|
نقش افغان های در غربت در انتخابات رياست جمهوری چيست؟ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اين برنامه روز جمعه سوم سپتامبر (14 سنبله) از راديو بی بی سی پخش شده است. در پی سالها جنگ و درگيری در افغانستان، تعداد زيادی از مردم به کشورهای ديگر از جمله، ايران، پاکستان و همچنين کشورهای اروپايی و آمريکا پناهنده شدند. هر چند پس از سقوط طالبان گروههايی از اين پناهندگان به کشورشان مراجعت کرده اند ولی هنوز هم ميليون ها تن افغان در نقاط مختلف جهان زندگی می کنند. اکنون که پس از سالها قرار است نخستين انتخابات رياست جمهوری افغانستان به شيوه دمکراتيک در اين کشور برگزار شود، از جمله پرسش های مهم اين است که افغان هايی که در غربت هستند، چه نقشی در اين فرايند می توانند داشته باشند؟ آيا بايد برای آنها امکان رای دادن و شرکت در سرنوشت کشورشان وجود داشته باشد؟ اگر چنين امکانی فراهم نشد، از چه راه های ديگری می توانند در انتخابات رياست جمهوری نقش آفرينی کنند؟ افعانهای در غربت بايد با يک استقلال فکری قوی يک رهبر شايسته رهبری را انتخاب نمايند تا زمينه کار را بعد از برگشت طبق صلاحيت کاری بر ايشان اعطا نمايد. حسيب - تخار چه تضمينی وجود دارد که انتخابات در يک روز هم در داخل و هم درايران و پاکستان صورت خواهد گرفت. آيا بدون ضمانت اين همه هدر نخواهد بود ؟ محب الرحمن محب - کا بل نظريات و گفته های تمام دوستان را مرور نمودم و صادقانه بايد گفت: در حيرتم که چگونه مردم ما اميدوارانه و خوشبينانه به اين به اصطلاح انتخابات چشم دوخته و بعد از تعيين کننده يابيدن نقش خويش در پروسه انتخابات اکنون در باره چگونگی رای دادن افغانهای مقيم خارج "مهاجر" می انديشند! اما متاسفانه بايد گفت که، همانطوريکه آقايان تواب، محمد محقق، خانم ماری و حسيب مصلح نيز تا حدی در نظريات شان انعکاس داده اند، اين انتخابات و مشارکت مردم ما که حاکی از احساسات پاک و بی آلايششان می باشد، در حقيقت جنبه سمبولک داشته و در نهايت همان فردی که بعد از سقود طالبان توسط حاميان غربی شان بعنوان رئيس جمهور موقت آن کشور منتخب گرديد و تا آنوقت چهره شناخته شده نبود، اينبار نيز دوباره توسط متحدين غربيشان درمجموع و آمريکائيشان بالخصوص، باخيال راحت تر بر سر اقتدار خواهد آمد. با توجه به سابقه و سياستهای نيروهای اشغالگر در جاهای از قبيل کشورهای عربی، چچن، لبنان، عراق، و افغانستان کنونی و ديروزی بايد گفت که حاميان غربی افغانستان منافع خود را در افغانستان می جويند و منافعشان از همه چيز برايشان مهم تر می باشد. برای آنها تفاوت نمی کند ولو اينکه هزاران فرد معصوم قربانی منافع آنها شوند. روی اين اساس، از نظر آنها، کما اينکه اين قدرت را عملاً در دست دارند، در افغانستان فردی بايد زمام رياست جمهوری را در دست گيرد که حامی منافع آنها بوده از منافع آنها حراست بورزد. اکثر کانديدهای فعلی رياست جمهوری در مقايسه با آقای کرزی از حمايت بشتر مردمی بر خوردارند و برنده شدن يک عده آنها در انتخابات بر اساس برخورداريشان از حمايت مردمی خيلی محتمل بنظر می رسد. ولی متاسفانه از آنجائيکه آنها هرکدام در شرکتهای نفتی آمريکا حايز مقام نبوده اند و ريکارد برنده شدن حمايت و پشتبانی آمريکا را از حامد کرزی و زلمی خليل زاد ربوده نمی توانند برنده شدن جناب کرزی کما فی السابق اجتناب ناپذير می باشد. بنظر اين حقير هرگونه تلاش و چاره