نگاهی به جشنواره شعر فجر، دوگانه خودی و غیرخودی

- نویسنده, علیرضا آبیز
- شغل, شاعر و مترجم
اگر چه شعر به تعبیری کهن ترین و بومی ترین هنر ایران است، جشنواره ی شعر فجر در مقایسه با سایر جشنواره های عمده ی فرهنگی هنری جمهوری اسلامی عمر کمتری دارد. سابقه ی جشنواره ی فیلم فجر (۱۳۶۱) و جشنواره ی موسیقی فجر (۱۳۶۴) به سال های نخستِ تاسیس جمهوری اسلامی برمی گردد، ولی جشنواره ی شعر فجر جوان و نورسیده است.
این امر بیش از آن که ناشی از بی توجهی حکومت به شعر باشد حاصلِ تفاوت های بنیادین بین شعر و هنرهایی چون موسیقی و سینماست. شعر زاده ی تنهایی است. نوشتن و عرضه ی شعر نیاز به حمایت مالی و سخت افزاری چندانی ندارد و هرگز چون سینما یا موسیقی صاحب صنعت نبوده است. با این همه شعر در سیاست های فرهنگی جمهوری اسلامی همواره جایگاه ویژه ای داشته است.
هر دو رهبر جمهوری اسلامی به شعر علاقمند بوده و در آن طبع آزمایی کرده اند. دیوان اشعار آیت الله خمینی که در برگیرنده ی اشعاری در قالب های گوناگون کلاسیک بود پس از درگذشت ایشان به چاپ رسید. غزلیاتی منسوب به آیت الله خامنه ای نیز منتشر شده است. این علاقه ی شخصی - به ویژه در دوران رهبری آیت الله خامنه ای - به تبیین سیاست ها و تاسیس نهادها و رویکردهای مختلفی انجامیده است تا نوعی از شعر که مطلوب و مورد تایید نظام جمهوری اسلامی است گسترش یابد و تقویت شود.
معیارهای کلی شعر مطلوب را می توان از خلال گفته های رهبر در دیدارهای مکرر او با گروهی از شاعران و چهره ها یا مقامات فرهنگی بیرون کشید. این معیارها چراغ راه نهادهای فرهنگی و شاعران مورد حمایت در ایجاد مکتب موسوم به شعر انقلاب بوده اند.

منبع تصویر، khamenei.ir
شعر مطلوب
رهنمودهای کلی مجموعه ای از ملاحظات محتوایی و فرمی را در برمی گیرد. تاکید بر اهمیت جایگاه اجتماعی شاعر و وظیفه ی شاعر نسبت به ملت و تاریخ یکی از اصلی ترین رهنمودهاست. از شاعر انتظار تعهد و عمل به تعهد می رود. تعهد - در معنایی که مورد نظر سیاست گذاران فرهنگی است - نخستین عامل جدایی طیف وسیعی از شاعران از جریان شعر انقلاب است.
از نظر سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی، شاعر متعهد شاعری است که مدافع ارزش های انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی باشد. اگر کسی مخالف این ارزش ها باشد نه فقط شعر او بی ارزش است بلکه زیانبار و خطرناک تلقی می شود. شعری که نسبت به این ارزش ها موضع نداشته و به اصطلاح خنثی باشد نیز - به تعبیر آیت الله خامنه ای - جرقه ای بیش نیست ولو اینکه چند روزی هم جلوه ای داشته باشد .
از سوی دیگر، فرم و قالب شعر نیز در سیاست های فرهنگی مورد توجه است. وقتی شعربه ابزاری برای تبیین ارزش های انقلاب و تبلیغ آن ها تبدیل می شود مخاطب اهمیت فوق العاده ای می یابد. پس شعر باید به زبان و قالبی نوشته شود که برای بیشترین تعداد مخاطبین قابل درک باشد و نیز بتواند پیام های مورد نظر را به تاثیرگذارترین وجه انتقال دهد. در این نگرش شعری که قابل تبدیل به ترانه و سرود باشد مورد حمایت قرار می گیرد. نهادهای دولتی شعر و موسیقی بخش قابل توجهی از بودجه ی دولتی شعر را صرف حمایت از سرودها و شعرهای مناسبتی می کنند. شعر نیمایی و به ویژه شعر سپید توان جذب مخاطب انبوه را ندارد و به همین دلیل خیلی مورد حمایت نهادهای رسمی نیست.
