم کرسیاش را از دست داد، نماینده لیبرال دموکراتی که سویینسون در سال ۲۰۱۱ با او ازدواج کرد. این زوج که در دهه سوم زندگیشان بودند و پسری ۱۶ ماهه داشتند، خود را یکشبه بیکار دیدند.
سویینسون به من میگوید: "سخت بود. مدتی وقت لازم بود که فکر کنیم ببینیم چکار باید کرد."
ولی ظاهرا این بدترین اتفاق در کارنامه شغلی او نبود. مدتی بعد سویینسون فاش کرد که صبح روز بعد از همهپرسی خروج از اتحادیه اروپا، حالش بدتر هم شده.
او چهار سال بعد از از دست دادن کرسیاش، آن را دوباره به دست آورد و حالا سوار اتوبوس انتخاباتی است.

منبع تصویر، Getty Images
روی بدنه اتوبوس تصویر بزرگی از او هست، با شعار "برگزیت را متوقف کنید". این وعدهای است برای البته وقتی که لیبرال دموکراتها با معجزهای سیاسی، اکثریت را به دست آورند. در صورتی که به احتمال خیلی بیشتر، هیچیک از احزاب اکثریت لازم را به دست نیاورد، سویینسون و حزبش میتوانند تعیین کننده باشند.
ولی سویینسون بدون خجالت خودش را بخت نخست وزیری معرفی کرده و دستکم آماده نقشی مهمتر در غیرقابلپیشبینیترین انتخابات دهههای اخیر است.
سالهای نخست زندگی
پوستر گروه "تیک دت" روی دیوار اتاق خواب جو سویینسون نوجوان، نیمی از حکایت زندگی اوست.
بله، از بسیاری جهات، او مثل خیلی نوجوانهای دیگری بود که آخرهفتهها در رستوران مکدونالد کار میکردند و با دوستانشان برای تعطیلات به اسپانیا میرفتند، ولی در عین حال از نوجوانی، دلش برای مارک اوئن میلرزید و غریزه سیاسی نشان میداد.
از ده سالگی به نماینده شهرشان در پارلمان نامه مینوشت، در دبیرستان کارزاری را شروع کرد برای این که دختران دانشآموز اجازه پوشیدن شلوار داشته باشند. سویینسون میگوید "همیشه میخواسته دنیا را عوض کند."
جوآن کیت سویینسون در فوریه ۱۹۸۰ به دنیا آمد. او فرزند کوچکتر خانواده بود و در شهر میلنگوی، در شمال غربی گلاسگو بزرگ شد.
مادرش آنت معلم مدرسه ابتدایی بود و پدرش پیت در اداره توسعه اقتصادی محلی کار میکرد. هرچند والدینش آشکارا سیاسی نبودند، مشارکتشان در جامعه محلی بروشنی روی جو تاثیر گداشت. او به یاد میآورد که پدرش اعلامیههای معروف "فوکوس" لیبرالدموکراتها را به او داد و تشویقش کرد که "مشارکت کند و دست به کاری بزند."
او میگوید: "پدر و مادرم به خدمات همگانی خیلی اهمیت میدادند."
سویینسون در ۱۷سالگی به عضویت حزبی که حالا رهبر آن است درآمد، ولی درآن زمان اصلا قصد نداشت زندگی کاریاش را در سیاست سپری کند. سال ۱۹۹۷ بود و حزب کارگر تونی بلر تازه پیروزی بزرگی به دست آورده بود. پس چرا او تصمیم گرفت خودش را به امواج خروشان دریای سیاست بریتانیا بسپارد؟

منبع تصویر، Getty Images
به گفته خودش، آنچه او را به سوی حزب لیبرال دموکرات کشاند، پدی اشداون -رهبر وقت حزب- و تاکیدش بر آموزش و تغییر نظام انتخاباتی بود:
"من در غرب اسکاتلند بزرگ شدم، آنجا کسی به ظاهر آدم اهمیت نمیداد، همه نمایندههایش عضو حزب کارگر بودند."
