BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 10:50 گرينويچ - سه شنبه 31 ژانويه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
طلاق به سبک آلمانی در ميان مهاجران ايرانی

طلاق

وقتی پيوندی که ما را در کنار هم قرار داده، گسسته می شود، چه رخ می دهد؟ وقتی ازدواج و خانواده رو به از هم پاشيدگی می گذارد؟ افراد چگونه طلاق می گيرند و زندگی بعد از آن چگونه خواهد بود؟

طلاق، به عنوان يک تجربه، زندگی شمار کثيری را در سراسر جهان تحت تاثير قرار می دهد. اما بسته به اين که کجايی، چه کسی هستی (زن يا مرد، غنی يا فقير) و قوانين چه می گويند، سرنوشت تو پس از اقدام به طلاق رقم می خورد.

اين وضعيت در شرايط يک مهاجر، ابعاد ديگری هم می گيرد.

ناهيد کشاورز، مشاور امور مهاجران در شهر کلن آلمان، نگاهی دارد به مقوله طلاق در ميان ايرانيان مهاجر در اين کشور:


در ساختمان دادگاهی در شهر کلن آلمان قسمتی به دادگاه خانواده اختصاص يافته است. ساختمانی با راهروهای بلند و اتاق های متعدد.

در سردر اتاقها تابلوهائی نصب شده که بر روی آن ها نام مراجعه کنندگان نوشته شده. روشن بودن چراغی بربالای تابلو به معنای اين است که در درون اتاق دعوای خانوادگی در جريان است .

در پشت در يکی از اين اتاقها زن و مردی ايستاده اند که پشت به يکديگر دارند. در کنار هر کدام از آنها وکيلی با لباس بلند مشکی گشاد، که بايد در صحن دادگاه به تن داشته باشد، ايستاده است. زن نا آرام است و مرد برای چندمين بار نام های نوشته شده بر روی تابلو را می خواند و با بی قراری با وکيلش حرف می زند.

دادگاه طلاق در آلمان علنی نيست، بر خلاف دادگاه رسيدگی به حضانت و تعيين نفقه که شرکت افراد ديگر امکان پذير است.

بعد از مدت کوتاهی مترجمی که می بايد در طول دادگاه برای اين زن و شوهر ايرانی ترجمه کند، می رسد و آنها وارد اتاق می شوند.

دادگاه طلاق در آلمان علنی نيست، بر خلاف دادگاه رسيدگی به حضانت و تعيين نفقه که شرکت افراد ديگر امکان پذير است.

دادگاه طلاق، اگر طرفين از قبل توافق کرده باشند، گاهی کمتر از يک ساعت طول می کشد. در آنجا بعد از طرح موارد مورد توافق از سوی وکلا و پاسخ مثبت طرفين قاضی حکم طلاق را می خواند و جلسه به پايان می رسد.



اگر در مورد طلاق در مهاجرت نظری داريد با ما در ميان بگذاريد.

با وجود افزايش طلاق در ميان خانواده های ايرانی در آلمان هنوز تحقيق همه جانبه ای در اين مورد صورت نگرفته است.

دسترسی به آمار طلاق در ميان ايرانيان بطور کلی ممکن نيست و دليلش هم اين است که تعداد زيادی از ايرانيان در سالهای اخير تبعيت دولت آلمان را پذيرفته اند و به همين دليل در آمارگيری در رديف آلمانی ها قرار می گيرند.

"پتر اشتورزنبرگر"، Peter Sturzenberger، مدت بيست سال است که در آلمان وکالت می کند. بيشتر موکلين او در اين مدت ايرانيان بوده اند.

او در مورد شرايط حقوقی طلاق ايرانيان می گويد: "در مورد طلاق ايرانيان در ابتدا بايد ديد که آنها تابع قانون طلاق آلمان هستند يا ايران. اين موضوع بستگی به نوع اقامت آنها دارد. مثلا دانشجويان ايرانی که برای مدت محدودی در آلمان هستند و يا بازرگانان، قانون ايران در موردشان اجرا می شود. يعنی در دادگاه بعد از انجام مراحل کار و رعايت قوانين در مورد طلاق مرد می بايد سه بار لفظ طلاق را به فارسی بيان کند."

