انتقادهای متقابل: پاسخ طرفداران #نامه_به_ترامپ چیست؟
- نویسنده, نیکلاس نیکسادات
- شغل, بیبیسی
جنجال پیرامون نامه گروهی از مخالفان جمهوری اسلامی به دونالد ترامپ به برنامه نوبت شما هم رسید: از یک سو، آرش سبحانی، خواننده گروه کیوسک و از امضاکنندگان نامه و از سوی دیگر، ابراهیم نبوی، طنزپرداز معروف، بحث پرحرارتی داشتند که بر خلاف جو حاکم شبکههای اجتماعی، در عین اختلاف شدید، همراه با اظهار محبت و ارادت بود!
از موارد اصلی اختلاف، سود یا زیان تحریم علیه سپاه برای مردم بود. ابراهیم نبوی گفت "موضوع تحریم هوشمند (علیه سپاه) بیمعنی است" و بنا بر سوابق، تاوان تحریمهایی که اسمشان تحریم سپاه بوده را مردم دادهاند در حالی که "گردن فرماندهان سپاه کلفتتر شد" و با اسامی مختلف به سرمایهگذاریشان ادامه دادند.
از نظر آرش سبحانی، "برجام بد بسته شد" و اوباما دست سپاه را برای دخالت در خارج از مرزهای ایران باز گذاشت تا جایی که "مردم منطقه امروز از ایرانیان متنفرند". در پاسخ به توییت یکی از مخاطبان که گفته بود کسانی که در ایران نیستند نباید درباره تحریم یا جنگ اظهار نظر کنند، آرش سبحانی گفت بسیاری از شخصیتهای بزرگ ایران، از جمله خود آقای نبوی، به خارج رانده شدهاند.
دعوای منتقدان و طرفداران نامه جنجال برانگیز به دونالد ترامپ در شبکههای اجتماعی هم همچنان ادامه دارد و دو طرف اغلب به طور متقابل همدیگر را به صفات و القاب مشابهی متهم میکنند. اگر یک گروه، انگ #کاسبین_تحریم میخورند، گروه دیگر #کاسبین_تثبیت_نظام لقب گرفتهاند.
یکی از برچسبهای آشنا، واژه "خارجنشین" است. گروهی در توییتر عکسی را که گفته میشود از حلب است منتشر کردهاند. عکس از دیواری که رویش به عربی نوشته شده است: "وطن هتل نیست که وقتی خدماتش خوب نبود ترکش کنیم. ما اینجا خواهیم ماند." کنایه از این که نویسندگان نامه خودشان در ایران نیستند که عواقب تحریم یا حتی حمله نظامی را بچشند.
از سوی دیگر، مدافعان نامه یادآوری میکنند که جمهوری اسلامی هم در خارج از ایران طرفدار کم ندارد. بحث مدیران دوتابعیتی و آقازادهها بحث تازهای نیست. آیتالله تناسلی مینویسد: "نامهای در محکومیت سپاه و امپراطوری مالی خامنهای به ترامپ نوشته شده. کاسبین تثبیت نظام و پاتریشیا ساداتهای تورنتو و نیویورک بدجور مکدر شدهاند."
احمد باطبی، از امضا کنندگان نامه، هم در دفاع از "تحريم هوشمندانه منافع اقتصادى سپاه" مینویسد: "سپاه ديگر آن نهاد فداكار جنگ هشت ساله نيست. مافيايى است كه به اسم خون شهدا و منافع ملى تعيين تكليف میكند، سهم خواهى ميكند و باج میگيرد و حذف ميكند. و اين در حالى است كه خانواده و فرزندان آنها شهروند اروپايى و آمريكايى هستند و تنها براى برداشت (از) حسابهاى بانكى سرى به وطن میزنند."

منبع تصویر، Getty Images
درباره همین سود یا زیان تحریم سپاه هم دو دیدگاه متضاد وجود دارد: بسیاری مانند رضا حقیقتنژاد، روزنامهنگار مقیم استانبول، معتقدند فعالیتهای سپاه به حدی گسترده است که تحریم کردنش همه را متضرر میکند: "۵۰۰۰ پیمانکار که اغلب بخش خصوصی هستند و با خاتم الانبیا کار میکنند، تحت فشار بیشتری قرار میگیرند. این نمونه ساده نشان میدهد اکنون بازنده تحریم همه هستند، نه صرفا حکومت."
در پاسخ با این استدلال، سعید قاسمینژاد، پژوهشگر بنیاد دفاع از دمکراسیها در واشنگتن، مینویسد: "لابی جمهوری اسلامی و دلالانشان مدعیاند که تجارت با ایران موجب تقویت بخش خصوصی میشود ولی همزمان از تحریم شرکتهای سپاه و خامنهای ناراحت میشوند چون مدعی هستند کل اقتصاد دست سپاه و خامنهای است و تحریم آنها یعنی نابودی کل اقتصاد کشور. خب اگر کل اقتصاد دست این دو نهاد است تجارت با ایران چطور موجب رشد بخش خصوصی میشود؟ قاعدتا موجب رشد این دو نهاد سرکوبگر میشود."
در پاسخ به کسانی که برجام را دستاوردی بزرگ برای مردم ایران میدانند که تحریمهای جدید به خطرش خواهند انداخت، دیگران یادآوری میکنند که خود برجام محصول تحریم بود.
عدهای تقاضای کمک از آمریکا را مایه ننگ و خفت میدانند و میگویند مشکلات ایران را ایرانیان باید به تنهایی حل کنند. اما ساسان در توییتر می پرسد: "بابک خرمدین میهن پرست بود که به امپراتور بیزانس نامه زد (که) به خلیفه حمله کنه یا افشین که بابک رو دستگیر کرد و تحویل خلیفه داد؟" گروهی هم میپرسند چرا ایران خودش دارد در امور سوریه مداخله نظامی میکند.
و بالاخره، کیوان حسینی از رادیو فردا مینویسد در بین امضا کنندگان نامه، به جز مجید محمدی، هیچکس نیست که "در رسانههای فارسی که آزادانه فعالیت میکنند، به عنوان تحلیلگر مسائل ایران یا صاحبنظر روابط بینالملل با او به طور مرتب مصاحبه شود." در پاسخ او گروهی نوشتهاند این رسانهها تحلیلگرانشان را بر اساس خط مشی مدیرانشان انتخاب میکنند و این که رادیو فردا، بی بی سی و صدای آمریکا با کسی مرتب مصاحبه نکنند موجب سلب صلاحیت او نمیشود. احمد باطبی مینویسد: "در دستگاهی که شما کار میکنید، من هم هم چند سالی کار کردم و می دانم برای ماندن در آنجا باید چه شرایطی را پذیرفت (...). دلایلی که من به خاطر آن استعفا دادم."