لیبرال دموکراتها از مدتها پیش برای تغییر نظام انتخاباتی بریتانیا تبلیغ میکردند. در سیستم فعلی، در عمل فقط رای نفر اول در هر حوزه انتخابی به حساب میآید و آرای دیگر نامزدها تبدیل به کرسی پارلمانی نمیشود. لیبرال دموکراتها میخواستند کرسیهای پارلمان بر اساس درصدی از آرا که هر حزب به دست آورده تعیین شوند.
این موضع لیبرالدموکراتها به نظر جو سویینسون "بدیهی" میآمد و او را ترغیب کرد پس از ورود به دانشگاه به این حزب بپیوندد.
هنوز سیاست برایش بیشتر یک علاقه بود تا انتخاب شغلی ولی وقتی در دانشکده اقتصاد لندن، مدیریت بازرگانی میخواند، کمپینی برای دسترسی بهتر به اینترنت در خوابگاه دانشجویی راه انداخت.
این نمونه دیگری از عشقش به تکنولوژی بود. وقتی مدرسه میرفت، برای ستونِ بازیهای کامپیوتری مجله "اسمش هیتز"، کدهای تقلب مینوشت.
در دانشگاه بود که به او تعرض جنسی شد. بعدها گفت مردی که خیال میکرد دوست اوست، کوشیده بود به او تجاوز کند.
در سال ۲۰۱۸، نوشت که مردم باید درک کنند که تجربه او "غیرمعمول" نیست و خواستار آموزش بهتر در مدارس، کالجها و دانشگاهها درباره ضرورت رضایت متقابل در رابطه جنسی شد.
سویینسون با نمرات عالی فارغالتحصیل شد. اولین شغلش، که میگوید "عاشقش بود"، در ایستگاه رادیویی انتفاعی "وایکینگ اف ام" در شهر هال بود. در آنجا مدیر بازاریابی بود. ولی روشن بود که یک جای کار میلنگد:
"در ۲۱ سالگی شغل مفرحی بود، ولی حس نمیکردم که دارم دنیا را جای بهتری میکنم."
حتی آن موقع هم قصدش از نامزدی پارلمان در انتخابات ۲۰۰۱ شروع حیات سیاسی نبود. میگوید کسی به او گفت این میتواند تجربه جالبی باشد.
ولی سویینسون داشت به مصاف معاون سابق حزب کارگر میرفت، جان پرسکات، که کرسی نمایندگیاش از شهر هال محکم بود. به قول سویینسون، "کرسیای که نمیتوانستیم تصاحب کنیم."

منبع تصویر، Getty Images
پیش از آن که سویینسون تصمیم بگیرد که سیاست برایش همه یا هیچ است، دو تلاش ناکام دیگر برای نمایندگی در پارلمان اسکاتلند داشت.
تغییر بافت حوزه انتخابیهای که سویینسون در آن بزرگ شده بود به لیبرال دمکراتها امکان پیروزی داد، چیزی که او "طالع سعد" میخواند:
"حالا که تصمیم گرفتهام جدیتر وارد سیاست شوم، اگر این کار را نکنم پشیمان خواهم شد. صد درصد تلاشم را رویش گذاشتم."
فرانک بولز، رئیس محلی حزب لیبرال دمکرات در دانبارتونشایر شرقی، اولین ضربهگیر تصمیم سویینسون بود. به یاد میآورد که "در خانهام را کوبید و خواست که نامزدیاش را برای پارلمان تایید کنم."
بولز اذعان دارد که اعتماد به نفس سویینسون "کمی تند" بود ولی میگوید "با توجه به جوانیاش در آن زمان، روشن بود که خیلی مصمم است."
سویینسون میتواند ادعا کند که در این آزمون انتخاب شدن، بیش از آنچه انتظار داشت موفق شد.
فرانک میگوید سویینسون افتخار میکرد که در تک تک انتخاباتی که واجد شرایط رای دادن بوده شرکت کرده: "مثل خیلی آدمها در آن سن و سال، فکر میکرد دنیا مال اوست اما این که عملا موفق بشود، دستاورد بزرگی بود."