سنجی روی چگونگی رای مهاجرين و افغانهای خارج از کشور بيهوده می باشد. به عبارت ديگر، وقتی افغانهای داخل کشور نقشی در تعيين سرنوشت کشور شان نداشته باشند افغانهای خارج از کشور بطريق اولا نقشی در تغييرات کشورشان ندارند. لياقت علی اختياری - افغانستان افغانهای مقيم در خارج از افغانستان نه به اراده خود بلکه ادامه جنگهای مداوم سالهای اخير باعث به آواره شدن و بودن آنها گرديده است که مسئول خرابی و قتل هموطنان ما اکثرا همين افرادی اند که يا در صدد رسيدن به قدرت رياست جمهوری هستند و يا در پشتيبانی يکی از نامزد ها قرار دارند. گفته های ملالی جويا در لويه جرگه از صدا های مردمی بود. اگر به مردم اجازه داده شود هر کدام حرف ملالی جويا را تاييد می کنند. مهاجرين در اثر درگيريهای همين آقايان مهاجر شده اند. اگر باز به اينها رای داده شود آنچه در افغانستان باقيمانده نيز فرار خواهند کرد. نزد مهاجرين قانون اساسی و قانون احزاب و قانون انتخابات همه قوانينی است که زير فشار گروه های مسلح به رشته تحرير در آمده است وسبغه قانونی برای مردم ندارد. مهاجرين بايد چهره های اين افراد را به جهانيان معرفی نمايند. ضيا - فنلاند عدم امنيت و غير مردمی بودن دولت مانع برگشت اکثر ما مهاجرين خارج ار وطن به کشور شده است. اگر ما از زير باران به زير نودان برگرديم مقصر بدبختی های ما کی خواهد بود. با آنهم ما حاضريم در تعيين سرنوشت ملت خود در انتخابات شرکت کنيم. مليون ها شهروند خارجی که در خارج از کشورهايشان زيست می کنند اجازه دارند که در سفارت ها و کنسولگری های کشور خود حاضر شوند و مطابق قانون به نماينده مورد نظر خود رای بدهند. اما قانون اساسی و قانون انتخابات افغانستان اين حق ميليون ها افغان را ناديده گرفته که مشروعيت آن قانون زير سوال است چون يک قانون جامع و ملت شمول نيست. ح. م. منصوری - استراليا پس از سالها جنگ وخونريزی ما مردم مهاجر خوشحاليم که ازاين پس حق رای دادن داريم و اميدوارم تمام افراد واجد شرايط رای دهند وشخصی با صلاحيت را انتخاب کنند. حسين - تهران پناهجويان افغان مقيم ايران دارای کارتهای شناسايی هستند که آنها را از ديگران قابل تشخيص می کند و با استفاده از همان کارت، می توان افغان بودن و دارای واجد شرايط بودن برای رأی دهی را ثابت کرد. اما در پاکستان، از هيچ راهی نمی توان اين دو مهم را تشخيص داد، بنابراين، بيم آن می رود که شمار بسيار زيادی از پاکستانيهای پشتون بتوانند از حق رأی افغانها استفاده کنند. مشخص است که اين افراد به نفع چه کسی رأی خواهند داد، اما نه کميسيون انتخابات و نه سازمان ملل متحد اصلاً به فکر اين موضوع و تاثير عمده ای که می تواند بر روی نتايج انتخابات بگذارد نيستند. منصور خراسانی - کابل از نظر من نقش افغان های دور از وطن برازنده خواهد بود در مسائل انتخابات ولی در صورتی که کشورهايی که افغان ها در آنجا مهاجر هستند در تعيين سرنوشت افغان ها مداخله نکنند و بگذارند خود افغان ها در تعيين سرنوشت خود تصميم بگيرند و بر افغان ها به زور نه قبولانند که کی را و برای کی رأی بدهند و بگذارند ملت مظلوم ولی قهرمان افغانستان خواب هايی را که در طول چندين سال جنگ ديدند به حقيقت مبدل گردد. آرزوی همه افغان ها از تمام کشورهای جهان اين است تا کمک خويش را صادقانه ولی بيطرفانه انجام دهند. زيرا گفتند آهی مظلوم دير گيرد سخت دامن ظالم را. رحيم همدرد - افغانستان وضع امروز