|
مروری بر سينمای ايران در بهار ۱۳۸۵ | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
به روال معمول آغاز سال و برخاستن از رخوت کشدار بهاره و کنده شدن از تعطيلات طولانی نوروزی، گردش چرخهای سينمای ايران نيز از ميانه فصل و آن هم به کندی آغاز شد. با اين همه، اين سينما از نيمه دوم بهار فصل پرماجرايی را گذراند. فصلی که در آن، سياستهای فرهنگی دولت جديد خود را نمايان ساخت و تفاوت آن با دوره پيشين نمودار شد. فصل بازماندن سينمای ايران از گردونه جهانی کن، فصل ماجراهای دور و دراز و بی پايان خانه سينما، آغاز جام جهانی فوتبال، و موعد ديدار سينماگران با آيت الله خامنه ای. به نظر می رسد سال ۸۵ ، سال محسوس شدن سياستهای دولت جديد باشد. محدوده های تعريف شده فيلمسازی آشکارا سختگيرانه تر شده و تفاوت شکلی و مضمونی آثار حاصل آمده، نسبت به دوره قبل هويداست. اکران بهاره بهار ۱۳۸۵ با اکران نوروزی آثاری چون هوو عليرضا داودنژاد، زير درخت هلو ايرج طهماسب و يک تکه نان کمال تبريزی آغاز شد، در حالی که نمايش چهارشنبه سوری اصغر فرهادی و چپ دست آرش معيريان که از اواخر سال قبل بر پرده بود، ادامه می يافت. چندی بعد نمايش فيلم ازدواج به سبک ايرانی حسن فتحی و مربای شيرين مرضيه برومند که از اکران نوروزی بازمانده بودند، آغاز شد و در پی آن آثاری چون آتش بس تهمينه ميلانی، چند می گيری گريه کنی شاهد احمدلو، باغهای کندلوس ايرج کريمی و به آهستگی مازيار ميری بر پرده رفت و اواخر فصل هم شغال اصغر نصيری، انتخاب تورج منصوری و سوغات فرنگ کامران قدکچيان به سينماهای ايران آمد. به نظر می رسد که فلش شاخصهای اقتصادی سينمای ايران که طی سالهای اخير همواره سير نزولی حيرت آوری داشته است، در بهار ۸۵ با رسيدن به نقطه عطف حد پايين تغيير جهت داده و به سمت بالا تمايل پيدا کرده است. هرچند آمارهای متعدد بازار سينمای ايران چندان قابل اتکا نيست، اما براساس همين آمار، دست کم فروش آثار نسبت به بهار گذشته، رشد قابل اعتنايی داشته است، و در جوار آن به نظر می رسد آمار استقبال تماشاگران نيز با رشد محسوسی روبرو بوده است. در صدر فروش بهاره امسال، آتش بس تهمينه ميلانی قرار گرفته که تا پايان فصل از ۶۰۰ ميليون تومان در تهران فراتر رفته است. تبليغات مناسب و مؤثر و استفاده از ستارگان روز سينمای ايران از عوامل موفقيت اين فيلم به حساب می آيد.
در پی اين فيلم چهارشنبه سوری اصغر فرهادی و زير درخت هلو ايرج طهماسب با نزديک شدن به مرز فروش ۵۰۰ ميليون تومان در تهران پرونده خود را بستند. ازدواج به سبک ايرانی حسن فتحی نيز با ۴۰۰ ميليون تومان فروش در تهران از ديگر آثار موفق اکران بهاره بود. ساير آثار نيز اغلب از فروش مقبول تری در قياس با بهار گذشته برخوردار شدند. در اين ميان دو اثر متفاوت باغهای کندلوس ايرج کريمی و به آهستگی مازيار ميری نيز بر پرده رفتند که با وجود ماهيت نخبه گرای اين آثار، فقدان جذابيتهای ظاهری عامه پسند، نمايش محدود و حتی دست اندازهای اکران که اعتراضهای مکرر سازندگان را نيز برانگيخت، فروش نسبتاً مطلوبی را در تهران تجربه کردند. از طرفی، اکران همزمان اين دو اثر متفاوت و همگرايی سازندگان آنها موجب پيشنهاد جالب توجهی مبنی بر شکل گيری گروهی برای ساخت آثار هنری ولی ارزان شد؛ که با توجه به بار فرهنگی و اعتباری اين گونه آثار، به احتمال زياد با استقبال و همراهی بسياری از