"بچه کوچولوی پارلمان"
جو سویینسون در سال ۲۰۰۵ به عنوان نماینده پارلمان از دانبارتونشایر شرقی انتخاب شد، با ۴۲ درصد آرای حوزه انتخابیهاش.
آن زمان ۲۵ سال داشت و جوانترین نماینده پارلمان بود. لقب "بچه کوچولوی پارلمان" را به او دادند، که از نظر سویینسون "لقب مزخرفی" بود.

منبع تصویر، Getty Images
یکی از لحظات تعیین کننده در دوران نمایندگی او مدتها بعد پیش آمد، زمانی که نخستین نمایندهای شد که در جریان مذاکرات پارلمانی، نوزادش را به مجلس عوام برد. گفت که "به نظرم طبیعی بود" که پیش از برگشتن به صحن مجلس، فرزند سه ماههاش گابریل را شیر بدهد.
در آن زمان، یعنی سپتامبر ۲۰۱۸، به بیبیسی گفت: "دو گزینه داشتم: این که بیدارش کنم و بیست دقیقه بسپارمش به کسی دیگر، یا بروم در مجلس بنشینم و مزاحم کسی نشوم. پسرم بیشتر مدت جلسه بیدار بود."
سویینسون این کار را "قدمی به جلو در جهت مدرن کردن پارلمان" خواند، و این رخداد بیتردید، بر اعتبارش به عنوان فعال برابری جنسیتی افزود.
گرچه به گفته خودش همه او را با "مبارزه جنسیتی" میشناسند، این عنوان را مثل نشان افتخار یا نیروی محرک سابقه سیاسی خود نمیداند:
"مثل خیلی زنهای دست اندر کار سیاست، وقتی اولین بار انتخاب شدم، از ورود به جنگ جنسیتی پرهیز کردم چون این کار آدم را در 'چارچوب زنانه' محصور میکند."
"مردم میگویند آدم فقط در همین یک مورد حرف میزند. مردم حالا همین را به من میگویند. ولی این طور نیست. من در باره خیلی چیزها حرف میزنم."

منبع تصویر، Getty Images
البته او اذعان دارد که در باره مقیاس تغییرات مورد نیاز، سادهلوح بوده:
"وقتی فعالیت سیاسی و زندگیام به عنوان بزرگسال را شروع کردم، خیال میکردم در خیلی از این نبردها پیروز شدهایم."
"بعد از ده سال کار سیاسی تا سال ۲۰۱۵ و حضور در تالارهای قدرت، آدم میفهمد که چقدر راه باقی است."
در کارنامه سویینسون نمونههایی هم هست که آرمانگرایی جای خود را به عملگرایی داده. در سخنرانی برای کنفرانس حزبش در سال ۲۰۰۱، تیشرتی به تن داشت با شعار "من یک زن نمادین نیستم". از این روشنتر نمیشد مخالفتش را با اینکه همه نامزدهای انتخابات زن باشند اعلام کند.
او در این زمینه نظرش را عوض کرده و به خاطر آن کار احساس "افسردگی" میکند. هر مخالفتی با نمادگرایی را هم ظاهرا دربست کنار گذاشته. مانیفست لیبرال دمکراتها برای انتخابات ۲۰۱۹، متعهد است فهرستهایی که همه نامزدها اقلیت قومی یا همه دگرباش باشند، مجاز باشد.
این تغییر در رویکرد به سیاست، بازتابی است از تغییراتی که سویینسون در شخص خودش داده.
در روزهای آغاز نمایندگی، هنگام برخورد با اعضای حوزه انتخابیهاش، گاهی مشکلات شخصی پیش میآمد.
فرانک بولز، رئیس محلی حزب او میگوید: "اولش گاهی روابط ممکن بود کمی متزلزل باشد ولی این اقتضای جوانی است. سویینسون روی این موضوع سخت کار کرده و حالا با مردم خیلی راحتتر است."
در اولین سخنرانیاش، که عده بسیار کمی در مجلس عوام حضور داشتند، سویینسون با آرامشی تمرینشده صحبت کرد که در یک انجمن دانشگاهی هم میتوانست بهجا باشد.