افغانستان ايده آل نيست و اصلاً قرار نيست که ايده آل باشد. زيرا هيچ چيز در دست مردم افغانستان نيست و هر چه هست بيگانه و يا خدمتگزاران به آنها می باشد. نه اينکه منظورم اين باشد با تحولات جديد بيگانه ها وارد کشور شده باشند. بلکه اين ريشه در سالهای کهن دارد اين کشور هيچگاه از خودش نبوده است و چيزی به نام خود ملی در اين سرزمين به وجود نيامده است. هنوز که هنوز است اکثريت خاموش اين وطن (مردم افغانستان) فقط نظاره گر بيچارگيهای خودشان هستند. کی و چه زمانی افغانها خودشان تصميم گير بوده اند؟ که حالا چيزی به نام انتخابات را نيزتجربه کنند. وآيا واقعاً انتخاباتی وجود خواهد داشت يا دکانی برای توجيه اقدامات سرکوبگرانه بيگانگان است. آيا زمان آن رسيده است که مردم افغانستان توانايی ابراز نظر و عقيده خودشان را به نمايش بگذارند. جهاد ما بيگانه بوده است که دموکراسی بيگانه به ارث گذاشته است... مگر کسانی که در داخل کشور هستند چه کاری کرده اند که افغانهای به اصطلاح در غربت از آن محروم بوده اند. ممکن است که آنها کمتر مرتکب نقض حقوق يکديگر شده باشند. آنهم به دليل اينکه در کشور ديگران اختياری برای سلب حقوق از يکديگر نداشته اند. انتخاباتی که انتخاب کنندگان آن توانايی انتخاب را نداشته باشند و انتخاب شوندگان آن برنامه ای برای برون رفت از وضعيت رقت بار فعلی را نداشته باشند. درکجای عالم هستی سابقه دارد...محمد محقق - کابل ملت بدبخت و رنج کشيده سالهاست که در رنج و غربت به سر ميبرند با هزاران خواری و مشقت. حالا که يک روزنه اميد به آينده باز گرديده و مردم به آينده اميدوارند باز هم مشکلات مانند عدم دسترسی برای به دست آوردن کارت انتخابات وجود دارد. به نظر بنده که گاه گاهی به پاکستان به خاطر ديدن اعضای فاميل می روم امکانات اين را که مردم جهت اخذ کارت رأی دهی به داخل کشور بيايند خيلی ضعيف می بينم زيرا مردم هنوز هم جای برای بود و باش ندارند. منازل رهايشی اصلاً يافت نمی شود و اگر هم دسترسی کند کرايه ان به دالر است که مردم بلا کشيده ما پس از اينهمه جور و چپاول قدرت طلبان و جاه طلبان ديگر توانای پرداخت کرايه های دالری را ندارند و از طرف ديگر نگرانند که چگونه سهم خويش را ادا نمايند...تفنگ هنوز هم حاکم است . دکتر نيلوفر - افغانستان اجتماع مهاجرين افغان مقيم اروپا که اکثريت تحصيل کرده ومتخصصين هستند، می توانست نقش بارزی در سالم بودن پروسه انتخابات می داشتند ولی با دريغ و درد که اين اجتماع قابل توجه کنار زده شده و اصلاً مورد توجه نيست . من صرفاً از مهمان محترم دليل و علت عدم توجه به مهاجرين افغان مقيم اروپا را می پرسم اگر ممکن باشد توضيح دقيق ارائه فرمايند. فضل الرحيم رحيم - بلژيک بيشترين قشری که متوجه بهبود وضع کشور افغانستان هست همين مهاجرين دور از وطن می باشند و انتخابات افغانستان يک سر چشمه اميد برای برگشت آنها به کشور می باشد لذا اشتراک مهاجرين در انتخابات مهم می باشد و بنده به عنوان يک مهاجر دور از وطن از کانديدهای رياست جمهوری ميخواهم که به خاطر خدمت به مردم و کشور در اين رقابت مشروع شرکت نمايند . همايون شريفی - کاشان افغانهای خارج از کشور می توانند نقشی در تعيين سرنوشت کشور داشته باشند، مشروط به اينکه به داخل کشور بيايند و در پروسه بازسازی و انکشاف همپای ساکنان اين ديار همت کنند، در غير آن از به خصوص اروپا و امريکا نظر دادن خيلی سهل و ساده است، اما