از شاعران مورد حمایت انتظار می رود به کیفیت تولید ادبی خود نیز توجه کنند. بر ابزار کار مسلط شوند و موازین ادبی را رعایت کنند. آیت الله خامنه ای در موارد متعددی شخصا به نقد و بررسی شعر شاعران پرداخته و بر اهمیت نگارش صحیح فارسی و ترکیب سازی سالم و رعایت قواعد عروض و قافیه و نظایر آن پای فشرده است. ایشان همچنین خواستار خودباوری شاعران انقلاب است و از آنان می خواهد خود وهنر خود را جدی بگیرند و به این که شاعر خوبی هستند اکتفا نکنند. بارها به شاعران جوانی که به دیدار ایشان رفته اند توصیه کرده اند که همت کنند و بخواهند شاعرانی در حد حافظ و سعدی و مولوی و فردوسی بشوند. باید دید این توصیه ها تا چه حد جامه ی عمل پوشانده است و آیا شعر انقلاب توانسته است از این حمایت های بی دریغ به قدر کافی بهره مند شود. به عبارت دیگر اگر حافظ و سعدی و فردوسی نپرورده ، آیا توانسته چهره هایی در حد سلمان ساوجی و قاآنی و صایب تبریزی پرورش دهد؟

منبع تصویر، .
دوگانه خودی و غیرخودی
سیاست فرهنگی در عرصه شعر نیز چون سایر عرصه ها بر مبنای تفکیک خودی و غیرخودی عمل می کند. شعر خودی مطلوب است و باید تقویت شود. شعر غیرخودی نه فقط جایگاهی ندارد بلکه تا حد امکان باید با آن مبارزه و آن را مهار کرد.
غلبه ی ذهنیت خودی- غیرخودی به نبردی نابرابر دامن می زند که در آن خودی ها با استفاده از امکانات عمومی در پی کمرنگ کردن نقش و نفوذ غیرخودی ها هستند. یکی از راه های تحقق این هدف چهره سازی است. جوانان بااستعداد از طریق شبکه ی وسیع نهادهای فرهنگی شامل کانون های پرورش فکری کودکان و نوجوانان، فرهنگ سراها، کانون های ادبی -هنری مساجد و بسیج، ادارات فرهنگ و ارشاد اسلامی ، مدارس و دانشگاهها، جشنواره ها و مراکز ویژه ی شعر مثل حوزه ی هنری سازمان تبلیغات اسلامی ، خانه ی شاعران ایران، انجمن قلم و مراکز مشابه جذب و حمایت می شوند. چهره های باتجربه تر از امکانات رادیو و تلویزیون و سایر رسانه های جمعی بهره می برند تا با زور تبلیغات درخشش چهره های غیرخودی در فضای ادبی کشور را تحت الشعاع قرار دهند.
مجموعه ی نهادهای فرهنگی وابسته به حکومت و فعالیت های آنان عوامل اجرایی سیاست های فرهنگی هستند. سیاست هایی که جهت حرکت همه ی فعالیت ها از جمله جشنواره ها را مشخص می کنند.جشنواره ی شعر فجر را نیز باید در دل سیاست های فرهنگی کشور دید و سنجید.
نخستین جشنواره شعر فجر در سال ۱۳۸۵ و در دولت محمود احمدی نژاد برگزار شد. دو دوره ی نخست غیررقابتی بود و به تجلیل و بزرگداشت شاعران پیشکسوت شعر انقلاب اختصاص داشت. از دوره ی سوم جشنواره ی شعر فجر هم رقابتی شد و به نفرات برگزیده جایزه داد. پس از هشت دوره عنوان جشنواره ی بین المللی شعر فجر به خود گرفت و شاعرانی خارج از مرزهای سیاسی ایران را نیز در خود پذیرفت.