از نیاز به مشارکت بیشتر جوانان در سیاست حرف زد و به این واقعیت تلخ اشاره کرد که این کار مستلزم چیزی بیشتر از "کلاه بیسبال و اساماس" است.
پس از او، کلوین هاپکینز، نماینده حزب کارگر از لوتون شمالی، در سخنانی با حسن نیت ولی تا اندازهای از موضع برتر، به سویینسون بابت "سخنرانی خوبش" تبریک گفت اما اضافه کرد که "کمی عجیب است که کسی خیلی جوانتر از بچههای خود آدم است، سخنران قبلی باشد."
بیرون پارلمان، سویینسون مشغول سرگرمیاش یعنی دویدن بود، و ماراتن "لاخنس" را در چهار ساعت و هفت دقیقه و ۱۸ ثانیه دوید.

منبع تصویر، Getty Images
او برای عارضه "آنافیلاکسی" پول جمع میکند و برای این کارزار خیلی تلاش میکند چون خودش حساسیت شدید به آجیل دارد و در سال ۲۰۱۳ پزشکان در بیمارستان "جانش را نجات دادند."
در سال ۲۰۱۰، به رغم کاهشی اندک در درصد آرایش، دوباره به نمایندگی پارلمان انتخاب شد. میگوید که پس از آن، رفتار برخی نمایندگان با او عوض شد:
"یادم هست که بعد از انتخاب مجدد، متوجه تغییری شدم. مبارزه برای کرسی و تصاحب دوباره آن، خصلتی دارد که باعث تغییر میزان احترام دیگران به آدم میشود."
این احترام، با سمت دولتی توام شد اما مصالحههای ناخوشایند و وعدههای شکستهشدهای که با این مسئولیت آمد، تا مدتها در حافظه بسیاری میماند.
دولت ائتلافی
اندکی پس از انتخاب مجدد، این واقعیت برایش روشن شد که ائتلاف با محافظهکاران دقیقا چه معنایی برای لیبرال دمکراتها خواهد داشت.
سویینسون در ژوئن ۲۰۱۹ به مجله لیبریتور گفت: "یادم میآید وقتی شنیدم قرار است چکار کنیم، دلم مثل سیر و سرکه میجوشید."
حزب لیبرال دمکرات میخواست وعدهاش در مخالفت با افزایش شهریه دانشجویان را زیر پا بگذارد، تصمیمی که باعث عصیان و استعفای بسیاری در ائتلاف نوبنیاد شد.
این طرح همزمان با اعتراض حدود پنجاه هزار نفر در خیابانها تصویب شد.
سویینسون به لایحه رای مثبت داد ولی حالا پشیمان است:
"یاد گرفتهام که به حس درونیام اعتماد کنم و دیگر هیچوقت از مقابله با تصمیمی که به نظرم غلط بیاید دست برنمیدارم."
در آن زمان، سویینسون این اقدام را با مسامحه چنین خواند: "چالشانگیزترین تصمیمی که تاکنون لیبرال دمکراتها در ائتلاف گرفتهاند."
او نوشت: "میدانم که برای خیلی اعضای حزب دشوار است ولی امیدوارم درک کنند که برای تصمیمهای ناخوشایندی که باید بگیریم، پاسخ آسانی وجود ندارد."
ولی توبه سویینسون شامل بازنگری تصمیم حزبش در افزایش شهریهها نمیشود.
مانیفست انتخاباتی ۲۰۱۹ حزب، بازگرداندن کمکهزینه برای کمدرآمدترین دانشجویان را تعهد میکند اما وعده "آغاز بازنگری" در وامهای دانشجویی را فقط برای "در نظر گرفتن هر اصلاحی که لازم است" میدهد.

منبع تصویر، Getty Images
شاید جاهطلبی سویینسون بر اعتقاد او سایه انداخت. او دستیار وینس کیبل، وزیر کسب و کار و بعد نیک کلگ، معاون نخست وزیر شد ولی انتظاراتش فراتر بود. تصمیمش را گرفت و از رهبر حزب خواستار سمتی در کابینه شد.
او چند ماه پیش به روزنامه تایمز گفت: "برای پیشنهادم دلیل آوردم."