عملی ساختن هر يک از چنان نظرات کاری بس دشوار، حتی اگر تنها وضع پليس و ترافيک مان را در نظر گيريم، وضع بدتر از هر جای ديگراست، به همين منوال وضعيت عمومی کشور، اگر از خارج کشور هموطنان ما بخواهند کمک های وافری در هر زمينه می توانند انجام دهند، اما مشکل در اين است که ايشان روحيه همکاری و وطندوستی داشته باشند. آزاده افغانی - کابل واقعاً موجوديت شرايط امروز در کابل خيلی شرايط خوب و مساعد برای هر فرد افغان است مگر بعضی حلقه های خيلی نامناسب و تخريب کار و استفاده جوئی نمی خواهند اين خوشبحتی در داخل مملکت به وجه احسن به وجود آيد... اگر در داخل مملکت اين بدبختی جريان داشته باشند برای اشخاصی که در خارج ازوطن عزيز زندگی دارند مخصوصاً در پاکستان و ايران چطور خواهند توانست وظيفه وجدانی خود را در انتخابات ادا نمايند. اميدواريم که مقام محترم مسئول اولاً اقدامات موثر را در داخل اتخاذ بدارند بعداً به مردمان در خارج متوجه شوند . استاد فاروق - کابل به نظر بنده افغانهايی که در داخل کشور هستند کجا به اراده خود رأی داده می توانند که ما از افغانهای خارج کشور صحبت نمايم، به نظر من يک چيز بی معنی خواهد بود مردم نفهمند که انتخاباتی که در افغانستان برگزار ميشود چه نوع انتخابات است، رئيس جمهور از قبل تعيين گرديده و فقط فکر می شود که مردم احمق و طفل هستند. ماری - کال به نظر من افغانستان اکنون در يک مرحله بسيار حساس قرار گرفته که برای مردم افغانستان سرنوست ساز خواهد بود و هر افغانی چه در افغانستان و چه در خارج بايد حق انتخاب داشته باشد. به نظر شما آن دسته از کسانی که می توانند بسيار مفيد باشند چه کنند و چگونه رأی خود را اعلان کنند؟ آيا فکری در اين باره شده که همه حق انتخاب دارند ؟ عبدالرحمن رحمت الهی - هرات شايد اکثر افغانيان که مقيم اروپا هستند واجد الشرايط رأی دهی باشند چون اکثراً پناهندگانی هستند که بيشتر بدون فاميل زندگی می کنند و عده کثيرشان از بس از جنگ و خونريزی و دوره های خونين دو دهه گذشته خسته اند ديگر به اين چيزها اهميت نمی دهند و اصلاً نه به فکر رأی دادن بلکه اکثراً به فکر کشور نيستند. من شخصاً به عنوان يک افغانی مهاجر ۱۹ ساله مقيم فرانسه متاسفم از اينکه چرا همسن و سالان خودم از اين مسئله مهم بی خبرند در اين کشورها؟ و چرا به فکر کشورشان نيستند؟ و هيچگونه مسايل سياسی و فرهنگی وغيره را دنبال نمی کنند. عباس ابراهيمی - فرانسه افـغان هايی که خارج از کـشور به ســر مــيبرند مــمکن اســت نــقش کـلیــدی در انــتخابات سال جاری داشــته باشــند، زیــرا آنــها در شــرایــط خوب دور از توپ و تــفنگ و تفنگــسالاری زنــدگی صــلح آمیــزی داشــته انــد. و آنــها مــيتوانــد در انــتخــابات پســت هــای کـليدی دولــتی را بخاطر تجارب و تحــصیــلات عالی شــان بدســت آورند. به نــظر من بایــد به افغان های مــقيم خارج حق انــتخاب مــساوی داده شــوند با مـردم که در داخل کــشور هــســتند. قيس احمدی - مزار شريف به نظر من نقش افغانها در ديار غربت هم مانند نقش افغانهای است که در داخل کشور خويش زندگی مينمايند البته قسميکه در قانون اساسی ۱۳۸۲ کشورمان گفته شده است که مساوات و در بخش از ماده های قانون انتخابات آمده است که هر افغان حق انتخاب شدن و انتخاب کردن را دارد. بنائا همه يکسان هستند ولی مشکل که افغانهای محترم مان در ديار غربت دارند، اين است که ايشان