بر طبق آیین نامه ی مصوب ۱۳۹۴، هدف جشنواره ی شعر فجر جریان سازی ادبی و بالندگی گونه های شعر امروز و ایجاد انگیزه و رقابت بین شاعران و در نتیجه تقویت و اعتلای شعر در جمهوری اسلامی ایران است. این جشنواره آثار مکتوب را داوری می کند و نشست های شعری در داخل و خارج کشور برگزار می کند. بنیاد شعر و ادبیات داستانی ایرانیان که متولی جوایز ادبی جلال آل احمد و پروین اعتصامی نیز هست، در چند سال اخیر برگزاری جشنواره ی شعر فجر را نیز برعهده گرفته است. این جشنواره در سه بخش رقابتی شعر بزرگسال، شعر کودک و نوجوان و درباره ی شعر جوایزی اعطا می کند. جایزه ی اثر برگزیده در هر رشته ۳۰ سکه ی بهار آزادی است.
نگاهی به فهرست برندگان جوایز در سال های گذشته نشان می دهد که عمده ی برندگان از شهرت ادبی عام بی بهره اند. به بیان دیگر در میان جریان های ادبی شعر معاصر شناخته شده نیستند. حتی حجم آثار منتشره از اینان نیز اندک و کم شمار است. تنها وجه اشتراک آن ها شاید همان انتساب آن ها به شعر انقلاب باشد و یا دست کم عدم اشتهار به مخالفت با ادبیات مورد حمایت حاکمیت.

منبع تصویر، .
به گمان من این جشنواره و سایر اقداماتی که از سوی نهادهای حکومتی با هدف جریان سازی ادبی و تاثیرگذاری بر فضای ادبیات ایران صورت می گیرد به اهداف خود نرسیده و نخواهد رسید. دلیل این عدم موفقیت در ذات این نوع فعالیت و در تناقض ساختاری اهداف آن ترسیم شده است. چگونه می تواند جشنواره ای ادعای کمک به بالندگی گونه های شعر امروز را داشته باشد در حالی که بنا به ماهیت خود مخالف بسیاری از این گونه هاست؟ سیاست های فرهنگی کشور به صراحت بخش قابل توجهی از شعر و شاعران معاصر را معاند و مخالف و مبتذل و ولنگار می دانند. این جشنواره ها در واقع به هدف کمرنگ کردن تاثیر شاعرانی تاسیس شده اند که بدون هیچ نوع حمایت و صرفا به دلیل کیفیت کار ادبی خود شناخته می شوند.
شعر قلمرو دشوار و پیچیده ای است و هر گونه اظهار نظر کلی خطر نقض بی طرفی و درغلتیدن به ورطه ی بی انصافی را همراه دارد و من به این امر آگاهم. با این همه می توانم ادعا کنم که جریان اصلی شعر امروز فارسی که بازتابنده ی شرایط فرهنگی و اجتماعی جهان معاصر است به طور کلی در جشنواره های دولتی غایب است. حتی فرم غالب شعر امروز - شعر سپید و نحله های گوناگون آن - مورد پسند مراجع قدرت نیست و در این جشنواره ها جایگاهی ندارد. از سوی دیگر، حتی اگر جشنواره های دولتی محدودیت های فعلی در پذیرش شاعران غیرخودی را لغو کنند، معلوم نیست که با استقبال نام های محذوف مواجه شوند. درست یا غلط، شرکت در این جشنواره ها، به معنای همراهی با سیاست های فرهنگی حکومت تلقی می شود و این امری نیست که خیلی ها خواهان آن باشند.
