BBCPersian.com
  • راهنما
تاجيکستان
پشتو
عربی
آذری
روسی
اردو
صدای شما
به روز شده: 14:34 گرينويچ - پنج شنبه 26 ژانويه 2006
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
آموزش زبان فارسی: پلی برای ارتباط مهاجر با وطن

زبانها
چگونه زبان مادری را در مهاجرت حفظ کنيم؟
مهاجران ضمن تلاش برای يافتن جايگاهی محکم تر در کشوری تازه، با نيازهايی تازه هم مواجه می شوند. برخی از اين نيازها قبلا در زندگی آنها تقريبا مطرح نبوده است. مثلا حفظ هويت و زبان مادری.

اين نياز در مورد ايرانيان مهاجر در آلمان نيز صادق است که اهميت آن با طولانی شدن مدت اقامت آنها در اين کشور، به ويژه در قالب آموزش زبان فارسی به کودکان و نوجوانان نمود می کند.

در شرايط مهاجرت زبان فارسی وسيله ای است که با آن، دنيای خارج از کشور به وطن پيوند می خورد. زبان فارسی پلی می شود برای ارتباطات عاطفی و پر کردن خلاء هايی که در هر جا و در هر مهاجری به نوعی به چشم می خورد. ديدار اقوام و سفر به ايران و شناخت ايران - که همواره برای گروهی از جوانان تجربه ای کاملا تازه است - نياز آنها به يادگيری زبان فارسی را افزايش می دهد.

بديهی است که خانواده ها در تشويق کودکان و نوجوانان به يادگيری زبان فارسی، نقش زيادی دارند که در عين حال نيازمند صبر و حوصله فراوانی از سوی آنهاست: صرف وقت و بوجود آوردن شوق آموزش در فرزندان در حيطه وظايف تازه خانواده در مهاجرت قرار می گيرد.

 بديهی است که خانواده ها در تشويق کودکان و نوجوانان به يادگيری زبان فارسی، نقش زيادی دارند که در عين حال نيازمند صبر و حوصله فراوانی از سوی آنهاست

از آنجا که نياز به يادگيری زبان فارسی موضوعی نيست که بطور دائم برای کودکان و نوجوانان مطرح باشد، شوق آنها هم در ابتدا چندان نيست. زبان آلمانی، زبان مکالمه روزمره کودکان و نوجوانان ايرانی است و يادگيری زبان فارسی برای اين گروه سنی و به ويژه آنهايی که در آلمان به دنيا آمده اند، دشوار تر است.



اگر در اين باره نظری داريد با استفاده از پنجره روبرو يا از طريق پست الکترونيک به آدرس persian.online@bbc.co.uk با ما در ميان بگذاريد.

"اميد"، هفده سال دارد و در آلمان متولد شده. با وجود علاقه خانواده اش برای اينکه او زبان فارسی بياموزد خود او اين نياز را احساس نمی کند و می گويد: "من می توانم فارسی حرف بزنم و همين برايم کافی است. من که نمی خواهم در ايران درس بخوانم. با همين زبانی که بلد هستم می توانم با خانواده ام در ايران رابطه برقرار کنم."

آقای" قنبری"، پدر اميد است. او در اين ارتباط می گويد:" موضوع تنها برقراری رابطه با خانواده در ايران نيست، هر چند که آنهم خيلی مهم است. موضوع شناخت فرهنگ ايران است که بدون دانستن زبان فارسی ممکن نيست. زبان دروازه های يک فرهنگ است و ادبيات بخش بزرگی از آن، که تنها از طريق زبان قابل دسترسی است."

 موضوع تنها برقراری رابطه با خانواده در ايران نيست، هر چند که آنهم خيلی مهم است. موضوع شناخت فرهنگ ايران است که بدون دانستن زبان فارسی ممکن نيست.
يکی از مهاجران ايرانی در آلمان

تمايل خانواده ها برای اينکه فرزندانشان زبان فارسی بياموزند بيشتر است. برای بچه ها در درجه اول، وظيفه ای مضاعف بر تکاليف مدرسه است.

در سنين جوانی وضع متفاوت است: دانستن زبان مادری نشان دادن هويت است؛ ارزش گذاری ديگری دارد؛ برتری به حساب می آيد.

"رضا"، بيست سال دارد. به تازگی به کلاس يادگيری زبان فارسی می رود و در کنار بزرگسالان آلمانی زبان، فارسی می آموزد .از اينکه در کودکی والدينش او را به يادگيری زبان فارسی وا نداشته اند عصبانی است : " وقتی کوچک بودم يادگيری آسانتر بود. من از حرف زدنم هم راضی نيستم. با من در خانه فارسی حرف نمی زدند. درست نمی دانم چرا. حالا من دارم ياد می گيرم. خجالت می کشم که فارسی نمی دانم. اين مثل اين است که يک فرانسوی، زبان فرانسه نداند. چه فرقی می کند."