نميخواهند به کشور بازگردند و کشور خويش را خود، بگفته خارجيان، بازسازی نمايند. احسان طاهری - بدخشان رای مهاجرين از کسانی که در داخل کشور زندگی ميکنند بسيار مهمتر و اصولی تر است زيرا آندسته مهاجرانی که همانند بنده ۲۳سال از عمر۲۵ساله خود را در غربت گذرانده می دانند که بدبختی وغربتزدگی يعنی چه. مهاجرين بدون حزبگرايی و مذهبگرايی ونژادپرستی رای خود را ميدهند زيرا اين تنها اميد برگشت آنهاست. خود بنده اصلا فکر برگشت به کشوری که هر لحظه مرک و خشونت ميرسد را ندارم. مرتضی حسن زاده - ايتاليا چون تعداد افغانهای مقيم خارج که در نتيجه جنگهای خانمانسوز بيست وسه ساله به خارج از کشور سفرکرده اند به ميليونها نفر ميرسد، حق مسلم آنها است که فرصت رای دهی در همچو مسئله حياتی برای شان فراهم گردد. از آنجا که اکثر افغانهای مقيم اروپا وامريکا که دارای سطح سواد بهتری هستند، به دليل اينکه اغلب متخصصين ودانشمندان وفرهنگيان افغان به اين کشورها مسافرت کرده اند واولاد آنها – مشروط به داشتن حق رای - در آنجا تحصيل کرده اند، ودارای تشخيص سياسی بهتری هستند، فراهم کردن رای دهی نه تنها اين اقشار را به کشور مادر شان وابسته نگهداشته وحس وطندوستی را در آنها زنده ميکند تا روزی به کشور اصلی خويش عودت کنند، بلکه ميتوانند در انتخاب کانديدای رياست جمهوری کشور ميتوانند نقش مهمی را ايفاء نمايند. واما شيوه فراهم کردن امکانات رای دهی برای اين طبقات در بسياری از کشورها ميتواند از طريق سفارتخانه ها يا قنسولگريهای افغانستان امکان پذير باشد. در کشورهای مانند پاکستان وايران که دران تعداد بيشتر مهاجرين وجود دارد ممکن است دفاتر خاص برای اين هدف ايجاد گردد. در کشورهای که دران سفارت افغانستان وجود ندارد بايد برای مهاجرين افغان ممکن است ترتيبات خاصی داده شود مثلا ممکن است شرايط سفر برای اين دسته افغانان به نزديکترين کشوری که دران سفارتخانه افغانستان وجود داشته باشد مساعد گردد؛ يا از خدمات پستی استفاده گردد البته منوط به شروط خاصی تا ازين طريق راه های جعلی وغير قانونی برای رای دهی باز نگردد. برای نيل به اين هدف ممکن است از دول مربوطه تقاضای همکاری لازم صورت گيرد. برای اجرای اين طرحها حکومت افغانستان وارگانهای ذيربط بايد از همين حالا دست بکار شوند. ملل متحد ميتواند در ترتيب فهرست کشورهای که دران تعداد قابل ملاحظه مهاجرين افغان زندگی ميکنند همکاری کند تا در روشنی آن بتوان مشخص کرد که در کدام کشورها ترتيباتی اتخاذ گردد. در اخير نيز ميتوان از تجارب کشورهای ديگر درين زمينه نيز سود برد. لازم به تذکر است که افغانهای مقيم خارج از کشور به لحاظ وابستگی به وطن اصلی وطبيعت منحصر به فرد حاضر به همکاری به موفق شدن پروسه انتخابات رياست جمهوری افغانستان ميباشند. م.ن.ن - کابل به نظر من حق رای دادن به افغانهای خارج از کشور ويا هم ترغيب ايشان برای ابراز نظر در مورد شخصيت های برجسته سياسی ، فرهنگی و اجتماعی افغانستان گذشته از اين که يک تابعيت دارند و يا دو، در انتخابات رياست جمهوری آينده کشور اهميت به سزايی خواهد داشت. چه بسا افغانها علاقه شديد و خاصی به کشور شان دارند و در حاليکه در کشورهای بيگانه زندگی دارند اوضاع کنونی را در کشور شان با تمايل فراوان تعقيب مينمايند و خوابهای خوش استقرار صلح و آرامش وآبادانی کشور شانرا در سر ميپرورانند. اينها کسانی هستند که مايلند در پروسه مبارزات انتخاباتی