مانورهای روحانی: ادامه بازی تا "تَکرار"ی دیگر؟

- نویسنده, آرش رادی
- شغل, روزنامه نگار
به مدت دو یا سه ماه حسن روحانی ظاهراَ مجالی برای ایراد سخنانی از جنس سخنرانی های انتخاباتی خود پیدا نمی کرد و این تردید را دامن زده بود که آیا اجتناب آقای روحانی از ادبیات پیشین، در کنار علائم دیگری که از مصالحه تا حدی دور از انتظار وی در ترکیب بندی دولت دوازدهم بروز پیدا کرد، نشانه عقب نشینی و وادادگی او است یا شیوه ای تاکتیکی برای کنترل شیب تند منازعه ای که پیش از تنفیذ و تحلیف ظاهر شده بود.

منبع تصویر، KHAMENEI.IR
به خاطر داریم بعد از انتخابات ریاست جمهوری در اردیبهشت امسال مجادلات لفظی تمام عیاری بین رهبر و رییس جمهور به راه افتاد. از یکسو رهبر جمهوری اسلامی هشدار می داد ادامه بگومگو در مسایل کلان، غیرقابل پذیرش است و به شکلی بی سابقه به سرنوشت اولین رئیس جمهور پس از انقلاب در پایان دوره ای از اختلافات درون حاکمیت اشاره می کرد و از سوی دیگر آقای روحانی کم و بیش بر مواضع دوران کارزار انتخاباتی اش پای می فشرد و به نظر می رسید انتظار دارد موانعی که از پیش اجازه نمی داد "برجام" به دستاوردهای ملموس تری در سیاست خارجی و اقتصاد بیانجامد اکنون کنار گذارده شود.
بسیاری انتظار نداشتند آن مجادلات نفس گیر آنهم در آستانه تشکیل دولت جدید ادامه یابد اما لااقل این امید را بوجود آورده بود که قرار نیست بدون تحولی نسبی در الگوی تثبیت شده روابط قدرت، در بر همان پاشنه سابق بچرخد و اجزاء و پاره های نظام صرفاَ نقش ها و کارکردهای تداخل آمیز و فرساینده ای را در امور مختلف از سیاست داخلی گرفته تا سیاست خارجی و از اقتصاد تا فرهنگ و آموزش و نظایر آن به نمایش گذارند.
بیشتر بخوانید:
رهبر جمهوری اسلامی با درک همین تناقض پیشتر به سازوکار تغییر نظام ریاستی به پارلمانی اشاره کرده بود که در اصل تدبیری برای یگانه کردن نظام و برطرف کردن شکافهای ساختاری قدرت محسوب می شد. این یگانگی (در صورت انجام بازنگری و تأیید مردم در همه پرسی) از آنجا که با حذف عملی پست ریاست جمهوری و در نتیجه، منتفی کردن احتمال چالش او با بخش های دیگر قدرت به اجرا گذارده می شود قاعدتاَ اقدامی در جهت سنگین کردن کفه اجزائی از ساختار قدرت است که حضور و دوامشان بر حسب تعریف بستگی چندانی به فرایندهای انتخاباتی ندارد اما بالاخره تکلیف را روشن می سازد که سیستم یکپارچه است و دیگر قادر نیست مانند همیشه یک دموکراسی معیوب و نامتوازنی را به نمایش گذارد و از کنار آن کورسوی امید به تغییرات اساسی را زنده نگاه دارد.
سخنان اخیر روحانی در مراسم بازگشایی دانشگاهها و تأکید او بر مواضعی که نشان دهنده همان مرزبندی و تقابل ها با اجزاء دیگر قدرت است گرچه تا اندازه ای به تردیدها درباره انفعال احتمالی او نسبت به فشارهای موجود خاتمه داد اما در تحلیل نهایی گمان می رود صرفاَ همان کورسوی امید بدون چشم اندازی از قدرت مؤثر دولت به پیشبرد تغییرات مطلوب در حوزه های مختلف را بازتولید کرده باشد.
سال ها است که در شرایط یک الگوی پیچیده اما تکرار شونده از بازی سیاست و قدرت در ایران به سر می بریم و سرنوشت بسیاری امور از چالش های زیست محیطی تا معضلات اقتصادی و تنش های سیاست خارجی و نظایر آن به فرجام این بازی پیوند خورده است. وضعیت ما در این امور و در دوره های مختلف البته یکسان نیست. گاه عقب گردهای انحطاط آمیزی را تجربه می کنیم و بار دیگر بوی بهبود ز اوضاع جهان شنیده می شود اما برآیند کلی و نهایی همواره نامعلوم و ناپایدار است.
شاخص های کلی نشان می دهد روند بسیار فاجعه باری از روند خروج نخبگان و منابع انسانی ما به خارج از کشور شکل گرفته که شیب آن در بعضی سالها کندتر یا تندتر می گردد اما تغییری در روند کلی آن دیده نمی شود. همین شاخص ها بیانگر آن است که منابع آب کشور هفتاد تا هشتاد درصد مستهلک شده که با هیچ مکانیسم جادویی برگشت پذیر نیست بلکه فقط باید از ادامه روند آن جلوگیری کرد. اما در این بین، کار ما همچنان محدود به همان بازتولید الگوی بازی پیچیده و تکراری سیاست به ویژه از طریق بسیج های انتخاباتی است.