"ولی مهمتر از آن، به [نیک کلگ] گفتم به نظر من باید یک زن در کابینه داشته باشی. لازم نیست حتما من باشم ولی اگر بعد از پنج سال حضور در دولت، هیچ زنی در کابینه نباشد، فرصت بزرگی را از دست دادهایم."
تاکتیک سویینسون نتیجه داد و در سال ۲۰۱۲ معاون وزیر کشور در امور کار و پست شد.

منبع تصویر، Getty Images
کیبل در مقام وزیر کسب و کار به یاد میآورد که مسئولیت "پیچیده" شبکه پست را به او سپرد. سویینسون همچنین مسئول قانونگذاری برای تغییر مرخصی مشترک والدین و ساعات کاری انعطافپذیر شد.
کیبل به یاد میآورد: "تا اندازه زیادی قانون خود سویینسون بود و او بود که عملیاش کرد. به طور کلی وزیر خیلی قابلی بود."
ولی آنچه که مخالفان سیاسی سویینسون بر آن تاکید میکنند، حمایت او از مجموعه سیاستهای ریاضتی بود که دولت ائتلافی آغاز کرد.
سابقه رایهایی که داده، شاهدی بر این مدعاست و شاید برای رایدهندگان احتمالی لیبرال دمکرات که تصمیمهای گذشته رهبر حزب را زیر ذرهبین میگذارند، ناخوشایند باشد.
سویسنسون در مقام معاون وزیر پیوسته به سیاستی رای داد که حزب کارگر آن را "مالیات اتاق خواب" میخواند، و کمکهزینه دولتی را برای کسانی که تعداد اتاقخوابهایشان بیش از حد نیاز تشخیص داده میشد، کاهش میداد.
او همچنین از حداکثر یک درصد افزایش مزایای سن اشتغال حمایت کرد و از اینکه شوراهای محلی مسئول تامین کمکهزینه کسانی باشند که نمیتوانند مالیات شهرداری محلی را بدهند پشتیبانی کرد.
سویینسون میگوید حزبش باید "خطاهای خود در دولت ائتلافی را بپذیرد."
در سال ۲۰۱۸ در مقام معاون رهبر حزب لیبرال دمکرات به کنگره این حزب گفت: "خیلی از مباحثات را باختیم. وقتی آنها کثیف بازی میکردند، ما زیادی بانزاکت بودیم."
سویینسون را علاوه بر سیاستهای ریاضتی، در سیاستهای دولت ائتلافی هم سهیم میدانند. برای نمونه، او به کاهش حداکثر مالیات بر درآمد از ۵۰ درصد به ۴۵ درصد برای درآمدهای بالای ۱۵۰ هزار پوند رای داد.
کاهش مالیات افراد پردرآمد در تضاد آشکار با وعدههای کارزار کنونی مبنی بر اختصاص یک پنی از پایه درآمد مالیاتی برای افزایش بودجه سازمان بهداشت ملی است.
سویینسون گفت از رایی که در زمان حضور در دولت به برخی اقدامات ریاضتی داده پشیمان است ولی استدلالش این است که لیبرال دمکراتها توانستند جلوی اقدامهای شدیدتر را بگیرند:
"با تشدید بحران مالی، ناچار بودیم از هزینهها بزنیم. ناچار بودیم به دلیل کسر بودجه، هزینهها را مهار کنیم."
ولی وقتی زمان انتخابات ۲۰۱۵ رسید، رایدهندگان حکمشان را صادر کردند، و سویینسون و دهها نماینده دیگر لیبرال دمکرات کرسی پارلمانر خود را از دست دادند و بیکار شدند.
رهبری
شاید عده کمی با نمایندههای پارلمان که بیکار شدهاند همدردی کنند ولی وینس کیبل که هم سویینسون و هم شوهرش را میشناسد، میگوید برایشان ضربه سختی بود:
"امکان داشت خانه و زندگیشان را از دست بدهند، البته نه عملا، ولی در وضعیت خیلی بدی بودند."
"از مقاومتی که نشان دادند و بدون متلاشی شدن زندگیشان، اوضاع را اداره کردند خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم. خیلی عملی با قضیه برخورد کردند و نتیجه برایشان خوب شد."
