آیا صدای قاسم سلیمانی شنیده میشود؟

- نویسنده, رضا حقیقت نژاد
- شغل, عضو تحریریه ایران وایر
رضا حقیقت نژاد، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران با اشاره به سخنان اخیر قاسم سلیمانی، درباره دلایل و پیامدهای آن بر سیاست خارجی ایران در منطقه و موازنه قدرت بین نیروهای داخلی نوشته است.این مقاله پیش از این در مرداد ۹۷ در سایت بی بی سی فارسی منتشر شده است.

منبع تصویر، Tasnim
"لفاظی"، عنصر غالب این روزهای تنشهای رو به افزایش جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکاست. هشدار روحانی به ترامپ، توییت ترامپ درباره روحانی، حمایت خامنهای از روحانی، پشتیبانی فرمانده سپاه از روحانی، توییت ظریف، سخنرانی وزیر امورخارجه آمریکا و ...، مجموعهای از لفاظیهای تند و کم سابقه هستند که ارزشگذاری آنها به شدت دشوار و پیچیده شده است. سخنرانی قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در واکنش به توییت ترامپ نیز جزو این مجموعه است.
۱- او در این سخنرانی، با صراحت بیشتری از حسن روحانی حمایت کرد تا پیام وحدت بین مسئولان جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا را جدی نشان دهد. این یک ایده قدیمی است که تهدید خارجی میتواند به وحدت حداکثری نیروهای سیاسی داخلی ایران منجر شود. با این حال، اشاره قاسم سلیمانی به «کسانی» که به گفته او "تحرک میکنند" تا سخنان روحانی را "ضعیف کنند" و "علیه آن گفتاری داشته باشند"، نشان میدهد که وحدت نمایشی موجود، پایههای قدرتمندی ندارد و کماکان "جنگ قدرت داخلی"، میتواند آن را تحت تاثیر قرار دهد. به عبارت دقیقتر، حمایت بازیگران قدرتمندی چون آیتالله علی خامنه ای و قاسم سلیمانی از حسن روحانی، "حمایت موردی و مقطعی" است.
بدیهی است که این حمایت موردی، بسترساز چرخش کامل و نهایی حسن روحانی به اردوگاه سیاسی این طیف نمیشود ولی جنس این حمایتها که "مدیونسازی" روحانی است، تاثیر مهمی بر شخصیت سیاسی رئیس جمهور ایران خواهد گذشت.
هضم شدن روحانی در ادبیات جنگی، میتواند یک تاکتیک متناسب با شرایط سیاسی توصیف شود ولی همزمان میتواند اضمحلال شخصیت سیاسی حسن روحانی در فضای سیاست داخلی ایران را تسهیل کند. با توجه به همین واقعیت، میتوان ستایشهای قاسم سلیمانی از روحانی را "فرصتطلبی سیاسی" توصیف کرد. چنین رفتارهایی از سوی سلیمانی مسبوق به سابقه است. پرداخت حدود ۴میلیون یورو به محمود احمدینژاد که افشای آن پرحاشیه شد، یک نمونه دیگر از محاسبه فرصتٓطلبانه سلیمانی برای "مدیونسازی" بود.
۲- فرمانده نیروی قدس سپاه همچنین در این سخنرانی خطاب به رئیسجمهور آمریکا گفت: "طرف حساب شما من هستم و نیروی سپاه قدس، نه تمام نیروهای مسلح." این اظهارات در نگاه نخست، مبارزرهطلبانه به نظر میرسد ولی ابعاد دیپلماتیکش مهمتر است.
جعفر شیرعلینیا، نویسنده کتاب "روایتی از زندگی و زمانه هاشمیرفسنجانی"، در یادداشتی درباره گفتگوهایش با اکبر هاشمی رفسنجانی برای تنظیم و نوشتن این کتاب میگوید: "به آقای هاشمی گفتم که اگر ادغام [ارتش و سپاه] انجام میشد، اکنون نیروی با نفوذی مانند سپاه قدس در منطقه نداشتیم"، اما او نظر دیگری داشت و گفت: "الان آن [سپاه قدس]، یک اشکال واقعی دارد و اشکالش این است که وزارت خارجه را از اعمال مسئولیت خودش در حساسترین نقاطی که به ما مربوط میشود، محروم کرده است. در عراق، سوریه، لبنان، افغانستان، یمن و هرجایی که اینگونه میشود، ما حقیقتا، مشکل داریم. در این کشورها،کسی نمیتواند سفیری را بدون موافقت سپاه قدس بگذارد."