حضور بازيکنان فوتبال ايرانی در تيم های فوتبال آلمان برای گروهی از جوانان و نوجوانان ايرانی رابطه ديگری ميان آنها و ايران برقرار کرده است. رابطه ای که با حسی از غرور همراه است .

 با من در خانه فارسی حرف نمی زدند. درست نمی دانم چرا. حالا من دارم ياد می گيرم. خجالت می کشم که فارسی نمی دانم. اين مثل اين است که يک فرانسوی، زبان فرانسه نداند. چه فرقی می کند
يکی از مهاجران ايرانی در آلمان

"ايمان" يکساله بوده که به همراه پدر و مادرش به آلمان آمد. يادگيری زبان فارسی برايش امکانی است که بتواند نشريات ايرانی را بخواند و بعد با دوستان آلمانی اش درباره اخبار آنها حرف بزند.

يادگيری زبان فارسی در خارج از کشور بدون حضور کسانی که با دلسوزی به آموزش آن ميان کودکان و نوجوانان می پردازند ممکن نيست.

آقای "کامبيز اسپاه انگيزی"، ساکن شهر کلن، سالهاست که اين بار را بر دوش می کشد.

او می گويد: "من بيست و يکسال قبل اين کار را به پيشنهاد همسرم شروع کردم. من تصميم داشتم به پسرم زبان فارسی بياموزم و فکر کرديم که می توان اين کار را به شکل جمعی انجام داد که از سوی بچه ها هم جدی تر گرفته شود. من اين کار را با کمک مسئولين آموزش و پرورش کلن شروع کردم. در ابتدا آنها اجازه دادند که من هشت ساعت از وقت تدريسم در دبيرستان را به اين کار اختصاص دهم. دو سال بعد اين امکان از من گرفته شد."

آقای اسپاه انگيزی در ادامه می گويد که دلسرد نشده و به تدريس زبان فارسی ادامه داده است: "تعداد شاگردان من از همان ابتدا زياد بود. در آغاز کار، من هفتاد شاگرد داشتم. بعد از مدتی من به اين فکر افتادم که اين کلاسها را به شکل انجمن دربياورم. به اين ترتيب من توانستم از اوليا هم کمک بگيرم. کار تدريس ما کمی گسترش پيدا کرد و ما جشن های ايرانی هم برگزار می کنيم.
با بيشتر شدن تعداد شاگردان تعداد ديگری هم که به اين کار علاقه داشتند و يا در ايران به تدريس اشتغال داشته اند، به من پيوستند."

او نحوه فعاليت اين کلاس ها را که اکنون 75 شاگرد دارد، اين گونه شرح می دهد: "ما کلاس بندی به صورت ايران نداريم بلکه ما گروه های مختلفی داريم که در سطوح مختلف آموزش می بينند. بطور مثال ما امسال با يک گروه بيست و پنج نفره شروع کرديم که با آنها جلو می رويم گاه هفت يا هشت سال طول می کشد. آنها ابتدا حروف و بعد جمله نويسی را می آموزند و در دوره های پيشرفته تر ادبيات فارسی و تاريخ و جغرافيا کار می کنيم. کلاس های فارسی رايگان است و تنها برای هزينه های فتوکپی مبلغ ناچيزی از شاگردان دريافت می شود."

 ابزار يادگيری زبان فارسی در همه جای آلمان در دسترس نيست. در شهرهای کوچک و يا جاهايی که تعداد ايرانيان کم است امکان آموزش زبان فارسی هم وجود ندارد.

در مدارس آلمان يادگيری زبان انگليسی و يک زبان ديگر (فرانسه يا لاتين) الزامی است. تنها در مدارس ايالت "نورد راين وست فالن" است که دانش آموزان - آن هم آنهايی که در مقطع هفتم و هشتم دبيرستان وارد آلمان شده اند - می توانند زبان فارسی را به عنوان اولين انتخاب خود در ميان زبانهای غيرآلمانی، انتخاب کنند. اين امکان نيز با تلاش آقای اسپاه انگيزی، که خود مسئوليت برگزاری امتحانات اين دانش آموزان را به عهده دارد، فراهم شده است .

خانم "مهرنوش قنات آبادی" از ديگر ايرانيانی است که برای آموزش زبان فارسی در آلمان تلاش می کند. او که در ايران هم تدريس می کرده هفده سال در شهر کاسل آلمان، کلاس آموزش زبان فارسی داشته است.

