|
نخستين سمپوزيم مجسمه سازی چوب ايران | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نخستين سمپوزيم مجسمه سازی چوب ايران که از ۲۵ شهريور در پارک جمشيديه آغاز شده بود، روز اول مهر با ساخت هفت مجسمه و بدون انتخاب مجسمه برتر به کار خود پايان داد. عنوان اين سمپوزيم چوب و احساس بود و طی آن جمشيد مراديان، کامران و کامبيز شريف، ناصر هوشمند وزيری، محمدحسين عماد، حميدرضا حکيمی و منصور طبيب زاده، هفت مجسمه ساز ايرانی به مدت هفت روز بر قطعه چوب های استوانه ای شکلی به ابعاد ۵/۱ در ۶/۰ متر کار کردند. در جريان فعاليت اين هنرمندان، مردمی که برای گردش به پارک جمشيديه آمده بودند، از نزديک با فرآيند توليد اين آثار هنری آشنا شدند. دانشجويان سال آخر مجسمه سازی دانشگاه های تهران و فارغ التحصيلان اين رشته، با انتشار فراخوانی در نشريات هنری به عنوان دستيار اين هنرمندان در سمپوزيم شرکت کردند. عکاسان تهرانی هم از جريان ساخت مجسمه ها عکس گرفتند تا آنها را در نمايشگاهی به نمايش در آورند. اين سمپوزيم که به همت سازمان زيباسازی شهرداری تهران برگزار شد، در حالی پايان يافت که مجسمه ای به عنوان اثر برتر انتخاب نشد و جايزه ای نيز به هنرمندان تعلق نگرفت و هنرمندان آثار را به آتليه های خود انتقال دادند. با وجود اين هنرمندان شرکت کننده در سمپوزيم راضی به نظر می رسيدند و از اينکه نخستين قدم ها برای معرفی هنر مجسمه سازی به مردم برداشته شده، خوشحال بودند. جمشيد مراديان، مجسمه سازی که به تازگی پس از شرکت در سمپوزيم مجسمه سازی ايتاليا به ايران بازگشته، می گويد: "بارها تا آخرين مرحله برگزاری سمپوزيم مجسمه سازی پيش رفتيم اما هربار چيزی مانع شد. اينبار با همکاری مسئولان شهرداری تهران، هفت مجسمه ساز در ميان مردم کار کردند و مردم از نزديک با روند توليد يک اثر هنری آشنا شدند، توانستند هنرمند را از نزديک ببينند و با او رابطه برقرار کنند. علاوه بر اين بعد از مدت ها بی توجهی نسبت به رشته مجسمه سازی، بالاخره مسئولان به اين نتيجه رسيدند که شهر بی مجسمه و بی هنر، با کلان شهرهای دنيا فاصله زيادی خواهد داشت". 'حضور پنهان' وی در پاسخ به اين سوال که چرا هيچ زن مجسمه سازی در اين سمپوزيم حضور ندارد و مجسمه برتر هم انتخاب نمی شود، می گويد: "اين سمپوزيوم برای اولين بار است که در ايران تدارک ديده شده، سازمان زيباسازی با وجود حمايت های بسيار نتوانست شرايط انتخاب اثر برتر و اهدای جايزه را فراهم آورد. به همين دليل از هفت مجسمه سازی که در اين حوزه تجربه داشتند و با در نظر گرفتن شرايط حاضر شدند در سمپوزيم شرکت کنند، دعوت به عمل آمد. اما اين مسئله به معنای حذف زنان نيست. بيش از ۴۰ دانشجوی مجسمه سازی به عنوان دستيار هنرمندان در اين سمپوزيم شرکت کرده اند که حدود ۹۰ درصدشان را خانم ها تشکيل می دادند".