از سوی دیگر خطاست اگر تصور کنیم که خط کش خودی- غیرخودی مرزی قاطع و روشن ترسیم کرده است. ای بسا کسان که با سیاست های حکومت حتی در عرصه های فرهنگ موافقتی ندارند اما در جشنواره های دولتی شرکت می کنند. در میان کسانی که مدعی شعر انقلاب و یا زیرمجموعه های آن نظیر شعر آیینی، شعر توحیدی، شعر مکتبی، شعر ارزشی و غیره هستند نیز خط کشی های جدی وجود دارد و در بسیاری موارد مرزها مخدوش است. وقتی در سال ۱۳۹۳ و در جشنواره ی نهم شعر فجر نام یدالله رویایی به عنوان یکی از دعوت شدگان اعلام شد این تناقض های درونی در جبهه ی طرفداران شعر انقلاب خود را آشکارتر کرد. در حالی که دعوت کنندگان رویایی را شاعری مهم و ارزشمند خواندند که حضور او به اعتبار جشنواره خواهد افزود ، کسانی وی را شاعر ملحد و هتاک فراری خواندند و به دبیر جشنواره تاختند. در عین حال، کسی نپرسید آیا شاعر مزبور علاقه ای به پذیرفتن چنین دعوتی داشت یا نه؟
همین خط کشی های درونی است که کسانی را برمی انگیزد تا ادعا کنند این جشنواره صداهای مختلف را دورهم جمع کرده است و نمادی از چند صدایی است. این ادعا شاید درست باشد به شرط آن که گوینده بخش اعظم صداهای شعر معاصر را نشنیده بگیرد.
تفاوت صداها در دوره های مختلف برگزاری جشنواره تا حدی ناشی از تصمیم دبیران جشنواره و پشتیبانان سیاسی آنها بوده است. در جشنواره ی هشتم وقتی دبیر جشنواره از برخی چهره های مستقل برای تشکیل اتاق فکر دعوت کرد و قول برگزاری جشنواره ای با شرکت صداهای مختلف داد، اقدامات او با مخالفت گروهی از سیاست گذاران جشنواره روبرو شد و ناکام ماند.
اختلافات درونی بین شاعران موسوم به شاعران انقلاب گاهی ناشی از اختلافات نظری و جناحی است و گاهی نیز به اختلاف در میزان بهره برداری از منابع و بودجه های فرهنگی مرتبط است. بازار شعر اگر چه به ظاهر کساد است ، برای کسانی که بنیادهای فرهنگی شعر را اداره می کنند خالی از فایده نیست.
یکی از اهداف پیش رو در جشنواره ی شعر فجر در سال های اخیر گسترش وجه بین المللی آن بوده است. این کار با سفرها و تورهای شعرخوانی در کشورهای دیگر انجام شده و امسال نیز با تاکید ویژه بر شعر افغانستان. این اقدامات را می شد مفید دانست در صورتی که اصل بنیادین خودی- غیرخودی حضور قاطع خود را در همه جا به رخ نمی کشید.
جشنواره ی بین المللی شعر فجر - به تعبیر یکی از شاعران اصلی طیف موسوم به شعر انقلاب - ویترین شعر انقلاب است و جای شعرهای ضدارزشی نیست. برای ورود به این جشنواره باید وضو گرفت . طبیعی است این نگرش و انتظار از شعر پیشاپیش بخش زیادی از شعر و شاعران را حذف می کند. شعر قرار است مایه ی پیوند انسان ها باشد ولی سیاست خودی- غیرخودی از شعر نیز دیواری می سازد که شاعران را بر مبنای باورهای فکری و سیاسی و حتی سلیقه های ادبی از هم جدا می کند.
جشنواره ی شعر فجر نه اعتباری برای کسی به ارمغان آورده است و نه به اهداف بلندی که برای خود ترسیم کرده دست یافته است.. گسترش شعر فارسی به سرزمین های دیگر با ابزار ایدیولوژیک ممکن نیست. استعدادهای جوان را نمی توان برای همیشه در قالب های تنگ تحمیلی نگه داشت. نمی توان با حمایت مالی و تبلیغاتی ،استعدادهای متوسط را به جای نوابغ جا زد. شعر نیازمند آزادی از هر نوع قید و بند است. نمی توان با قید و بند به بالندگی شعر کمک کرد.