و انتخاب ريس جمهور ی آينده کشور ترغيب گرديده سهيم باشند. از جانب ديگر اکثرا افغانهای که در غربت زندگی ميکنند قشر روشنفکر جامعه را تشکيل ميدهند و بنا به تجارب قبلی که در روند سياسی، فرهنگی و اجتماعی جامعه دارند همچنان نظر به آموزش و اندوختگی های را که در کشورهای مترقی نسبت به افغانستان بدست اورده اند اين اشخاص را در صف اول مشروعيت در انتخابات قرار ميدهد. حق رای به چنين اشخاص روشن ، متجرب و وطن دوست خود راهی است برای ترغيب آنها به عودت به وطن و سهم متبارز ايشان در اعمار مجدد افغانستان. خادم از آستراليا بايد ابتدا گفت کسانيکه در داخل افغانستان هستند چی نقش دارند، بعد می توان گفت که نقش افغان های خارج از افغانستان چی خواهد بود؟ در يک انتخابات که خود مردم افغانستان آنرا انتخاب نمی کنند در انتخابات که مردم افغانستان خودشان در آن حضور ندارند و وجود خويش را در آن نمی بينند... آيا باز هم نياز رفتن به پای صندوق های را دهی است؟ و خلاصه اينکه مردم افغانستان تعيين کننده نيستند، چی در داخل افغانستان و چی در خارج ازافغانستان باشند. و اين انتخابات ما مثل زارعی می ماند که زمين را شخم کرده زمين را تخم مولی سرخک کاشته بعد از کاشتن بيايد مشوره بگيرد که آيا همين چيز که من کاشته ام شما نظر بدهيد که تربوز برآيد يا خربوزه . تواب - کابل من در يک جلسه ای که پارسال در شهر ملبورن برگزار شده بود درحضور مقامات افغان، به ايشان در مورد چگونگی اشتراک مهاجرين افغان مقيم در کشورهای غربی در انتخابات رياست جمهوری و پارلمان گفتم که وزارت امورخارجه و وزارت امور مهاجرين بايد اولتر از همه برای هر افغانی که خواهان کسب تابعيت دوگانه و يا فقط خواهان کسب تابعيت افغانی (اگر خواهان داشتن تابعيت خارجی نيست) باشد، سند تابعيت - تذکره افغانی - دربدل پنجاه دالر امريکائی و يک پاسپورت افغانی در بدل ۱۰۴ دالر امريکائی اعطا نمايد، تا بدين صورت از يک طرف تعداد افغانهای دارنده تابعيت افغانی مشخص گردد و از جانب ديگر افغان های واجد شرايط رای برای دهی در انتخابات رياست جمهوری و پارلمان کشور شناسائی شوند. مقامات افغان از اين نظر استقبال کردند ولی از طرف دولت در اين مورد هيچگونه اقدامی هم صورت نگرفت. من در اين باره به وزير خارجه دولت انتقالی اسلامی افغانستان از طريق ايميل آن وزارتخانه در تماس شدم و در مورد اشتراک ما افغان های مقيم خارج نظريات فوق را بيان داشتم ولی وزارت مذکور با سکوت ديپلوماتانه در قبال موضوع ياد شده اقدامی نکرد. اين نشان ميدهد دولت فعلی خواهان اشتراک اهل خبره و افغانهای آگاه در انتخابات رياست جمهوری و پارلمان نيست. متاسفانه دولت فعلی و طرفدارانش به رای مردم آگاه کشور احترامی ندارند ورنه افغان های مهاجر در دول غربی قادر به تعيين سرنوشت کشور در خط منافع ملی افغانستان هستند تا باشد که ملت و کشور از ورطه سقوط به کام جنگ بعد از انتخابات که هم اکنون بعضی احزاب برايش آمادگی ميگيرند نجات خواهد يافت. امروزه زور و زر و تزوير در کشور سرنوشت دموکراسی وحاکميت ملی ملت ما را گروگان گرفته و دولت انتقالی اسلامی افغانستان از اين حربه نامقدس و عوام فريبانه به کمک ياران خارجی اش استفاده ميکند تا بتواند عوام مسلمان افغانستان را تحت نام انتخابات دموکراتيک در سايه بی ۵۲ بازی دهد. اما سران دولت فعلی نبايد فراموش کنند که ايمان فلک در کشور برهنه پايان آزادی خواه افغانستان با