هنرمندان شاخه های مختلف سينمای ايران نيز روبرو خواهد شد؛ اگر اين رای تنها به فضای گرم زمان اکران محدود نشود و در ادامه نيز پيگيری شود. جشنواره های بهاره هرچند انفعال فصل بهار موجب عدم برپايی جشنواره های جدی سينمايی در داخل کشور بود، اما برخی از مهمترين رويدادهای سينمايی جهان در اين فصل شکل گرفت. جشنواره کن فرانسه، از معتبرترين جشنواره های سينمايی جهان، از ۲۷ ارديبهشت تا ۷ خرداد ماه، بدون حضور اثری از سينمای ايران برپا شد تا زنگ خطری باشد برای از سکه افتادن ترفندهای جشنواره پسند سينمای ايران. تا کنون، بزرگترين دستاورد ايران از اين جشنواره، کسب نخل طلای کن به خاطر فيلم طعم گيلاس عباس کيارستمی بوده است. به جز اين بادکنک سفيد جعفر پناهی و زمانی برای مستی اسبها بهمن قبادی موفق به دريافت جايزه اول بخش دوربين طلايی جشنواره شده بودند. سال گذشته نيز در حالی يک شب نيکی کريمی و جزيره آهنی محمد رسول اف در بخشهای جنبی حضور داشتند که عباس کيارستمی به عنوان رييس هیأت داوران بخش دوربين طلايی جشنواره انتخاب شده بود.
به نظر می رسد که ديگر فرمول آماتوريسم تکراری جشنواره پسند به همراه نمايش بدويت کاذب اقوام ايرانی، جاذبه ای برای جشنواره های معتبر جهانی ندارد. از رونق افتادن موفقيتهای بين المللی سينمای ايران، شايد زنگ خطری را برای سينمای هنری کشور به صدا درآورد و فيلمسازان و مديران فرهنگی را به صرافت تجديد نظر و کاوش در راههای جديد و خلاق برای اين سينما بيندازد. از دستاوردهای بين المللی بهار ۱۳۸۵ می توان به کسب جايزه بهترين فيلم از نگاه تماشاگران، برای شاعر زباله ها اثر محمد احمدی از جشنواره ميلان و دريافت جايزه نگاه طلايی جشنواره فرايبورگ سوييس برای به آهستگی مازيار ميری اشاره کرد. بازسازی سينما آزادی بعد از کش و قوسهای فراوان و بحثها و جلسات دامنه دار، عاقبت پس از نه سال، در چهارم ارديبهشت ۱۳۸۵ کلنگ بازسازی سينما آزادی بر زمين زده شد. 9 سال پيش، در فروردين ماه ۱۳۷۶، سينماهای آزادی و شهر قصه، که پرطرفدارترين سينماهای ايران محسوب می شدند، دچار حريق شدند و به کلی از بين رفتند. از آن زمان بارها بازسازی اين سينماها در برنامه قرار گرفته و هربار به دلايلی به تعويق افتاده است. در نهايت به همت شهرداری تهران و با مشارکت حوزه هنری ـ صاحب اصلی سينما آزادی ـ کلنگ احداث مجموعه جديد آزادی در چهار ارديبهشت ماه بر زمين زده شد و قرار است که در مدت دو سال به بهره برداری برسد. با توجه به کهنه بودن ساختمان و تجهيزات و عدم باز سازی اغلب سينماهای ايران پس از انقلاب، کمبود مکانهای نمايشی نسبت به توليد محسوس بوده و نمايش فيلم را با مشکل روبرو کرده؛ چنان که اين مورد همواره محل اعتراض فيلمسازان نسبت به پخش آثارشان قرار گرفته است. هر چند به رغم کمبود تالارهای سينما، در اين سالها کمتر از ۱۰% ظرفيت سينماهای موجود مورد بهره برداری قرار گرفته است و در واقع برای باقی آن اساساً مشتری نبوده است. جام جهانی و آفسايد يکی ديگر از وقايعی که نه فقط سينما، بلکه سراسر فضای ايران و جهان را تحت تأثير قرار داد، جام جهانی فوتبال بود که از اواسط خرداد در آلمان آغاز شد. بسياری از برنامه های تلويزيونی و فعاليتهای رسانه ها طی اين دوره به سمت فوتبال سوق پيدا کرده و مستقيم و غيرمستقيم از آن تأثير گرفته است. ساده ترين تأثير اين رويداد افت محسوس استقبال تماشاگران