|
نوروز در مهاجرت و دلتنگی های ايرانيان | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
ايرانيان در هر کجای دنيا باشند به استقبال نوروز می روند. اگر تقويم روزانه شان هم با سال مسيحی عوض شود، باز هم در دلشان سال نو با اول فروردين آغاز می شود. گاه طبيعت چندان يارشان نيست که هوائی بهاری نصيبشان کند، اما با گل و سبزه، خودشان بهار را به خانه شان می آورند.نوروز در مهاجرت اگر چه مثل ايران نيست اما حال و هوای خودش را دارد. در شهرهای مختلف امريکا به نسبت تعداد ايرانيانی که در آنجا زندگی می کنند، برگزاری مراسم نوروز فرق می کند. در شهر ميامی يک خانواده ايرانی در تدارک نوروز است : " آزاده " دومين نوروز خود در مهاجرت را می گذراند.هفت سين می چيند و با اينکه گرمای هوا برايش يادآور به مهاجرت و مشکلات آن و دلتنگی های آن هم بر نوروز سايه می اندازد و برگزاری آن را به شرايط فردی و خانوادگی مهاجرين وابسته می کند. در سوئد هنوز هوا سرد است و در شهرهای کوچک آن که ايرانيان کمتری زندگی می کنند از جشن های عمومی خبری نيست . نوروز در خانه ها جشن گرفته می شود.امسال تحويل سال چند دقيقه ای بعد از ساعت يک بامداد است و چند ساعت بعد از کار روزانه. "خانواده روشن فر "در يون کوپينگ سوئد عيد را در جمع کوچک خانوادگی خود جشن می گيرند. خانم خانه حوصله سابق را ندارد و از وقتی بچه ها بزرگ شده اند و به جاهای ديگر رفته اند هفت سين نمی چيند اما غذای سنتی عيد فراموش نمی شود: " اينجا آدم عيد را احساس نمی کند. در ايران حال و هوای ديگری بود. برای چه هفت سين بچينم. همه خانواده پراکنده است و از ديد و بازديد هم که خبری نيست. هر چه بچه ها که در کشورهای ديگر زندگی می کنند سعی می کنند مرا تشويق کنند که برای عيد تدارک ببينم فايده ندارد . وقت تعطيلات هم نيست که آنها بيايند.به هرحال عيد غربت است."
در يکی از فروشگاه های شهر کلن خانمی ماهی قرمز می خرد و فروشنده آلمانی که گويا از علت خريد آن خبر دارد با کنجکاوی می پرسد که ايرانی ها بعد از مراسم با اين ماهی ها چه می کنند. شايد هم به اقتضای شغلش نگران سرنوشت آنها شده. در فرصتی کوتاه خانم ايرانی از مراسم عيد می گويد: " ما بيش از 20 سال است که در آلمان زندگی می کنيم. هر سال هم عيد را جشن می گيريم. برای من مهم است که بچه ها با اين مراسم آشنا شوند. ديد و بازديد عيد را هم با دوستانمان که کم کم جای فاميل را گرفته اند انجام می دهيم. سال های غصه خوردن برای مراسم نوروز ايران گذشته است. سابق بر اگر در ايران شور عمومی مردم همگی را با تفاوت هائی در مراسم عيد و نوروز سهيم می کند در مهاجرت شرايط زندگی مهاجر در برگزاری مراسم نوروز تاثير جدی دارد. " پروانه به همراه دخترش 4 سا ل است که در هلند زندگی می کند . تقاضای پناهندگی آنها رد شده است و آنها با تقاضای مجدد توانسته اند به طور موقت در کمپ پناهندگی زندگی کنند: " نوروز برای ما تنها تلفن هائی است که از ايران به ما می شود. تظاهر که نمی شود کرد . آدم وقتی دلش شاد نيست نوروز معنا ندارد. در اينجا ما چند خانواده ايرانی را می شناسيم که عيد را جشن می گيرند و از ما هم دعوت کرده اند که پيش آنها برويم اما راستش را بخواهيد من در اين روزها بيشتر دلم می گيرد و ياد ايران می افتم. برای دخترم هم بيشتر کريسمس عيد است تا نوروز." تحويل سال نو درمهاجرت در ساعات مختلفی روی می دهد. گروهی را در خواب غافلگير می کند، ايرانيان ديگری می توانند در ساعات اوليه شب دور هم آغاز سال نو را جشن بگيرند و عده ای در ميانه يک روز کاری با يک تلفن تبريک يادشان می افتد که سال نو شد. |
مطالب مرتبط آداب نوروزی، آنها که ماند و آنها که فراموش شد14 مارس، 2005 | فرهنگ و هنر حاجی فيروز آتش افروز15 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر نگرشی به سنن نوروزی در چهار گوشه جهان22 مارس، 2007 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||