طبق قانون آلمان هر دو طرف بعد از جدائی بطور مساوی حق حضانت فرزندان را دارند . با وجودی که در اغلب موارد بچه ها نزد مادران می مانند اما پدران هم نيمی از حق حضانت را دارند.

آقای اشتورزنبرگر در ادامه می گويد: "در مورد ايرانيانی که دارای حق اقامت در آلمان می باشند و يا به عنوان پناهنده شناخته شده اند و همچنين ايرانيانی که تبعيت آلمان را دارند، قانون آلمان اجرا می شود. در هر صورت، (چه طلاق ايرانی و چه آلمانی) در مورد حق نگهداری بچه ها قانون آلمان اجرا می شود."

طبق قانون آلمان هر دو طرف بعد از جدائی بطور مساوی حق حضانت فرزندان را دارند . با وجودی که در اغلب موارد بچه ها نزد مادران می مانند اما پدران هم نيمی از حق حضانت را دارند. به اين ترتيب در موارد ضروری و مهم نظر هر دو نفر مهم است بطور مثال در مورد تغيير مدرسه بچه ها و يا احيانا ضرورت عمل جراحی امضا هر دو نفر لازم است. يکی از دو نفر در صورتی می تواند به تنهايی حق سرپرستی را داشته باشد که دلايل کافی موجود باشد. در اين موارد نظر اداره کودکان و جوانان که با بررسی همه جوانب وضعيت بچه ها، خواست آنها را به دادگاه گزارش می دهد، ضروری است.

اين وکيل آلمانی در ارتباط با نفقه می گويد: "در مورد تعيين ميزان نفقه اگر توافقی صورت نگيرد دادگاه بر اساس بررسی وضعيت مالی طرفين مبلغ آنرا تعيين می کند. گرفتن مهريه از آنجا که در آلمان وجود ندارد، دشوار است. اما غير ممکن نيست. تنها می بايد به عنوان قرارداد دلايل وجودی آن در زمان ازدواج را در نظر گرفت. در موارد ديگر قانون آلمان برای تقسيم دارايی ها رعايت می شود."

آقای اشتورزنبرگر در ادامه توضيح می دهد که برای طلاق تنها می بايد جدايی اتفاق افتاده باشد يعنی طرفين و يا يکی از آنها بگويد که در يکسال گذشته شرايط زندگی آنها شرايط زندگی زناشوئی نبوده است: "علت آن به زندگی خصوصی دو نفر بستگی دارد و از سوی دادگاه پرسيده نمی شود. دادگاه تنها در صورتی حکم طلاق را صادر می کند که هر دو نفر بگويند که در يکسال گذشته از هم جدا بوده اند."

 در مورد تعيين ميزان نفقه اگر توافقی صورت نگيرد دادگاه بر اساس بررسی وضعيت مالی طرفين مبلغ آنرا تعيين می کند. گرفتن مهريه از آنجا که در آلمان وجود ندارد، دشوار است. اما غير ممکن نيست.
پتر اشتورزنبرگر، وکيل آلمانی

هر چند حمایت ها ی قانونی، طلاق در آلمان را آسانتر می کند و بسياری از عواملی که مانع جدائی زن و شوهرها در ايران می شود، در خارج از کشور وجود ندارد، اما معنايش اين نيست که زنان و مردان ايرانی جدائی را به راحتی تاب می آورند.

بسياری از جدائی ها که در ميان زوجهای ايرانی ساکن آلمان اتفاق می افتد، ريشه در شرايط زندگی زن و مرد در ايران دارد.

اگر آنها به دلايل مختلف در ايران به زندگی زناشويی ادامه می دادند در اينجا خود را مجبور به ادامه آن نمی بينند .

