 |  "هر چند از اينکه هنوز نتوانستم در رشته خودم کار پيدا کنم اما در مجموع از آرامشی که در زندگی جديد دارم لذت می برم." |
کيارش نخست تحصيلاتش را در رشته معماری در ايران انجام داد و يک سال پيش همراه با همسرش به شهر مونترال در ايالت کبک واقع در شرق کانادا مهاجرت کرد. او مهاجرت را تجربه ای می داند که، بعد از مرگ عزيزان، بيشترين اثر را بر روان انسان می گذارد: "هر مهاجر با ورود به کشور جديد خواه ناخواه دچار مشکلاتی می شود که به نسبت جايگاه اجتماعی که در کشور زادگاهش داشته، موقعيت خانوادگی، سن و ميزان تحصيلاتش اين مشکلات نيز متفاوت خواهند بود. آدم وارد جامعه ای می شود که هيچ اطلاعی از آن ندارد، يعنی اطلاعاتی که در کشور زادگاه خودش داشته، نه اينکه مفيد نباشد، اما بسيار متفاوت است. اين می تواند از هر نظر که فکر کنيد به مهاجر ضربه بزند. مثلاً شما به عنوان کسی که فوق ليسانس معماری داريد، در کشور خودتان از جايگاه خاصی برخوردار هستيد و با ورود به يک کشور جديد، خواه و ناخواه، از نظر زبان نمی توانيد پا به پای کسی که در همان کشور بزرگ شده صحبت کنيد، به دليل ندانستن اصطلاحات قادر به بيان خيلی موضوعات نيستيد و همه اين ها اين حس را به شما می دهد که شايد موفق به جا افتادن در جامعه جديد نشويد. داشتن آرامش روانی از محسنات زندگی در کانادا است و هر چند از اينکه هنوز نتوانستم در رشته خودم کار پيدا کنم اما در مجموع از آرامشی که در زندگی جديد دارم لذت می برم. با توجه به اينکه اينجا يک مهاجر هستيم، اينجا متولد نشديم و به هر صورت خارجی هستيم و اين نکته که مسلمان هستيم و تبليغات گسترده ای که در دنيا بر عليه مسلمان ها شده را هم اگر در نظر بگيريم، باز هم برخوردهايی که با ما می شود اصلا قابل مقايسه نيست. يعنی اينجا اين حس را به آدم می دهند که، به عنوان يک ارباب رجوع، حق هميشه با توست. علت تحمل سختی های زندگی در مهاجرت و سرمای شديد کانادا، برخورداری از حداقل حقوق اجتماعی در اين کشور است و اين نکته که به نظر می آيد همه اينجا حق زندگی دارند."
تهيه و تدوين فيلم ها: ياسمن عامری |