منبع تصویر، EPA
دموکراسی معیوب و نامتوازن به رغم هر نتایجی در فرایندهای انتخاباتی، ابزارهای متنوعی را برای کنترل نتایج در اختیار می گذارد. رویدادهای انتخاباتی از نوع انتخابات ۹۲ و ۹۴ و ۹۶ برای پرده برداشتن از اراده نهفته در جامعه در مخالفت با بعضی سیاست ها و رویه ها بسیار مهم و معنادار است اما فقط برای یک لحظه از عمر سیستمی که در فرایندهای جاری قدرت، اجازه تأثیرگذاری تعیین کننده به این اراده را نمی دهد، چرا که در ذات خود تناقض آمیز است. هم مبتنی بر شاخصه های اتوکراتیک و اقتدار متکی بر فرد است و هم نیازمند رقابتهای انتخاباتی، برای اینکه علاوه بر بحران کارآمدی و کارکردی به بحران مشروعیت سیاسی عمیقی دچار نگردد.
در وضع موجود توانایی بخش های مختلف قدرت برای برهم زدن بازی و سیاست های یکدیگر بسیار زیاد است اما برای عینیت بخشیدن به اهداف کلان خود، محدود. این حالت به معنای "آنتروپی" و تمایلی ناخواسته به بی نظمی سیستمی است و البته هربار تعیین تکلیف قطعی آن به انتخابات دیگری موکول می گردد، بدون آنکه قطعیتی در سطح نتایج، همچنان به دلیل تقسیم نامتعارف و نامتوازن قدرت و مسؤولیت معلوم باشد.
به این دلیل، پیروزی های انتخاباتی یکی بعد از دیگری شاید همچنان تّکرار شود اما گمان نمی رود تحولی در فرایندهای فرسایشی و تخلیه منابع اساسی کشور بوجود آید. متأسفانه در بخش هایی از نیروهای سیاسی از جمله اصلاح طلبان عادت عجیبی به این الگوی بازی دیده می شود زیرا در پی هر انتخابات موفق، فشارهای انسدادی ضعیف تر می شود و ضمن آن (البته برحسب انتظار تعدادی از این نیروها) فرصت های جدیدی برای حضور در فرایندهای انتقال قدرت خلق می گردد.
چاره اساسی کار اما خروج از این الگو نیست بلکه اتخاذ استراتژی هایی است که این الگو را در چارچوب فرصت ها و محدودیت های موجود کارآمدتر سازد. ممکن است روحانی به مانورهای سیاسی خود ادامه دهد تا به حامیان و هواداران پیام وفاداری به شعارهای خود را دهد اما مخالفین او به اعتبار ساختار روابط پیچیده قدرت و ابزارهای متنوعی که در اختیار دارند همچنان توانایی لازم را برای بی اثر کردن برنامه های دولت از جمله در زمینه سیاست خارجی را در اختیار دارند.
از سوی دیگر حداقل نیمی از آراء "ابراهیم رئیسی" در انتخابات اخیر مربوط به آن بخش از بدنه اجتماعی است که از کارآمدی مورد انتظار دولت در زمینه های اقتصادی و معیشتی سرخورده شده بودند و رأی آنها نه سیاسی و نه به اصطلاح ارزشی بود. مخالفین دولت روی همین بدنه اجتماعی سرمایه گذاری بیشتری می کنند تا در انتخابات بعد بر موج نارضایتی ها سوار شوند.
مسأله اصلی چنانکه به آن پرداخته شد استراتژی انتخاباتی نیست بلکه خروج از تعلیق پرهزینه ای است که جامعه، اقتصاد، فرهنگ، محیط زیست، نحوه تعامل با بازیگران منطقه ای و جهانی و در یک کلام سرنوشت اساسی کشور را با الگوی مکرراَ تجربه شده و محدود و عقیمی از روابط قدرت سیاسی پیوند زده است.