"محبوبه" هفته قبل از همسرش جدا شده است . او دو بچه 9 ساله و 12 ساله دارد. متقاضی پناهندگی است و با اينکه هنوز زندگيش ثباتی نيافته، جدا شدن از همسرش را تصميمی مثبت می داند: " ما هميشه در ايران با هم مشکل داشتيم .اما هميشه خانواده ها واسطه می شدند و مانع جدائی ما. من در اينجا از امکانی که دارم استفاده کردم و خودم را از جهنمی که هميشه در آن رنج برده ام، نجات دادم. بچه ها می توانند پدرشان را ببيند اما من تحمل ديدن او را ندارم . می دانم که زندگی آسانی در انتظارم نيست اما ديگر مرتب تحقير نمی شوم."

اگر در ايران خانواده ها نقش ميانجی گری و يا تلاش برای حل مشکلات زن و شوهرها را داشتند در آلمان دفاتر مشاوره خانواده اين نقش را به عهده می گيرند.

اما مراجعه به اين مراکز به دليل نا آشنائی با خدمات آنها و يا عدم دسترسی، برای همه امکان پذير نيست.

اگر در ايران خانواده ها نقش ميانجی گری و يا تلاش برای حل مشکلات زن و شوهرها را داشتند در آلمان دفاتر مشاوره خانواده اين نقش را به عهده می گيرند.

آقای "حسين ف." در آستانه جدايی از همسرش است. دادگاه تاريخی را برای طلاقشای تعيين کرده است. او با دلتنگی از جدايش می گويد و اينکه راضی به آن نيست: " در همه زندگی ها مشکل وجود دارد، بايد تلاش کرد که آنها را حل کرد. زنم مرا متهم می کند که با زن ديگری رابطه دارم و برای همين هم می خواهد از من جدا شود. من دلم نمی خواهد. همسرم را دوست دارم و آماده ام که دوباره برای نجات زندگيم تلاش کنم. اما همسرم قبول نمی کند."

در موارد زيادی، زنان ايرانی بعد از جدائی در مهاجرت به افسردگی ناشی ار فشارهای زندگی تنها دچار شده اند. بايد در نظر داشت که باوجود برقراری شرايط تازه در خارج از کشور، عوامل فرهنگی حک شده در ذهن زن و مرد همچنان خود را نشان می دهند.

جدايی به معنای حل کامل مشکلات زناشوئی نيست. در مواردی که بچه ای در ميان است رابطه بين زن و مرد به نوعی باقی می ماند که در به طور عمومی مشکل ساز است.

آقای "شهاب" می گويد: " من و همسر سابقم دو سال است از هم جدا شده ايم اما همواره در مورد ديدار بچه ها و پول با هم مشکل داريم ."

ساختمان دادگاه خانواده شهر کلن همچنان داستان زندگی های زناشوئی را می شنود و شاهد از هم پاشيدگی خانواده هايی است که روزی با عشق شروع شده بود.

نظرات شما

ايرانی‌ها خودشان را در خارج از کشور پايبند سنت نمی‌بينند. چرا که اين سنت‌ها آزادی انسان‌ها را می‌گيرد. به هر حال ميزان طلاق در جوامع غربی هم بالاست... ايرانی‌ها به نسبت ديگر فرهنگ‌ها خيلی زود در جامعه‌ی جديد می‌خواهند روی پای خودشان بايستند. ندا - اردبيل

به نظر من تغيير فرهنگی محيط اطراف نقش بسزايی در بروز احساسات جدايی طلبانه دارد. زنهای ايرانی که به محيطی بازتر وارد ميشوند نيازهايی جديد حس نموده و روابطی آزادتر را تجربه ميکنند. اين تغيير به همراه ارتباط بازتر بين زن و مرد و حس غيرت مردان و زنان ايرانی همراه با مشکلات اقتصادی عاملی ميگردد تا خانواده ها زودتر همديگر را ترک کنند. ای کاش حکومت ما مردم را به ديد يک شهروند بدون تعلقات مذهبی و نژادی در نظر ميگرفت تا اين مهاجران آواره به کشور خود باز گردند و بتوانند از اين برزخ فرهنگی نجات پيدا کنند. آرين پ. - تهران