مراديان از ميان چوبی که در اختيار داشت، اثری ساخته متشکل از خطوط منحنی به هم پيوسته. اين مجسمه بدون عنوان است. او در برابر مخاطبی که نام اثر را می پرسد، می گويد: "اين سوال سخت را من از شما می پرسم. اصلا چرا برای مجسمه ها اسم بگذاريم؟" او عقيده دارد مخاطب نبايد از سرگردانی ناشی از بی عنوانی يک اثر هنری بترسد: "درگيری هميشگی من با حيوانات ناشناخته اسطوره ای است. برای آنها نام نمی گذارم چون نمی خواهم اثرم تک صدايی باشد. دوست دارم بيننده خودش فکر کند و به نتيجه برسد. زمانی که اثری تک صدايی خلق شود، يعنی ديگر کسی فکر نمی کند". اما حميدرضا حکيمی که در کنار مراديان به کار مشغول است، عنوانی عجيب برای اثرش انتخاب کرده است: "حضور پنهان". او که تمايلی به شرح اثرش ندارد، می گويد: "اگر شکل کار و عنوان آن را با هم مقايسه کنيد، می بينيد کاملا به هم نزديکند". مجسمه ای که او از ميان تنه درخت بيرون آورده، شبيه پيراهنی زنانه است. حکيمی که از ۱۲ سال پيش تا کنون به ساخت مجسمه مشغول است، می گويد:"هر لباس گواهی حضور صاحب آن است. اما کسی در ميان اين پيراهن ديده نمی شود. به همين دليل نامش را گذاشتم حضور پنهان". با اين حال پرسش های مردم و نظر آنها درباره حضور پنهان، تغييراتی را در شکل اجرای آن پديد آورده است: "از اينکه می بينم مردم پرسش دارند، خوشحالم. در اين سمپوزيم فهميدم اگر مردم در برابر يک رويداد هنری قرار گيرند، به سرعت واکنش نشان می دهند، رفتارشان تغيير می کند و با هنرمند هم آوا می شوند". حکيمی اميدوار است اين برنامه ادامه يابد: "اگر در قالب يک برنامه ريزی مدون شرايط تکرار چنين برنامه هايی فراهم آيد، معلوم می شود شهرداری در حال انجام کاری اصولی در حوزه هنر شهری است، در غير اينصورت می فهميم که اين سمپوزيم هم يک اتفاق بود". 'اسطوره ها' کامبيز شريف که همراه با برادرش جوانترين هنرمندان اين سمپوزيم هستند، در حال ساخت دو حجم مدور است که با دو تسمه چوبی به هم متصلند. اين اثر "من و دوستم" نام دارد. او درباره کارش می گويد: "سه سال است که روی محورهای گرد کار می کنم. دورانی که در اين شکل هندسی وجود دارد، انرژی و گرمای خاصی ايجاد می کند". شريف که در سومين دوسالانه مجسمه سازی کشور به عنوان نفر اول برگزيده شده، به انسجام و يک صدايی هنرمندان اعتقاد دارد: "بايد باور کنيم در جامعه ای زندگی می کنيم که هنر به ويژه رشته مجسمه سازی در آن آسيب های بسياری ديده است. هنرمندان بايد اختلافات را کنار بگذارند، از خود فروتنی نشان بدهند تا بازمانده های هنر را به مردم نشان بدهند و هنر را به آنها نزديک کنند". کامران شريف که کم حرف تر از برادرش به نظر می رسد و سخت مشغول کار است، دربار اثری که از چوب تراشيده می گويد: "يک علامت سوال را گذاشته ام ميان دو ديوار". او که اين سال ها بر موضوع دوستی و محبت تمرکز کرده، تنها به ذکر اين نکات بسنده می کند: "کارهايم دنباله رو همان موضوع است، اما درونگراتر شده اند. درباره سمپوزيم هم بايد بگويم در دورهای بعد البته اگر سمپوزيم ديگری در ميان باشد، بيش از اين بايد به کيفيت توجه شود".