سویینسون این تجربه را با تجربه بازخرید شدن پدرش در دهه ۱۹۵۰ مقایسه میکند:
"یادم است وقتی نوجوان بودم میدیدم که پدرم دچار چه وضعی است...خیلی سخت بود."
اندرو، پسر بزرگشان، به گفته سویینسون، «مرهمی فوقالعاده" است:
"وقتی آدم یک بچه ۱۶ ساله داشته باشد که میخواهد برود پارک و بازی کند، فرصت نشستنن و غصه خوردن پیدا نمیکند."
سویینسون از فرصت بیکاری برای نوشتن کتاب استفاده کرد؛ "قدرت برابر: برابری جنسیتی و اینکه چگونه به آن دست پیدا کنیم." میگوید این کتاب را برای این نوشت که فهمید "برابری جنسیتی مشکلی نیست که دولت به تنهایی بتواند حل کند."
ولی سویینسون هنوز کشش سیاست را حس میکرد. در سال ۲۰۱۷ دوباره کرسیاش را به دست آورد و به پارلمان برگشت.

منبع تصویر، Getty Images
کمی پیش ار اعلام انتخابات سراسری سال ۲۰۱۹، شبی در میخانهای در جنوب لندن، نمایندگان لیبرال دمکرات پارلمان برای گعدهای بیسروصدا دور هم جمع شدند. یکی از اعضای تازهوارد حزب به یاد میآورد که بعد از مدتها، اولین باری بود که دید سویینسون با همکارانش میخندد:
"اولین باری بود که یادم میآید در جمع همکاران به من خوش گذشت."
این گروه برای شام در میخانهای در کنزینگتن جمع شده بود. این نماینده پارلمان میگوید: "خبر خاصی نبود" ولی سویینسون را به خاطر حفظ روحیه، میستاید:
"ارزش این را که باید دور هم جمع بشویم درک میکند."
سویینسون گرچه اذعان دارد که مدتها فکر کرده که آیا میتواند رهبر حزب باشد یا نه، و از ابتدا تصمیم قطعی نگرفته بود:
"کم کم توی ذهنم جا افتاد."
وقتی رهبر قبلی حزب اعلام کرد که در پایان سال ۲۰۱۸ کنارهگیری خواهد کرد، سویینسون فرزند دومش را دوماهه باردار بود.
او میگوید: "آن موقع بیشتر به فکر این بودم که میشود یک فنجان چای سرد را با خیال آسوده بخورم یا نه."
تیم فرون، یکی دیگر از رهبران پیشین حزب، به سویینسون گفت که روزی رهبر حزب خواهد شد ولی تا اوایل سال ۲۰۱۹ او هنوز تصمیم قطعی نگرفته بود.
ماه ژوئیه امسال، جو سویینسون به رهبری لیبرال دمکراتها انتخاب شد با ۴۷۹۹۷ رای در برابر ۲۸۲۰۱ رای رقیبش، سِر اد دیوی.
با وجود بادهنوشیهای پس از کار و پیامهای واتساپی دوستانه به همکاران، سویینسون در رهبری شوخی سرش نمیشود.
یک همکار او در پارلمان گفت: "ریاست توی خونش است."
"اگر لازم باشد، با کسانی که از او پیروی نکنند یا از عهده کارشان بر نیایند خیلی قاطع است."
"چطور زیردستانش را مدیریت میکند، اینطور که اگر از عهده کار برنیایند، باید بروند. استانداردهایش خیلی بالاست و در اجرای آنها خیلی قاطع است."
فرهنگ حزب لیبرال دمکرات به گونهای است که بدون نظر اعضای رده پایین، کمتر کاری انجام میشود و تصمیم در مورد سیاستها را معمولا یک کمیته میگیرد.
وقتی در کنگره سال ۲۰۱۹ اعلام شد که این حزب در صورت به دست آوردن اکثریت، بدون همهپرسی درخواست خروج از اتحادیه اروپا را پس خواهد گرفت برخی تعجب کردند و صدای اعتراض برخاست.