طلاق نشاندهنده بی فکری طرفين در دوستی است. من شرايط لازمی را برای خودم در مورد همسر در نظر گرفته ام و با خودم اتمام حجت کرده ام که به هيچ وجه از شرايط لازم کوتاه نيايم و با کسی ازدواج کنم که حداقل ۲ سال با هم از همه نظر آشنا و ارتباط داشته باشيم تا بعدها در آينده با اطمينان ازدواج کنيم. شهاب براداران ديلمقانی - تهران

طلاق بين ايرانيان در اروپا به دلايل زيادی رونق گرفته و بنده به عنوان يک مترجم رسمی دادگستری شاهد تعداد زيادی از اين جدائی ها بوده ام. در صد طلاق ها در اروپا به نظر اينجانب بين کسانی يا فاميل هائی که بعنوان پناهنده به کشورهای اروپائی آمده اند به مراتب زياد تر است از کسانی که سالها در اروپا زندگی کرده اند. امکانات و تسهيلاتی طلاق گرفتن در اروپا به مراتب زيادتر از ايران است. از هم پاشيدگی زندگی فاميلی و نداشتن اتکائی در ايران نيز به اين موضوع کمک ميکند. آنها همه چيز را گذاشته و آمده اند. و به همين دليل دلايل طلاق بين پناهندگان در وهله اول بيکاری مرد است. زن به خاطر بچه ها و حمايت های اجتماعی که به او در اين کشور ها ميشود، ميسازد و زندگی ميکند ولی مرد که در ايران کار می کرده وتمام روز در خارج از منزل بوده يک مرتبه خانه نشين ميشود و آن مرد سالاری که در ايران چه در مقابل همسرش و چه در مقابل فرزندانش داشته کم کم و نمايان از بين ميرود و بقول خودشان يک عضو بی معنی در منزل هستند و حتی می بينند که قانون به زن حق بيشتری برای حمايت از بچه داده تا به او بعنوان پدر. بچه ها تحت تاثير تربيت اروپائی زندگی را به طريق ديگری ميشناسند و خانمها هم قبل از اينکه بچه را رها کنند , حاضرند که شوهرانشان بروند. عده ای از مردان هم مطمئن هستند که به محض برگشت به ايران ميتوانند هر لحظه که بخواهند دوباره ازدواج کنند. خانم ها هم که با اين کمکهای اجتمائی و سوسيال تقريبا غمی ندارند . بچه هايشان نزد آنها هستند. خوب يا بد بالاخره با سيستم تربيت ايرانی آتيه آنها هم از طرف بچه ها تامين است و ديگر اينکه مانعی هم برای ازدواج مجدد وجود ندارد و اروپائی ها هم بسيار به ازدواج با خانمهای شرقی تمايل نشان ميدهند. ناراحتی برای تعداد کمی از خانمهاست که واقعا جدائی را نميخواسته اند و نا آرامی های بعدی، روانی و يا جسمی، به آنها فشار زيادی در زندگی مياورد. در صد زنان موفق طلاق گرفته از مردان بيشتر است. در صد مردان طلاق گرفته که به ايران برميگردند از آنهائی که در اروپا ميمانند به مراتب زياد تر است. روی هم رفته اين هم يک اثری از تمدن، امکانات و تحولات فعلی در جهان امروز است. اميدوارم چه اينطور و يا طريق ديگر، همه موفق باشند. علی ح. - آلمان

