سال نو می شود، نه برای همه
- نویسنده, غزل صدر
- شغل, عکاس
تصویر اول
راه حلی که برای کاهش فشار کار خانگی در آستانه سالنو یافت شد، گستردن شبکه شرکتهای خدماتی بود. دم سالنو فشار کارخانگی مضاعف است و باید به یکی از شرکتهای خدماتی زنگ زد و کارگر سفارش داد. در دفترهایی کوچک، هرکس که توانسته جواز شرکت بگیرد، مجموعهای از آدمهای کارنیافته محتاج را جمع کرده و از مدت زمانی بسیار قبلتر از سالنو، یکی یکی جلوی اسمشان ضربدر میزند: اکرم/ خانهی خانم احمدی/ سوم اسفند.
سررسید رییس شرکت خدماتی سریع پر میشود و مشتریان منتظر، گاهی باید در پی کارگر، به چند شرکت زنگ بزنند. یک کارگر روزمزد شرکت خدماتی تا هشت ساعت در روز اجازه کار دارد و از قرار ساعتی حولوحوش دههزار تومان، کارگری میکند. صاحبخانهها اغلب معتقدند چه اشکالی دارد اگر کارگر کار نظافت خانه را انجام دهد؟ ما هم در ازای کاری که میکنیم حقوق میگیریم. نارسایی قوانین بیمه کارگر روزمرد به چشم صاحبخانه نمیآید. در مشاورههای آنلاین آمدهاست اگر از کار کارگر راضی نبودید، می توانید به شرکت زنگ بزنید و شرکت موظف است کارگر را «پس بگیرد» و کارگر دیگری بفرستد.

منبع تصویر، Mehr
تصویر دوم
شرایط پرداخت غیرمنصفانه حقوق به کارگران شرکتهای خدماتی و برداشتن درصد زیادی از دستمزد آنها به نفع شرکت، باعث شده بسیاری طالبان کار، به طور مستقل دنبال کار باشند. پس از چندبار تمیزکردن خانهها به نحو احسن، نمره تلفنشان بین زنان محل پخش میشود و خانه کارگر، دفتر کار او.
در چنین شرایطی کارگر میتواند تا ۱۲ ساعت در روز و گاهی حتی بیشتر کار کند و حدود ۱۵ هزارتومان پول بگیرد. این ختم ماجرا نیست. کارگران زن بهخصوص اگر سرپرست خانوار باشند باید کودکان خود را هم به خانه صاحبخانه ببرند. کودک مشغول کارهای کوچک میشود: تیمیکشد، گردگیری میکند و با حیرت به عروسکها و اسباببازیهای بچههای همسایه خیره میشود. از دوازده ساعت کار مادر در خانه دیگری از قرار ساعتی حدود پانزده هزار تومان، همین امنیت نصیب کودک میشود که بهتر از آوارگی او سر چهارراهها با دسته گل و بستههای دستمالکاغذی و آدامس شیک است.

منبع تصویر، ncmuseumofhistory
تصویر سوم
لوییس هاین (۱۸۷۴-۱۹۴۰) که مدتی کارگری کرده و سپس درس خوانده و معلم جامعهشناسی شده بود، درسال ۱۹۰۸ کار معلمی را رها کرد و در ۱۹۱۱، کارمند عکاس کمیته ملی کودکان کار شد. مدتها با دوربین ویوکمرایش پنهانی از کودکان کارگر معادن عکاسی کرد. استمرار هاین در عکاسی از کودکان کار، انقلابی در قوانین کار کودک بهپا کرد. در ۱۹۳۰، قانون مرکزی فدرال علیه کار کودکان تصویب شد. به موجب این قانون، کار کودکان زیر چهارده سال ممنوع شد. طبق انتظار، قانون پیشنهادی نداشت که کودکانی که از کار منع شدهاند، ممر درآمدشان کجاست و چطور زنده بمانند.

منبع تصویر، Mehr
تصویر چهارم
آقای ن. در بیمارستانی در کرج، کارگر نظافت شیفت شب است. نزدیک سالنو، روزها خانه مشتریانش را نظافت میکند. از شستن کف خانه گرفته تا شستن فرشها و نصب دوباره پردهها. حتی کارهایی مثل باز کردن لولههای گرفته و جرم زدایی از هواکش آشپزخانه. او حتی بیمه نیمبند کارگران عضو شرکتهای خدماتی را هم ندارد و اگر برحسب اتفاق یکبار از نردبان خانه صاحبخانه پایین بیفتد، احتمالا به سرنوشت زنش دچار خواهد شد که چندسالی است پس از سقوط از ارتفاعی چندمتری در حالی که سعی داشت پردههای والاندار سنگین صاحبخانه را نصب کند، دچار آسیب نخاعی و زمینگیر شد. هزینه بستری شدن و درمان زن آقای ن. کمرشکن بود و از همینجا بود که او علاوه بر کار بیمارستان، کار نظافت خانهها را هم شروع کرد.
از مجموعه نوروزی:
دختر خردسال آقای ن. به همراه او به خانهها میرود و گردگیری میکند و گاهی هم دست نوازش خانم صاحبخانه را روی سر خود حس میکند؛ وقتی از لباسهای دستدوم و عروسکهای بیدست دخترش چیزی هم به او میرسد.

منبع تصویر، Mehr
تصویر پنجم
ماده ۳۲ پیمان جهانی حقوق کودک که خلف قانون ۱۹۳۰ است، میگوید کودک باید در برابر هرکاری که رشد و سلامت او را تهدید کند، حمایت شود. و دولتها باید حداقل سن کار و شرایط کار کودک را مشخص کنند. دختر آقای ن. تا این لحظه سهمی از این قانون نبرده. درست همان لحظهای که صاحبخانه از برق زدن کریستالهای بوفههای چوب گیلاسش کیفور است، زن آقای میم در مسکن محقر قسطی در خواب مورفینی است و آقای نون فرش میشورد و دخترش تک دست عروسک دختر صاحبخانه را گرفته و میبردش که کف اتاق را با هم تی بکشند.
قانون پس از لوییس هاین هم در خوشبینانهترین حالت ممکن تا آنجا برد داشته که کشورهای ثروتمند که کار کودکان را ممنوع میدانند، در کشورهای فقیر سرمایهگذاری کنند و کودکان پایین دست در کارخانهها، محصولات دلخواه مردمان بالادست را تولید کنند. صورت مساله یکی است: در آستانه سالنو، دختر آقای ن، کارگر روزمزد خردسال دختر صاحبخانه است.