ناصر هوشمند وزيری، مسن ترين هنرمند شرکت کننده در سمپوزيم است. او در حالی مجسمه ای با عنوان لوتوس را برای اين سمپوزيم می سازد که چند قدم دورتر ۴۵ مجسمه از آثار او در گوشه و کنار پارک جمشيديه نصب شده اند. او از اينکه در کنار دانشجويانش کار می کند، خوشحال است: "سه نسل مجسمه ساز همديگر را پذيرفته اند و زير يک سقف کار می کنند. به عقيده من بهترين دستآورد اين سمپوزيم همين است". او درباره اثرش می گويد: "«عاشق اسطوره ها و هنر قديم ايرانم به همين دليل مايه لوتوس را که به زندگی و آفتاب اشاره دارد را انتخاب و آن را با چرخ چاه آميختم. حجمی که بر هريک از وجوه آن فرمی از لوتوس ديده می شود، به صورت متحرک در ميانه دو ديوار چوبی نصب می شود. بيننده می تواند با چرخاندن اثر، شکل های متفاوتی از گل نيلوفر آبی را تماشا کند". دهکده مجسمه آرزوی او ساخت دهکده مجسمه است: "اين برنامه ها می تواند سرآغازی باشد برای برنامه ريزی و ساخت يک دهکده مجسمه. زيرا معتقدم هنرمند است که به جامعه خط می دهد و اثر او بر همه مردم تاثير می گذارد. برای بالا بردن فرهنگ يک جامعه به هنرمندان نياز است پس بايد فضاهای بيشماری برای نمايش آثار آنها فراهم آيد". منصور طبيب زاده نيز برای ساخت اثرش، نگاهی دارد به تاريخ هنری ايران. او يکی از اشياء مفرغين لرستان را دستمايه خلق اثرش قرار داده است: "با نگاه به اين موتيف به طرح جديدی رسيدم که خصلت ايرانی دارد اما تقليدی نيست و دارای تشخص است". از نگاه او هنرمندان، اين سمپوزيم را از دو وجه دنبال کردند: "وجه نخست نگاه مخاطب عام و محک زدن ذائقه مردم بود. وجه ديگر وجه تخصصی کار است که مخاطب خاص می طلبد. معتقدم در هر دو زمينه موفق بوديم. مردم در برخورد با يک اثر هنری هيجان زده می شوند و می خواهند اطلاعات بيشتری بگيرند. هيجان به قدری است که درباره مجسمه ساز شدن و شرکت در کلاس ها می پرسند. به عقيده من اينها نشانه هايی قابل توجه و مثبت است". محمد حسين عماد، که عضو هيات مديره انجمن مجسمه سازان ايران است، در اين سمپوزيم، مجسمه سازی و موسيقی را پيوند داده است: "در موسيقی صدا و سکوت در برابر هم هستند و در مجسمه سازی پر و خالی در حجم. کار را طوری طراحی کرده ام که ضربه به قسمت های مختلف آن اصوات گوناگونی توليد می کند. اين اثر برای نمايش به صورت معلق در می آيد و مردم می توانند آن را لمس کنند". به نظر او رابطه ای که در جريان سمپوزيم ميان مردم و هنرمندان برقرار شد، غيرقابل تصور بود: "بايد شرايطی فراهم آيد که مردم اين رابطه را فراموش نکنند. برای فراهم آوردن اين شرايط بايد کارها همه جانبه و بنيادی باشند. هنرمندان هم که جدا از هم فعاليتهای فردی و نمايشگاههای انفرادی برگزار میکنند، به يکديگر بپيوندند و فعاليتهای گروهی بيشتری داشته باشند". نخستين سمپوزيم مجسمه سازی چوب ايران در حالی به کار خود پايان داد که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران در حال تدارک يک سمپوزيم جهانی در اسفند ماه سال جاری است و فراخوان اين سمپوزيم همزمان با ساخت مجسمه های چوبی در جمشيديه اعلام شد. |
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||