او درباره کار خود ميگويد: "من تا سال گذشته سی و هفت شاگرد داشتم که از پنج سال تا نوزده ساله بودند، ايرانی و افغان .شاگردان کلاس توانستند سال گذشته کتابی هم آماده کنند با عنوان 'جنگ، صلح، محيط زيست' که متن همراه با نقاشی بود. ما در عين حال با برگزاری جشن های ايرانی، سنت های ايرانی را هم به بچه ها می آموختيم. يادگيری زبان فارسی به کودکان و نوجوانان هويت ايرانيشان را نشان می دهد."

برای يادگيری زبان فارسی در آلمان تنها خواست والدين و يا نوجوان کافی نيست. ابزار يادگيری اين زبان در همه جا در دسترس نيست. در شهرهای کوچک و يا جاهايی که تعداد ايرانيان کم است امکان آموزش زبان فارسی هم وجود ندارد. اين موضوع به خصوص برای ايرانيانی که به عنوان پناهنده در مکان های دور افتاده در آلمان زندگی می کنند، تقريبا غير ممکن است.

برخی نظرات شما

خوشبختانه ملت های غير فارس زبان حداقل در کشور های آزاد می توانند به فرزندانشان زبان ملی و مادری خود را آموزش دهند ، حقی که در کشور خود از آن محرومند. ما ترک ها حتی در ايران سعی می کنيم ابتدا فرزندانمان ترکی ياد بگيرند و سپس به اجبار در مدرسه فارسی ياد می گيرند. به نظر من برای شناخت ايران يادگيری تنها فارسی کافی نيست. بلکه بايد ترکی و عربی را هم ياد گرفت، چرا که هويت ملی ايرانيان ترکيبی از اين سه فرهنگ می باشد. طغرل ارسلان - شيراز

من فکر ميکنم نيازی به ياد دادن فارسی به دخترم ندارم و افتخار ميکنم که دخترم به زبان مادری خود آذری مسلط است وافسوس ميخورم که خودم از آن بی نصيب بودم. يوسف - نيوکاسل

مشکل اين مقاله شما نيز چون ديگر مقالاتتان القای ايران فارسی زبان به خواننده است. اينکار بعنوان کمک به سياستهای شوونيستی حاکم در ايران تلقی ميشود. البته شايد بخاطر اين باشد که کارکنان فارسی گوی بی بی سی ، خود را فارس ميدانند ! در حالی که اينگونه نيست و همه آنهايی که ادعای فارس بودن ميکنند در حقيقت به بی پيشينه بودن خود اصرار ميکنند. در ايران کسی فارس نيست بلکه فارسی ياد گرفته است. از هر کس بپرسی ميگويد من متولد تهران هستم پس فارس هستم، ولی پدر و مادرم از يکی از شهرهای اطراف سراب آمده اند (در حالی که تهران شهری از شهرهای آذربايجان است، در تاريخ بخوانيد). زبان فارسی نه تنها نميتواند بعنوان زبان مشترک و رسمی در يک کشور با فرهنگهای گوناگون باشد، بلکه حتی نميتواند به عنوان يک زبان مطرح در زمينه های علمی و تخصصی خود را نشان دهد. اين زبان بنا به دلايل سياسی غالب آمده ولی در حال يافتن جای واقعی خود ميباشد. زبان من آذری است ولی زمانی که در ايران بودم بخاطر اجبار و تحقير مجبور به يادگيری آن شده و به فرزندانم نيز آموختم ولی اکنون نيازی به قبول اجبار يا تحقير نيست. آزادانه آذری سخن گفته و به فرزندانم نيز مياموزم. دانستن يک زبان، شما را قادر به ارتباط با ديگران ميکند. در اينجا ديگران برای ما فارسی گويها هستند، اگر ما بخواهيم ارتباطی با ديگران نداشته باشيم در واقع نيازی به يادگيری زبان آنها نداريم. مسعود انتظار

من فکر می کنم تا زمانی که خود فرد احساس ضرورت نکنه، ياد دادن زبان چندان مثمر ثمر نخواهد بود. بهتره اول نياز و اهميت بلد بودن زبان فارسی به بچه ها فهمونده بشه. سارا - کرمان

