از کلاه آبیها تا تصرف فلوجه؛ قربانی ترور برای ثبت تاریخ

- نویسنده, فهیمه فرسایی
- شغل, منتقد هنری
موزه کته کولویتس شهر کلن آلمان، به مناسبت بزرگداشت آنیا نیدرینگهاوس، عکاس و خبرنگار زن آلمانی که پنج سال پیش در حملهای تروریستی در افغانستان کشته شد، نمایشگاهی از آثار گوناگون او برپا کرده است.
در این نمایشگاه که با عنوان "جنگجوی تصویرها" برگزار میشود، بیش از ۹۰ عکس قطعبزرگ رنگی که برخی از آنها اصل و به امضای عکاس هم مزین است، به نمایش درآمده است. این مجموعه نه تنها تصاویری از صحنههای جنگ در بالکان، لیبی، عراق، پاکستان، افغانستان و سوریه را شامل میشود، بلکه عکسهایی را نیز در برمیگیرد که این عکاس صاحب سبک از بازیهای المپیک و چهرههای شخصیتهای جهانی گرفته است.
"کلاه آبیها" در حال فرار
آنیا نیدرینگهاوس، هر چند در ۲۵ سالگی به خاطر پُرترههای متفاوتش از سیاستمداران و ورزشکارانِ نامآشنا به شهرت رسید، با این حال مجموعه گزارشهای تصویری او از مناطق جنگی است که در ثبت تاریخ معاصر جهان، جایگاهی ویژه به خود اختصاص داده است.
نخستین ماموریت نیدرینگهاوس به عنوان خبرنگار جنگی، پوشش رویدادهای محاصرهی سارایوو از سوی شبهنظامیان صرب در سال ۱۹۹۲ بود. این عکسها نه تنها فضای تهدیدکننده، ناامن و پرخطر زندگی روزمره در این شهر را بازمیتابانند، بلکه نمایانگر نگاه متمایز نیدرینگهاوس به جنگ و کشمکشهای خونین نیز هستند. یکی از گویاترین تصویرهای او که در ژوئن ۱۹۹۴ به "آژانس اروپایی عکاسان خبری" مخابره کرد، ۵ سرباز کلاه آبی سازمان ملل را نشان میدهد که زیر رگبار گلولهی صربها در محوطهای باز در مرکز شهر سارایوو غافلگیر شدهاند و از ترس جان به سوی نقطهای نامعلوم میدوند. یکی از این نظامیان، مسلسل خود را سپر سر کرده و در حال دو، کلاه سربازی را پایین میکشد تا چهرهاش از اصابت گلوله آسیب نبیند. نیدرینگهاوس بر این باور بود که بیرحمی و خشونت جنگ استثنا نمیپذیرد و میتواند هر کس را هدف قرار دهد. برای او: «داستان جنگ، داستان انسانهایی است که در آن اسیر شدهاند. میخواهد سربازی باشد که با ترس و لرز آرام آرام روی زمین مینگذاریشده گام برمیدارد و پیش میرود یا شورشیای که در یک آن نقشش عوض میشود و ... برای نجات جانش پا به فرار میگذارد.»

عراق، تصرف فلوجه
نیدرینگهاوس، در طول زندگی ۴۸ سالهی خود بارها بهخاطر ثبت رویدادهای تاریخی جانش را به خطر انداخت. مستند کردن حملهی ارتش آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ که هدف سرنگونی صدام حسین، دیکتاتور وقت عراق، را دنبال میکرد، یکی از این موارد بود. این تهاجم که بدون موافقت سازمان ملل متحد انجام گرفت، دستکم ۲ سال ادامه داشت. نیدرینگهاوس یکی از معدود خبرنگارانی بود که موفق شد همراه واحدهای نظامی آمریکایی وارد مناطق بحرانی و پرخطر جنگی شود و از جمله از فجایع فلوجه عکس بگیرد. مقاومت نظامیان و شبهنظامیان عراقی در این شهر، نزدیک به یک ماه به طول انجامید. تصویر دختر کوچکی با بلوز و شلواری گشاد و دمپایی رنگین که در کوچهای در فلوجه جلوی در خانهای ایستاده و با دیدن سرباز گشت آمریکایی وحشتزده گوشهایش را با دست میپوشاند، شاهدی گویا بر تاثیر تجربههای هولناک جنگ بر روح و روان این کودک است.
بیشتر بخوانید:
نیدرینگهاوس، آن سوی سکه را هم نشان میدهد: این که واحدهای آمریکایی با وجود استفاده از پیشرفتهترین تجهیزات نظامی، برای تقویت روحیهی خود به نیروهای مافوق طبیعی و نمادهای حامی نظامیان نیاز دارند. تصویری که یک تفنگدار دریایی آمریکایی را با "نگهبان زندگیش" (عروسک ـ سربازی به نام GL Joe) در حال گشت در خیابانهای فلوجه نشان میدهد، گواه این تعبیر است. این کار، یکی از آثارِ مجموعه گزارشهای تصویری نیدرینگهاوس است که به خاطر آن جایزهی پولیتزر در رشتهی روزنامهنگاری سال ۲۰۰۵ را دریافت کرد.
افغانستان ، سرزمین محبتهای بیکران
آنیا نیدرینگهاوس در طول سالهای فعالیت خود بارها به افغانستان سفر کرد و از گوشه و کنار این کشور جنگزده که از سال ۱۹۷۹ تا کنون هنوز یک روز آرام هم به خود ندیده، گزارش داد. او در مصاحبهای در سال ۲۰۰۴ دلیل علاقهی شدیدش به این کشور را این گونه توضیح میدهد: «من هر روز در افغانستان با انسانهایی آشنا میشوم که بیاغراق تحسین مرا برمیانگیزند. آنها خصلتهای خوبی دارند که دیگر در ما نیست ـ مثل روحیهی تقسیم کردن یا گشادهرویی. من بارها در خانههای مردمی شب را به صبح رساندهام که اصلا مرا نمیشناختند. افغانها همیشه به من پناه دادهاند. دیدن این محبتها هر بار روی من شدیدا تاثیر میگذارد.»

