|
پيکان، موتور پرتوان رويای ايرانيان | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
در زمان افتتاح بهشت زهرا، گورستان بزرگ تهران که جايگزين گورستان قديمی مسگرآباد شد، تهرانی ها حا ضر نبودند مردگانشان را در اين گورستان جديد دفن کنند. شرکت ايران ناسيونال دست به کار شد و برای وارثان اولين مرحومی که در گورستان جديد شهر دفن می شد، جايزه ای تعيين کرد. پيکان به وارثان اولين مرده بهشت زهرا رسيد. اين روايتی است که بعضی ميان سالان از پيکان می گويند به هر حال پيکان با ۳۸ سال توليد بی وقفه و بی تغيير آنچنان در حافظه همگانی ايرانيان جای گرفته است که برايش داستان سرايی می کنند گو اين که احتمال دارد اين روايت اعتباری هم داشته باشد. نام ماندگار اينکه چرا و چه کسی نام پيکان رابرای هيلمن هانتر کمپانی تالبوت بريتانيا انتخاب کرد، معلوم نيست،اما اين نام که بعدها تنها خودروی ملی ايران را تداعی می کرد وبه هيچ روی يادآور پيکان، ابزار رزمی ايرانيان باستان نبود، نام اصلی و انگليسی خودرو را از اذهان برد.
امروز خيلی از دارندگان پيکان نمی دانند که سواری آنها از شرکت تالبوت نام و نشانی دارد. انتخاب نام پيکان برای فرزند خوانده ايران ناسيونال بسيارهوشمندانه صورت گرفت تا برای خودش جايی باز کند، کاری که بعدها صبای شرکت سايپا ازعهده آن برنيامد. صبا نام بادی است که ازشمال شرق می وزد و در اشعار حافظ، شاعرمحبوب ايرانيان، نقش پيک ميان عاشق و معشوق را بازی ميکند، اما صبا نتوانست مانند نام تجاری پيکان کارايی بازاريابی داشته باشد. البته اين تنها جايی است که پيکان بازی را از رقيب برد وگرنه خريدارن اتومبيل به صرفه ديدند پرايد بخرند، ماشينی که همه آنچه را پيکان نداشت، جبران می کرد. پيکان سواران با پرايد می توانستند از گرفتاريهايی که سالها با خودروی ملی داشتند، خلاص شوند، ديگر لازم نبود با تمام قدرت فرمان غير هيدروليک پيکان را بچرخانند و اين ماشين بدون کولر را تابستانها تحمل کنند آنها همچنين با خريد پرايد می توانستند در خرج بنزين هم پس انداز کنند. پيکان در هر ۱۰۰ کيلومتر ۱۵ ليتر بنزين مصرف می کند، اما اين رقم برای پرايد ۵ ليتر کمتر است.
روح ايرانی شايد هيچ وسيله ای از دنيای مدرن نتوانسته است مانند پيکان تا اين حد با زندگی و روحيات ايرانی عجين شود. ايرانی ها همانطور که با بی نظمی های روزمره جامعه کنار می آيند، با نقايص فنی و مهندسی پيکان هم ساخته اند: برخی از آنها مشکل کولر را هم با نصب پنکه و حتی کولرهای آبی کوچک حل کردند. هر چه هست، پيکان بخش جدايی ناپذير زندگی بسياری ازايرانيان شده است و ربع قرن حضورش ميان آنان چنان عاداتی را در دارندگانش پديد آورده که بعضی ها را حتی بعد از خريد ما شينی مانند پرايد دوباره به صندلی پيکان بر گردانده است. آقای نوبخت، راننده يکی از آژانسهای مسافربری تهران از آنهاست که از پرايد به پيکان بازگشته است و دليلش را مساعد بودن اين ماشين برای مسافرکشی می داند. پيکان برای ايرانيان اعتماد بخش نيز هست. آنها برای اين سو و آن سو رفتن در شهر به راحتی برای پيکان دست تکان می دهند، اما ديگر ما شينها برای اينکه مسافران را سوار کنند ناچارند، بوق بزنند. موتور ساده پيکان و سابقه طولانی آن در ايران باعث شده تا بسياری از رانندگان قديمی به تعميرکار مراجعه نکنند. در هر کجای ايران می توان لوازم يدکی پيکان را به سادگی تهيه کرد و با هزينه اندک پيکان در راه مانده را به راه انداخت.
همين خصوصيت منحصر به فرد است که هنوز می تواند برای ساليان دراز پس ا زتوقف توليد پيکان، حضورش را در جاده ها و خيابانهای ايران تضمين کند. محمل آرزو گذشته از اين ايرانی ها تو انسته اند سبک و سليقه زندگی شان را با خودروی وطنی تطابق دهند. در واقع پيکان آرزوی ايرانيانی را که وضع مالی مطلوبی نداشتند، مانند تير آرش کمانگير قهرمان اساطيری ايران به دور دست ها می برد. آنها فرمان بنز را به جای فرمان پيکان می گذاشتند و بر پيشانی اين اتومبيل نيز آرم بنز، آئودی، بی ام و يا هر ماشينی که آرزوی آن را در سر می پروراندند، نصب می کردند و يا حتی پيکان را به شکل ما شينهای مسابقه درمی آ ورند. گرچه قوانين راهنمايی و رانندگی با همه اين تغيير ات مخالف است، اما گويا پيکان که روحيه ايرانی دارد، توانسته است اين مقررات را ناديده بگيرد. جالب اين که ماشين رسمی امتحانات رانندگی نيز تا قبل از ورود پرايد همين پيکان بوده است و هر ايرانی يکبار تمام قوانين رانندگی را با پيکان رعايت کرده است. |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||