|
روايت امروزی نمايش مکبث | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نمايش "مکبث" بر گرفته از نمايشنامه ويليام شکسپير به روايت امروزی به کارگردانی حسين فرخی و با بازی اصغر همت و افسانه ماهيان درتيرماه ۱۳۸۳در مجموعه تئاتر شهر در تالارنوبر روی صحنه رفت. مکبث سردار دلير سرزمين اسکاتلند به همراه بانکو سردار ديگر ارتش پادشاه دانکن، پس از سرکوب مک دانوالد حاکم شورشی کادور در راه بازگشت به پايتخت با سه عجوزه که آينده آنان را پيشگويی می کنند، روبرو می شوند. بنا بر پيشگويی آنها، مکبث قرار است حاکم گلاميس و بعد حاکم کادور و در انتها شاه سرزمين اسکاتلند شود. و بانکو در می يابد که او را پادشاهی نيست ولی فرزندان او به شاهی سرزمين اسکاتلند خواهند رسيد. عجوزه ها ازنظر پنهان می شوند ولی پيک هايی از جانب دانکن پادشاه نيک سيرت اسکاتلند خبر حکومت کادور را به مکبث می رساند و او اميدوار در رويای پادشاهی سرزمين اسکاتلند فرو می رود. رويای پادشاهی سرزمين اسکاتلند به همراه وسوسه های ليدی مکبث، او را وادار می کند که دانکن نيک سيرت راکه به عنوان ميهمان در قصر او به سر می برد را به قتل می رساند. اين طمع وجاه طلبی نيز در ادامه سبب قتل بانکو همراه دليرش در جنگ با حاکم شورشی کادور می شود.
او غرق در جاه طلبی سلطنت خويش به دست مکداف فرماندار فايف از پا در می آيد. هرچند ساحره ها به او گفته بودند به دست کسی که از مادر زاده شده است، کشته نخواهد شد. ولی مکداف پيش از تولد از بطن مادر بيرون آورده شده بود. چند تفاوت بين تراژدی مکبث و ديگر تراژدی های شکسپير قابل مشاهده است: آنچه از تراژدی مکبث نتيجه گيری می شود، اينست : قهرمان داستان با اراده ی شريرانه و از روی آگاهی برای رسيدن به قدرت، هرروشی را مجاز می شمارد. در اجرای مکبث که توسط حسين فرخی تنظيم و کارگردانی شده است؛ ماجرا در آپارتمان امروزی اتفاق می افتد ـ و تمام ماجرا توسط يک زن و شوهر که تصاوير نصب شده از آن دو بر ديوار نشانگر بازيگر بودن آنهاست، در جلد مکبث و ليدی مکبث بازگو می شود.
در اين بازگويی، راديويی و تلويزيونی لامپی که بخش هايی از فيلم مکبث را نشان می دهد به همراه عروسک های تزئينی که صحنه مهمانی در قصر مکبث را بازسازی می کنند، در روند نمايش مکبث موثرند. تمامی اين ماجرا از ذهن مرد می گذرد که بعد از يک بحث با زن در پيش صحنه ای قبل از آغاز نمايش و خودداری ازخواسته او اتفاق می افتد. او در پس صحنه ای در گفت و گويی ديگر به طور قاطع در مقابل وسوسه های زن می ايستد. چيدمان صحنه دراين اجرا از نکات قابل توجه آن است که کمک شايانی در پيشبرد خط داستانی با حداقل بازيگران می کند. انتخاب راديو لامپی که بخش گفتار درونی شخصيت ها را به عهده داشت و تلويزيون که نمايش قسمتهايی از فيلم مکبث را به نمايش می گذاشت ، از ان جمله بود. ضمن آنکه پرش زمانی داستان را از گذشته به حال به خوبی القا می کرد. استفاده از نمادهايی مانند تکه تکه کردن جگری برای شام توسط ليدی مکبث حين وسوسه مکبث به ارتکاب جنايت و شستن دست به خون آلوده اش زير شير دستشويی که از آن به جای آب خون جاری است، گويای آن است که داغ گناه و عذاب وجدان با گذشت زمان پاک نمی شود. اجرای صحنه ای اين نمايش با برش های سينمايی از ويژگی های اين نمايش است ولی ضرباهنگ تند آن اگرچه ممکن است از خستگی تماشاگر جلوگيری کند ولی سبب می شود که بازيگران با وجود دارا بودن استانداردهای حرفه ای بازيگری به اندازه کافی فرصت نزديک شدن به عمق شخصيت های بازی رابرای تأثيرگذاری بر تماشا گران را پيدا نکنند. اگر چنين نبود، جذابيت نمايشی بازی کلاسيک بازيگران در فضای امروزی بيشتر نمود می کرد. اين فاصله گذاری اگرچه ابتکاری است تا تأثير گفته بازيگر زن مبنی بر احساس ليدی مکبث بودن را به عنوان هشدارالقا کند ولی تنهان مايش را از سطح فلسفی خود در حد ژورناليستی پائين می آورد. اما اجرای مکبث به اين شکل گام خوبی است برای استفاده از آثار جاويدان نمايشی جهان به شکل موجز و امروزی کردن مسائل بشری که در تقويت ارتباط مخاطب می تواند موثر باشد . |
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||