|
نگاهی به نمايش 'شب نشینی با شکوه آقاجون' | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
"شب نشینی با شکوه آقاجون" نام نمایشی است که در سالن قشقایی مجموعه تئاتر شهر از هفته سوم بهمن ماه 1385 بر روی صحنه رفته است. نویسنده و کارگردان این نمایش حسین فرخی است. حسین فرخی قرار بود پس از کارگردانی مکبث و رومئو و ژولیت نمایشنامه ليرشاه یکی دیگر از آثار شکسپیر را بر روی صحنه بیاورد. او کارگردانی ليرشاه را وابسته پذیرش نقش لیرشاه از سوی عزت الله انتظامی کرده بود. نمایش "شب نشینی با شکوه آقاجون" به مسائل روز ایران می پردازد. این نمایش درواقع هجویه ای است از نو کیسه هایی که براثر سو استفاده از شرایط 28 سال اخیر ایران و سوء استفاده از پيامدهای انقلاب و جنگ عراق بر علیه ایران به موقعیت هایی دست پیدا کرده اند. روش اجرایی این نمایش در مرز واقعگرایی و فرا واقعگرایی سیر می کند و وقایع آن در سه مکان می گذرد. این سه مکان منزل آقاجون، مرده شورخانه و عالم برزخ است. در منزل آقا جون جنازه او را می بینیم که در میان هال روی میزی قرار دارد و ملحفه سفیدی برروی آن است.
دور و بر او "مرد" شریک آقا جون به اضافه فرزندان و همسر او و خان عمو جمع شده اند تا ترتیب مراسم و کفن و دفن او را بدهند؛ ولی این مساله با مخالفت پسر بزرگتر آقا جون روبرو می شود که نهايتا به درگیری پسر بزرگ با مرد شریک آقاجون و خان عمو منجر می شود. در نتیجه این درگیری ها آنها از دور آقا جون پراکنده می شوند و در فرصت مناسب پسر بزرگ به شریک آقا جون می گوید که قرارداد مهمی را که قرار بوده دیروز آقا جون امضا کند، به نتیجه نرسیده است. آن دو در فرصتی با استامپی اثر انگشت او را پای قرارداد می زنند. در این پرده گاهی که اطرافیان با هم درگیرند، جنازه بلند می شود و آنها را زیر نظر می گیرد. ولی هیچ یک متوجه او نیستند و در حال گریه و زاری هستند ولی از واکنش آقاجون مشخص می شود که تمام آنها فریبی بیش نیست. در این پرده به دو رویی و ریا در این خانواده پی می بریم. پرده دوم در غسالخانه می گذرد. جنازه آقاجون روی تخت غسالخانه قرار دارد و مرده شوی با پسرش کشمکش دارد که حتما بیاید و از او مرده شويی را یاد بگیرد. پسر لیسانس حسابداری دارد و سه سال است که نتوانسته است کاری پیدا کند. پرده سوم در عالم برزخ می گذرد که تمامی شخصیت های نمایش جملگی مرده اند و در انتظار روز جزا هستند. در این پرده تمامی رازهای ثروت باد آورده آقاجون و ارتباطات نامشروع او و دیگران بر ملا می شوند. در حقیقت در عالم برزخ آقا جون شب نشینی با شکوهی را برگزار می کند. استفاده از دنیای دیگر برای نتیجه گیری اعمال خلاف در دنیای زمینی دغدغه ای است که در نمایش و فیلم های ایرانی به آن زیاد پرداخته اند.
فیلم های شب نشینی درجهنم و مردی که زیاد می دانست از نمونه های مشهور آن در ایران هستند. که براثر یک اتفاق قهرمان داستان با یک ماجرای فراواقعی روبرو می شود و همین ماجرا سبب عبرت قهرمان داستان می شود و زمانی که به دنیا برمی گردد، تغییر رویه می دهد. در این نمایش حسین فرخی از این ایده استفاده می کند ولی به نتیجه ای مشابه مثال های بالا نمی رسد. آدمای نمایش آنقدر غرق در فساد و خود خواهی شده اند که حتی در عالم برزخ به کبر وغرور خود ادامه می دهند. انتقاد تند از برنامه های سرگرم کننده تلویزیون و روش های نا مناسب ثروت اندوزی و ریا کاری و سوء استفاده از ارزشهای معنوی جامعه، نمایش را در میان انتقادات ژورنالیستی و اجتماعی سرگردان نگه می دارد. اما با این احوال آینه ای است در برابر مخاطب امروزی که خود را در آن بنگرد.
بازی ها در فضای واقعگرایانه نمایش خوب ارائه می شود، ولی انتقال آن به فضای فراواقعگرایانه و گروتسک ( مضحکه عجیب وغریب و ترسناک) به خوبی انجام نمی شود و شکل لازمه را به خود نمی گیرد، ولی موقعیت پیشنهادی نمایش و روند طی داستان نمایش تازه ست. در این نمایش ناصر عرفانیان در نقش (آقاجون)، مجید جعفری در نقش های (عمو- |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||