من هم تجربه جدا شدن در خارج از ايران را در کوله پشتی باقی روزهای زندگيم حمل ميکنم حدودن ۸ سال است که ازجدايی با شريک زندگی قبلی ام ميگذرد سالهای سختی را تنهايی با داشن ۲ بچه خردسال پشت سر گذاشتم و گذاشتيم از طرفی خوشحالم که به حقوق انسانی همسرم احترام گذاشتم و نظرش را به رسيمت شناختم حقی که در کشورهای اسلام زده ای چون ايران برای زنان قابل دسترسی و تحقق نيست اينجا به راحتی قابل دسترسی است رابطه انسانی با شريک قبلی زندگيم را مثل مردان ايرانی قطع نکرده ام هر جايی که احتياج به کمک داشته باشم يا داشته باشد به يکديگر کمک ميرسانيم شريک زندگی قبلی من ازدواج کرده و خوشبخت هم هست اما هنور رابطه ما به خاطر بچه هايمان رابطه ای انسانی است که هيچگونه در ادبيات اجتماعی و سنت های ايرانی قابل قابل جستجو و دسترسی نيست. اگر بخواهيم ريشه افزايش طلاق را در اينجا دنبال کنيم خواهيم ديد که نيمی از مهاجرين ايرانی در رابطه ای اجتماعی و اخلاقی اين جامعه گره خورده اند و جذب شده اند و از طرفی ديگر زنان هم به حقوق انسانی و اجتماعی اصلی خود رسيده اند من به تصميم هر انسان بالغ و اگاهی احترام ميگذارم. موری - دورتمند

متأسفانه فرهنگ ايرانی طوری است که بعد از ازدواج در مدتی کمتر از ده ماه اولين بچه توليد ميشود و کمتر از بيست ماه دومی ايکاش زوجهای ايرانی لااقل دو سالی بدون بچه با هم زندگی ميکردند تا ببينند تا چه حدی توافق اخلاقی با هم دارند ولی افسوس از اين فرهنگ غلط. خانم کشاورز نميدانم آيا قضيه طلاق را از جنبه اقتصادی آن هم بررسی کرده يا نه؟ در اسکانديناوی اينطور است که زنهايی که بچه دارند ميتوانند پول خوبی از دولت بگيرند و از مزايای ديگر هم استفاده ميکنند به همين دليل خيلی از خانواده های ايرانی جهت کسب درآمد طلاق ميگيرند تا خانم از اين مزايا استفاده کند و آقا هم ظاهراً بيوه بشود. جعفری

شايد طلاق در جامعه ايرانی داخل و به خصوص خارج از ايران به اين دليل صعود داشته است که سنتهای ديرينه مردسالاری دنيوی از طرفی در حال ناپديد گشتن است و از سويی تقاضاهای زن سالاری غير منطقی حاصل از تضاد فرهنگ غرب و شرق زياد از حد گرديده است. به احتمال زياد ازدواجهای خانوادگی يا از قبل تنظيم گشته هميشه نميتواند موفق باشد، همانطور نيز ازدواجهای با عشق شروع شده، اما بايد ديد که آمار کدام يک بالاتر است. از ديگر دلايل طلاق ميتوان از افسردگی روانی، دوست و علاقه به هم نداشتن، عوامل اقتصادی اعم از کار زياد که باعث خستگی و استرس ميشود يا بيکاری که باعث سردرگمی، کمبود های جنسی، نداشتن سرگرمی زندگانی يا ذوق هنری، اعتياد به الکل يا مواد مخدر، انتظارات زياد از حد، و بالاخره نداشتن فلسفه زندگی چه از دين تا روان بين مرد و زن يا در يکی از آن دو دانست. صد در صد طلاق آلمانی اگرچه مهريه را نميشناسد اما برای زن از لحاظ حق برابری برای فرزندان، حمايت شخصی و تقسيم دارايی متقابل، احترام بيشتری قائل است. حال اين بستگی به خود زن دارد که بلافاصله پس از طلاق شرايط شغلی خودش را در جامعه محکم سازد و از لحاظ مالی به وجود شخص ديگری احتياج نداشته باشد. محسن - هلسينکی

زبانهاگزارش
آموزش زبان فارسی: پلی برای ارتباط مهاجر با وطن
سالخوردگان ايرانیاجتماعی
نگاهی به نيازهای سالخوردگان ايرانی مهاجر در آلمان
عيد کريسمسکريسمس
از اعياد مذهبی مختلف در محل زندگی خود چه تجربه ای داريد؟
پرچم آلمانگزارش
مشکلات روانی زنان مهاجر ايرانی در آلمان؛ شما چه تجربه ای داريد؟
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران