|
حاجی فيروز آتش افروز | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
حاجی فيروزه، بعله! سالی يه روزه، بعله! همه می دونن بعله من نمی دونم؟! بعله (1) عيد نوروزه، بعله سالی يه روزه، بعله
حاجی فيروز از پيشقراولان و پيام آوران نوروز است که در آخرين روزهای سال با آرايش عجيب به کوچه و خيابان می زند و با ترانه خواندن، رقصيدن، تنبک زدن و بازی در آوردن موجب شادی مردمان می شود. اين قاصد بهار بر خلاف عروسان چمن سياه است و اگر نباشد روی خود را سياه می کند و جامه سرخ می پوشد و زنگوله به خود می آويزد تا خبر دهد که بهار در راه است.
ظاهرا اين سياهی بايد نماد سرما و سياهی زمستان باشد اما مهرداد بهار می گويد « حاجی فيروز بازمانده آيين بازگشت ايزد شهيد شونده يا سياوش است. چهره سياه او نماد بازگشت او از جهان مردگان است و لباس سرخ او نيز نماد خون سرخ سياوش و حيات مجدد ايزد شهيد شونده، و شادی او شادی زايش دوباره آنهاست که رويش و برکت با خود می آورند ». ( ۲ ) علی بلوک باشی در « نوروز، جشن نوزايی آفرينش » نخست از آتش افروزها سخن به ميان می آورد که در ايام نوروز با آتش بازی ( مشعلی در دست داشتند و در آن می دميدند ) و خواندن شعر و تصنيف و رقص و پايکوبی و شيرينکاری مردم را می خنداندند و سرگرم می کردند. مردم نيز به آنها انعام می دادند. سپس حاجی فيروز را جانشين آنها می داند و می نويسد « در اين زمان آتش افروزها جای خود را به حاجی فيروزها داده اند. حاجی فيروزها هم مانند آتش افروزها لباس سرخ يا رنگارنگ با زنگ و منگوله می پوشند و صورت و گردن را سياه می کنند، ولی بدون آتش و مشعل به خيابان می آيند و با ساز و آواز و زدن دف و دايره و رقص و شيرينکاری به استقبال نوروز می روند».
هاشم رضی در « نورزو، سوابق تاريخی تا امروز » در کشف ريشه های حاجی فيروز، نخست از رسم رکوب الکوسج يا کوسه بر نشين آغاز می کند که بر طبق آن مردی شوخ و بذله گو بر خری چوبين سوار می شد و در کوچه و بازار می گشت و رقص کنان اشعاری می خواند و از مردم انعام می گرفت. اين رسم تا همين اواخر در ايران رواج داشت اما جنبه های تمثيلی آن فراموش شده بود و فقط شکل تفريحی آن بر جای مانده بود. سپس می نويسد: « ... اين جنبه رسم، ويژه غلامان سياهی در روزگار ساسانی و دوره اسلامی بوده که ملبس به لباس های رنگارنگ شده و با آرايش ويژه و لهجه شکسته و خاصی که داشتند، دف و دايره می زدند و ترانه های نوروزی می خواندند. حاجی فيروزهای امروزه که مقارن نوروز و سال نو در کوی و برزن مردم را به طرب می آورند از بقايای آن رسم کهن است. با اين تفاوت که امروزه چون غلام و سياهانی نيستند که چنين کنند ديگران خود را سياه کرده و به زی آنان آراسته و تقليدشان می کنند». جعفر شهری در « تهران قديم » حاجی فيروز را از بقايای سياهان دوره ارباب – نوکری و خواجه سرا نگهداری می داند و می نويسد: « به سبب خصی يا اخته بودن و بی مويی صورت و سياهی چهره اين غلامان و نداشتن برخی مخرج های صدا، مردم آنها را مسخره می کردند. بعدها لوطی های تنبک زن و دوره گرد و مطرب های رو حوضی اين غلامان سياه را برای سرگرم کردن مردم و سودجويی در دسته های خود و نمايش های رو حوضی به کار گرفتند. با از ميان رفتن غلامان سياه، بازيگران و مسخرگان با سياه کردن سر و صورت و پوشيدن لباس سرخ و برگرداندن زبان و لهجه، با نام سياه در نمايش های رو حوضی و حاجی فيروز در دسته های نوروزی آتش افروز و حاجی فيروز آشکار گرديدند.»
احمد شاملو نيز در کتاب کوچه، حاجی فيروز را ساخته و پرداخته سالهای اخير می داند و می نويسد در گذشته هر يک از متمکنان شهر غلام سياه يا خواجه ای را از اندرون خانه خود به شکل و هیأت آتش افروز يا حاجی فيروز کنونی می آراست تا آتش شب چهار شنبه آخر سال را بيفروزد. محمود روح الامينی در « آيين ها و جشن های کهن در ايران امروز » در توضيح حاجی فيروز نخست از برگزاری مراسم مير نوروزی سخن به ميان می آورد و نامه ای را از علامه قزوينی در باره برگزاری مراسم مير نوروزی در بجنورد نقل می کند و سپس نتيجه می گيرد که « امروز کسانی را که در روزهای نخست فروردين، با لباس های قرمز رنگ و صورت سياه شده در کوچه و گذر و خيابان می بينيم که با دايره زدن و خواندن و رقصيدن مردم را سرگرم می کنند و پولی می گيرند، بازمانده شوخی ها و سرگرمی های انتخاب « مير نوروزی » و « حاکم پنج روزه » است که تنها در روزهای جشن نوروزی ديده می شوند، نه در وقت و جشنی ديگر، و آنان خود در شعرهايی که می خوانند، می گويند: حاجی فيروزه، عيد نوروزه، سالی چند روزه ». ۱ – برخی نوشته اند « من هم می دونم » ۲ – جستاری در فرهنگ ايران |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||