توکل به خدا و با اتکا به نيروی خداداد عوام استقلال طلب ما برباد رفته و ابراستکبارگران متجاوز بدست توانای توده های مومن بالله ما به شکست های تاريخی خوردند. عوام ما هرگز در مقابل نيرنگهای بازی قدرت طلبی سياسيون ناپخته و نوظهور کشور خاموش و بی مسووليت نخواهند نشست و ميدان سرنوشت خويش را برای نوکران بيگانگان رها نخواهند کرد. عزم عوام افغانستان تعيين کننده سرنوشت کشور و ملت ماست. سيد حسيب مصلح - استراليا طوريکه ميدانيد تقريبا در حدود سه ميليون افغان در خارج از کشور بسر ميبرند لذا نقش و سهم گيری آنهايی که درغربت و دور از وطن بسر ميبرند اينست که در انتخابات آينده کشور سهيم شوند. به کسی رأی خود را بدهد که افغانستان را ازين بدبختی خلاص نموده و در قطار کشورهای روبه انکشاف قرار دهد. نه اينکه افغانستان را به قهقرا بکشاند. کسانيکه آزموده شده بايد دوباره در افغانستان حاکم نشوند. آزموده را آزمودن خطاست. موسی - کابل اينکه افغانهای در غربت در برگزاری "نخستين انتخاب رياست جمهوری افغانستان به شيوه دموکراتيک" چه نقش ميداشته باشند هنوز هم قبل از وقت است. چون اول اين انتخابات دموکراتيک نيست. اولا تخلفات قانونی در رابطه با انتخابات وجود دارد. ماده چهارم موافقه نامه بن و همچنان ماده ۱۶۱ قانون اساسی، مدت مشروعيت حکومت را تعيين نموده که بدين ترتيب مشروعيت اداره انتقالی بتاريخ ۲۲ ماه جون ۲۰۰۴ تمام شده. يک اداره غيرمشروع در پهلوی اينکه قوه اجراييه کشور را رهبری ميکند، وضائف قوه مقننه را نيز بدوش گرفته و مطابق ضرورت خود قانون ميسازد. و قانون انتخابات توسط همين اداره که مشروعيت ندارد ساخته شده است. ۲/تخلف از قانون اساسی صورت گرفته است. چون مطابق مفاد ماده ۱۶۱ قانون اساسی انتخابات پارلمانی و رياست جمهوری يکجا صورت ميگرفت که نميگيرد و دلايليکه توسط کميسيون مشترک تنظيم انتخابات ارايه شده، قانع کننده نيست... ۳/در رابطه با احصايه دقيق رای دهندگاه سولات جدی مطرح است. تخمين واجدين شرايط رای تا اوايل ماه اگوست ۹.۵ مليون تخمين زده شده ولی بتاريخ ۲۱ ماه اگوست شمار واجدين شرايط ای دهی به ۱۰.۴ مليون رسيد که سوال برانگيزاست. بدون احصايه دقيق امکان داشتن انتخابات ديموکراتيک ميسر نيست. در رابطه با مهاجرين ويا افغانهای در غربت نظرم اينست که اکثريت اين هموطنان درشرايط دشوار فعلی به مسايل جديتر زندگی خويش مياندييشند، تا به انتخاب اقای احمد و محمود در پست رياست جمهوری: ۴/هموطن در غربت هم ميداند که مشکل وطن چيست. فعلا آنهايکه ميتوانند مشکل وطنمان را حل نمايند همه تخم های خود را در يک سبد انداخته اند، و سبدهم از خود نشانيهای دارد. بنا وطندار در غربت هم بخاطر مصلحت وطن، که انشالله برای ايشان گفته خواهد شد رای های خويش را در صندوق نشانی شده خواهند انداخت. ظهير - فارياب شرکت در انتخابات وظيفه فرد فرد مردم افغانستان است مخصوصا آنهايی که در کشور های خارج زندگی می کنند. اينها آماده تر هستند چونکه در کشور های که زندگی می کنند شاهد برگزاری چندين انتخابات بوده اند از نگاه فکری هم آماده تر هستند می توانند تاثيری خوبی روی انتخابات داشته باشند حال معلوم نيست دولت افغانستان يا برگزارکنندگان انتخابات افغانستان می توانند شرايطی لازم را بوجود بياورند که افغانهای خارج از کشور هم دراين اتخابات شرکت کنند يانه خاوری - فنلاند |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||