روایتهای تصویری زندگیبخش در میانه جنگ
مجموعه عکسهای نیدرینگهاوس از فجایع جنگ در افغانستان، بیش از هر چیز تلاش و حسرت انسانها را برای دستیابی به زندگیای عادی و آرام آشکار میسازد؛ آرزویی که زیر سایهی سنگین کشمکشهای خونین و ترور ناممکن جلوه میکند. او در سال ۲۰۱۴ با همکاری کتی گانون، روزنامهنگار کانادایی، کتابی شامل دهها گزارش و عکس منتشر کرد و زندگی روزمره در افغانستان را در نمودهای گوناگون آن به تصویر درآورد. در این مجموعه، از جمله عکس پسری نشسته بر صندلی یک چرخ و فلک را میبینیم که در حال چرخیدن زیر آسمان آبی صاف، مسلسل اسباببازی خود را به سوی زمین نشانه رفته و با آن، جمعیت ناپیدایی را تهدید میکند. این عکس در جشن عید فطر سپتامبر ۲۰۰۹ در کابل گرفته شده است.
سه زن فقیر برقعپوش که در قندهار در حال گدایی هستند، نیز موضوع عکس دیگری از این مجموعه است. یکی از این زنان با کودکی در آغوش رو به دوربین کرده، ولی چشمهایش پشت پردهی مشبک برقع پیدا نیست. شاید برای پیبردن به چگونگی و نحوهی دید زنان افغان است که نیدرینگهاوس در آوریل ۲۰۱۳، عدسی دوربین را ابتدا با پردهی مشبک برقعی پوشاند و از پشت آن تصویر چند زن افغان را در بازار هنگام خرید مواد غذایی به ثبت رساند. نتیجهی کار، پسزمینهای زرد و سرخ و آبی را نشان میدهد که با خطهای افقی و عمودی سیاه، هاشور خورده است. تشخیص شکل و شمایل و شمار زنان، همچنین فضای بازار و دکههای فروش از پس پردهی شبکهدار، تقریبا ناممکن است: زنان افغان از پشت این پنجرهی مشبک هر لحظه با دنیایی مخدوش، کج و کوله و ناملموس روبرو میشوند.

در مذمت کشتار
نگاه نیدرینگهاوس در مستندسازی تصویری جبهههای نبرد نه بر مردگان، بلکه بر زندگان است. او از نشان دادن مستقیم سویههای رقتبار میدان پیکار، کشتار و ویرانی میپرهیزد و میکوشد با نمایش تاثیرات درگیریهای خونین بر زندگی روزمرهی مردم، سهمگینی آن را برای کسانی که دور از معرکه هستند، قابل فهم و لمس سازد. او با عکس گرفتن از قربانیان در پی مظلوم نمایی آنها نیست و با ثبت سربازان تا دندان مسلح نیز، قصد نشان دادن قَدَرقُدرتی آنان را ندارد. از دید نیدرینگهاوس تهاجمکنندگان در جنگ هماناندازه آسیبپذیرند که مورد تهاجمقرارگرفتگان. هر یک از تصاویر این عکاس متعهد، داستانها برای گفتن دارد. آنها راویان قابل اعتماد ماجراهای پیش و پس از لحظهی برداشتن عکساند.
نمایشگاه "جنگجوی تصویرها" از ۲۹ مارس تا ۳۰ ژوئن در موزه کتی کولویتس برپا است.