يادگيری هر زبان ابزار بسيار موثری در درک آن فرهنگی است که به آن زبان حرف ميزنند. زبان فارسی هم از اين مقوله جدا نيست. معتقدم پدر و مادرها با آموزش زبان فارسی به فرزندانشان ميتوانند کمک بزرگی به باز شدن هرچه بيشتر فکر و نحوه نگرش آنها به ويژه در مسايل فرهنگی و هنری کنند. اما اينکه اين قضيه حالت الزامی داشته باشد، من شک دارم. اصولا ياد گرفتن فارسی در خارج از ايران برای نسل های دوم و سوم به نظر من به صورت يک نياز احساس نميشود. البته ميتواند يک امتياز به حساب آيد. فرهاد - ونکوور

در شبکه های ماهواره ای گاهی جوانان ايرانی مهاجری را می بينم که به سختی حرف می زنند. مثلا يک گزارش تلويزيونی درباره جشن سيزده بدر در يکی از پارک های آمريکا جوانان ايرانی الاصلی را نشان می داد که حتی سوالات مجری را با کمک افراد مسن تر می فهميدند و به انگليسی پاسخ می دادند. راستش دلم گرفت وقتی چنين صحنه ای را ديدم. خود شبکه های ماهواره ای می توانند برنامه های بهبود زبان فارسی پخش کنند. من حتی اگر زمانی از ايران مهاجرت کنم و در آنجا صاحب فرزند شوم هرگز دوست ندارم که فرزندم با زبانی غيری از زبان فارسی با من و مادرش صحبت کند. فرشاد - تهران

اولا ما بايد اين را بدانيم که در کشوری زندگی می کنيم که ملتهای مختلفی در کنار هم زندگی می کنندو ملت ترک هم يکی از آنهاست. برای هر ملتی زبان مادری مهمتر از هر زبان ديگری است و متاسفانه دولت جمهوری اسلامی نهايت سعی خود را می کند تا زبان ترکی را در ايران سرکوب کند و فارسی را بر اين کشور تحميل کند. به هر حال فارسی برای ما ترکها يک زبان بيگانه محسوب می شود. کاش به جای فارسی در آذربايجان زبان اصلی ما يعنی ترکی تدريس می شد تا فرزندان آذربايجان با زبان خودشان بزرگ می شدند و شخصيت شان با اين زبان شکل می گرفت. به هر حال من فارسی را یک زبان بيگانه وتحميلی در ايران می دانم و بس. سيد رسول - آذربايجان- زنجان

به عنوان يک فارس زبان ميگويم که کاش به مسائلی بسيار مهم تر همچون نداشتن امکان آموزش زبان اقليتها در ايران بيشتر بها داده ميشد. طبق آمار ۲۶٪ مردم ايران ترک زبان هستند و بيش از دو ميليون نيز کرد زبان داريم که هميشه در مملکت ما بر آنها سرپوش گذاشته شده، زبان آنها در حلقشان خفه شده، و حتی پرداختن به اين قضيه تبديل به يک تابو شده است. مگر پياده سازی يک سيستم آموزشی دو زبانه که در اقصی نقاط جهان اعمال شده اينقدر سخت است؟ به فنلاند نگاه کنيد که به خاطر جمعيت بسيار اندک سوئدی زبانش، يادگيری زبان سوئدی را برای تمام شهروندان واجب کرده (و البته که سوئدی زبانها هم فنلاندی را ياد ميگيرند). حتی در کشورهايی مانند بريتانيا که قرنها زبانهايی مانند ولزی را سرکوب کرد بود، يا اسپانيا که همين کار را با زبان باسکی ميکرد، هم اکنون تغيير روش ديده ميشود و اين زبانها رو به احيا هستند. مثالهايی مانند کبک (Quebec) کانادا نيز که معروفتر از آن هستند که نياز به ياد آوری داشته باشند. اظهارات هموطنان ترک زبانم در اين فروم دل من را ميشکند اما به آنها حق ميدهم. ما تا کی ميخواهيم که از روی تکبر قبول نکنيم که ايران مملکتی است با نژادها و اديان و زبان های مختلف، و به جای سرکوب اين تفاوتها بايد از آنها مانند گنجينه محافظت کنيم. کيست که به فرياد کردها و ترکها و ساير اقليتها در ايران برسد؟ شعار اتحاديه اروپا که «اتحاد در گوناگونی» است چه قدر زيبا است. اگر روزی ايران، ايرانستان شد؛ نپرسيد چرا. آرين - فاماگوستا - قبرس

دانستن هر زبانی به انسان قدرت زيادی می دهد. اما بين برخی از ايرانيان هويت ايرانی داشتن شرم آور تلقی می شود که تا جای توان می خواهند از آن دور شوند و بچه هايشان را به اين هويت نزديک نکنند. اما دانستن زبان نبايد به چنين مسائلی ربط داده شود، چون دسترسی به کتابها و مقاله های نوشته شده با آن زبان از بين می رود. در اين زمينه بايد نرم افزارهای مترجم پيشرفت بيشتری بکنند تا ديگران هم به راحتی به موضوعات و انديشه های کتابها و مقاله های نوشته شده با زبان خاصی به دسترسی برسد و به اين ترتيب پيشرفت علم و گفتگوی تمدنها گسترده تر و سريعتر شود. شهاب برادران ديلمقانی - تهران