منبع تصویر، Mehr
همه مناطقی که اکبر هاشمی رفسنجانی به آنها اشاره کرده، در فهرست ۱۲تایی شروط آمریکا درباره ایران نامشان برده شده است. در همه این مناطق، به تعبیر علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، سپاه "نیروی تعیینکننده" است. تاکید قاسم سلیمانی بر "من" و "سپاه قدس"، تاکید دوباره بر این واقعیت که با صدایی بلند بیان شد، نشان میداد او میخواهد کماکان نقش محوریاش در دیپلماسی منطقهای ایران که از پرتنشترین حوزههای بین جمهوری اسلامی و آمریکاست، حفظ شود. از این زاویه، میتوان گفت اظهارات قاسم سلیمانی به همان اندازه که "مبارزهجویانه" تعبیر میشود، میتواند در کشاکشی نزاعی که هنوز "نظامی" نشده و کماکان "دیپلماتیک" است، "خودخواهانه" هم تفسیر شود.
۳- قاسم سلیمانی در این سخنرانی مجموع متنوعی از تهدیدهای مستقیم و غیرمستقیم نظامی علیه آمریکا مطرح کرده است، از جمله اینکه تهدید کرد نیروهای آمریکایی در دسترس هستند، از توان نظامی در "جنگ نامتقارن" و ناامن بودن دریای سرخ گفت و به ترامپ کنایه زد "در آنجایی که فکر نمیکنی، ما نزدیک شما هستیم"، "جنگ یعنی نابودی همه امکانات شما" و "جنگ را شما شروع میکنید اما پایانش را ما ترسیم میکنیم". ارزیابی ارزش "نظامی" این ادعاها، بر عهده کارشناسان نظامی است ولی از نظر تبلیغات سیاسی، در طول دو سال گذشته، به صفر رسیدن تحرک قایقهای تندروی سپاه در خلیج فارس، بیپاسخ ماندن اغلب حملات اسرائیل به پایگاهها و نیروهای نظامی ایران در سوریه، کاهش محسوس آزمایشها و تبلیغات موشکی ایران، نمونههای روشنی هستند که نشان می دهند ایران در حوزه نظامی در خاورمیانه تن به "برجام تحمیلی ناخواسته" برای پیشگیری از افزایش تنشها و زندهماندن برجام تن داده است.
بیشتر بخوانید:
پیگیری و اصرار جمهوری اسلامی برای تداوم مذاکرات با اتحادیه اروپا که در سخنرانیهای علنی آیتالله خامنهای نمود یافته و معطوف به "تضمین فروش متناسب نفت" برای "بقای اقتصاد" ایران است، به خوبی نشاندهنده نیاز و ضعف بزرگ جمهوری اسلامی در مدیریت بحران کنونی است. در چنین وضعیتی که "معامله" و "باجدهی" میتواند تعیینکننده مولفه و مصلحت برای موفقیت و جلب نظر بازیگران باقیمانده در برجام باشد، ارزش سیاسی سخنرانی تهدیدآمیز قاسم سلیمانی حتی در مقام "پشتوانه دیپلماسی" نمی تواند قابل اعتنا باشد.
وندی شرمن، معاون سابق وزیر امورخارجه آمریکا، پنج روز پیش به دونالد ترامپ کنایه زد که "فکر میکند اگر حرفهای خود را بلندتر بیان کند، بلندتر نیز شنیده خواهد شد"، این جمله را میتوان درباره سخنرانی فرمانده نیروی قدس سپاه نیز کارآمد دانست. صدای بلند او و دعوتنامههای چندمنظورهاش در کشاکش تنشهای سیاسی داخلی و تنشهای قدرتمند دیپلماتیک گم خواهد شد.