هرچند بسیار بعید است که حزب اکثریت به دست آورد، دستکم یکی از مقامهای ارشد حزب حس کرد که در این زمینه به اندازه کافی مشورت نشده و ممکن است پیام نادرستی به هواداران منتقل شود.

منبع تصویر، Getty Images
سویینسون توجه خاصی به جزئیات دارد که شاید برای کسانی که از نزدیک با او کار میکنند ناخوشایند باشد.
فرانک بولز عادت کرده که اعلامیههای مربوط به رای دهندگان با علامتهای "یک قلم بنفش کلاسیک" برگردانده شود:
"هیچ تکه کاغذی منتشر نمیشود مگر آن که سویینسون فرصت کرده باشد کاملا آن را بخواند و بازنویسی کند."
"بعضی وقتها به او میگویم: 'بس کن جو، ما اینها را برایت مینویسیم. تو کارهای دیگری داری که بهشان برسی'."
اخیرا، بعد از آن که نامزد یک کرسی حاشیهای کنار کشید تا رایِ ماندن در اتحادیه اروپا متفرق نشود و وبه محافظهکاران نرسد، سوینسن تکذیب کرد که کنترل حزبش را از دست داده. تیم واکر از رقابت در کنتربری کنار کشید، ولی حزب لیبرال دمکرات اعلام کرد که او را جایگزین میکند.
جو سویینسون گفت "بحث سالمی" در حزب در گرفت که در نتیجه آن، برخی نامزدها تصمیم به کناره گیری گرفتهاند.
ولی این ماجرا، ریسک استراتژی سویینسون را در مبارزه مستقیم با حزب کارگر و تثبیت حزب لیبرال دمکرات به عنوان تنها حزب سراسری بریتانیا که خواهان ماندن در اتحادیه اروپاست، نشان میدهد. البته اگر سویینسون به هدف اعلام شدهاش یعنی نخست وزیری برسد، این وضع شاید تغییر کند.
به عنوان رهبر حزبی که فقط از ۱۹ کرسی پارلمان دفاع میکند، این که نامزدی اعلام کند که میخواهد رهبری کشور را به دست گیرد، تا حدی اسباب طعنه و تمسخر شده است.
ولی رهبر پیشین حزب هم همین کار را کرد و میگوید اگر سویینسون بخواهد جدی گرفته شود، گزینه دیگری ندارد.
سِر وینس کیبل گفت: "هدف دور و درازی است ولی کاملا مشروع است. اگر چنین بلندپروازیای در کار نباشد مردم خواهند پرسید اصلا وجود ما چه فایدهای دارد."
سویینسون اذعان دارد که کسب اکثریت پارلمانی برای لیبرال دمکراتها "قدم بزرگی" خواهد بود، گفتهای که در بهترین حالت، یک مسامحه است.
ولی تغییر ادبیات حزب در شرایطی که حزب در نظرسنجیها جای مهمی ندارد، چشمگیر است. سِر اد دیوی صراحتا اذعان دارد که محتملترین نتیجه انتخابات، دولتی خواهد بود که محافظهکاران در آن اقلیت خواهند بود.
توقع حامیان حزب لیبرال دمکرات خیلی بالاست چرا که وارث حزبی در شرایط خوب بودهاند و نمایندگان احزاب دیگر هم مایلند سوار موج ضد برگزیت شوند.
سویینسون را بر اساس تعداد کرسیهایی که حزبش در انتخابات سراسری به دست میآورد داوری خواهند کرد. هنوز کسی در باره ارقام صحبت نمیکند ولی به گفته افراد وارد به مسائل این حزب، توقع خوشبینانه "بسیار بالا"ست.
در پاسخ به این سوال که آیا به پیروزی فکر میکند و میتواند خودش را در دفتر نخست وزیری تجسم کند، سویینسون میخندد:
"بله، ولی فکر نکنم به قسمت دومش فکر کرده باشم چون از اسبابکشی خوشم نمیآید."
از دانبارتونشایر شرقی تا خیابان داونینگ، مقر نخست وزیر بریتانیا راه درازی است.