ای کاش يک مطلب هم راجع به کودکان ترک زبان بنويسيد که در وطن خود می خواهند زبان مادريشان را ياد بگيرند ولی نمی گذارند فکر می کنم اين مهمتر است. مانی - تبريز

من ازفيلترشکن استفاده کردم و تعمدا دراين نظرخواهی شرکت کردم تا به کسانی که همه کارها را واگذاشته اند و به فيلترکردن سايتها چسبيده اند و پول نفت را که قراربوده بر سرسفره های مردم بياورند دراين راه خرج می کنند برسانم که زحمت بيهوده می کشند!! واضح است که هدف کسانی که روز به روزعرصه را بر نخبگان تنگ ترکرده تا مجبوربه ترک وطن شوند اين است که هويت ايرانی را از او بگيرند بنابراين مهاجران وظيفه دارند که در حفظ آداب و رسوم و فرهنگ ايرانی بيشتر از پيش بکوشند و زبان فارسی را هم به فرزندانشان بياموزند. فاطمه - تهران

من هيچ وقت زبان فارسی را به بچه هايم ياد نمی دهم و با آموزش زبان فارسی هم مخالف هستم. در ايران يک ايدئولوژی فاشيستی با محوريت زبان فارسی وجود دارد. ايران سزرمين مردمانی با بيش از ۸۰ زبان است و غير از فارسی و عربی به هيچ کدام از آنها اجازه آموزش نمی دهند. من در اين سيستم فاشيستی تحقير شده ام ولی فرزندانم را نمی گذارم که تحقير شوند. به آنها زبان ترکی ياد می دهم. ابراهيم - سوآنزی بريتانيا

بنده مقيم دبی و به نظر من زبان انگليسی يکی از واجبات روزمره است و تک تک ما بخصوص نسل جوان بايد از آن برخوردار باشيم به نظر من تدريس کافی نيست به همراه تدريس تکلم ضروريست شايد اثر تکلم ۷۰% باشد برای يادگيری بنده به ۵ زبان فارسی عربی انکليسی اردو روسی وتا حدودی بلوچی . جاسم - دوبی

من ترک هستم و در خارج از ايران زندگی ميکنم ( دانمارک) نيازی به آموزش زبان فارسی به کودکان خود ندارم چون برای من و کودکانم زبانی بيگانه است. آتيلا - دانمارک

به نظر من تشويق کودکان و نوجوانان به يادگيری زبان مادری و حفظ هويت از سوی خانواده يک امر ضروری است. حوادث سالهای اخير نشان ميدهدکه اگر کسی متولد و يا مدت طولانی را در اين کشورها سپری کرده و از جايگاهی محکم تر هم بر خوردار باشد باز هم خارجی و بيگانه هست . و از همه مهم تر اينست که پذيرفتن و زندگی کردن با فرهنگ مختلف در اين کشورها وابسته به شرايط زندگی خود اينهاست. و به گفته معروف هرکس کو دور ماند از اصل خويش باز جويد روز وصل خويش. ميوند - هلند

از نظر من زبان مادری نشانده ستون فقرات يک فرهنگ است. و فرهنک مايه افتخار يک تمدن ميباشد. ندانستن زبان مادری انسان را از تاريخ و فرهنک ملی دور نگاه می دارد. پس به اين خاطر چه ايرانی، وچه افغان که در دار غربت بسر می برند توجه خاص برای آموزش فارسی برای اطفالشان داشته باشد. عزيزی - کهمرد باميان

اخبار از طريق ايميلدريافت اخبار
خبرهای بی بی سی فارسی را از طريق ايميل دريافت کنيد
اخبار روز
اين صفحه را برای دوستان خود بفرستيدصفحه بدون عکس
BBC Copyright Logo بالا ^^
صفحه نخست|جهان|ايران|افغانستان|تاجيکستان|ورزش|دانش و فن|اقتصاد و بازرگانی|فرهنگ و هنر|ویدیو
روز هفتم|نگاه ژرف|صدای شما|آموزش انگليسی
BBC News >>|BBC Sport >>|BBC Weather >>|BBC World Service >>|BBC Languages >>
راهنما | تماس با ما | اخبار و اطلاعات به زبانهای ديگر | نحوه استفاده از اطلاعات شخصی کاربران