از سينما، به ويژه به هنگام بازيهای مهم جام جهانی بود؛ اغلب سئانسهای پرطرفدار سينماها با بازيهای جذاب و حساس جام جهانی همزمان می شد و به خانه نشينی مردم و نشستن آنها پای تلويزيونها می انجاميد. اما فيلم پر سروصدای آفسايد ساخته جعفر پناهی که قرار بود همزمان با جام جهانی اکران شود، باز هم در مواجهه با موانع مميزی از نمايش باز ماند. اين فيلم به ممانعت از حضور زنان و دختران در استاديومهای ورزشی و تماشای فوتبال می پردازد. شايد پس از اعلام محمود احمدی نژاد از برداشتن مانع برای حضور زنان در ورزشگاهها، آرزوی پناهی برای اکران اين فيلم در ايران می رفت که رنگ واقعی به خود بگيرد، ولی در پی مخالفت قاطع و پرهياهوی برخی جناحهای حاکميت و مسکوت ماندن متعاقب اين قضيه، ديگر اکران آفسايد همزمان با جام جهانی می بايست خوش بينانه تلقی شود. با اين همه پناهی بارها علاقه وافر خود را از اکران اين فيلم و مشارکت مردم ايران در تماشای آن ابراز کرده بود. فيلم پناهی در اواخر سال گذشته با کسب خرس نقره ای جشنواره برلين، مهمترين دستاورد بين المللی سينمای ايران در سال ۱۳۸۴ را به ارمغان آورده بود. ماجراهای دور و دراز خانه سينما ماجراها و معضلات خانه سينما، تشکيلات صنفی و به ظاهر غير دولتی صنوف سينمای ايران، ادامه دارد. اين نهاد که شايد فرصت بزرگی را در طول دوران خاتمی از کف داد تا خود را ارتقا دهد و با کسب استقلال واقعی به توسعه سينمای ايران کمک کند، بار ديگر در ايام اخير با بروز مشکلات تازه با بحران نوپای ديگری روبرو شده است. اختلافاتی که از مدتی قبل، تا حدی به طور پوشيده، در بافت نهادهای مختلف اين تشکيلات پا گرفته بود، در پی مشکلاتی که در بازار جشنواره کن برای چتر سينمای ايران ايجاد شد، بروز عينی پيدا کرد. در نهايت اين اختلافات منجر به کنار رفتن سيد ضيا هاشمی، مديرعامل خانه سينما و سپس استعفای برخی اعضا و بازرس هيئت مديره شد. در پی آن جلسه ای برای انتخاب مديرعامل جديد گذاشته شد و حبيب الله کاسه ساز به اين سمت برگزيده شد.
اما محمدرضا جعفری جلوه، معاون سينمايی وزارت ارشاد، با اشاره به استعفای برخی اعضای هيئت مديره، در قانونی بودن مصوبات اين هيئت، از جمله انتخاب کاسه ساز ترديد کرد. در برابر کاسه ساز نيز در نامه ای، معاونت سينمايی دولت را چنان صاحب حق و اختيار دانست که حضور خود در مقام جديد را منوط به هماهنگی و موافقت تام مقام دولتی کرد. «... مهمترين موضوع، حمايت معنوی و مادی دولت جمهوری اسلامی و معاونت محترم سينمايی در هر دوره است که ضامن بقای خانه سينما و اعتلاء انديشه هنر دينی سينماست. اينجانب علیرغم احترام به تمام اعضا محترم هيئت مديره خانه سينما و محبت ايشان و اعتماد به اين حقير، لازم میدانم تا قبل از هموار کردن مسير درست و روشن و هم دل کردن خانه سينما با اهداف سينمايی کشور و مديريت کلان آن هيچ اقدام و برنامهايی را اعلام نکنم تا با رهنمودهای مدبرانه معاونت محترم امور سينمايی کشور به نوعی همگرايی در سينما برسيم ... » در نهايت، غائله با پادرميانی معاون سينمايی و تشکيل جلسه ای ميان اعضای باقی و مستعفی خانه سينما با محمدرضا جعفری جلوه به ظاهر خاتمه يافت و قرار شد با برگزاری مجمع عمومی، هيئت مديره جديد انتخاب شود. اکنون سالهاست که تنشها و ماجراهای خانه سينما ادامه دارد و در اين ميانه اغلب هيئتهای مديره و مديران عامل موفق نشده اند عمر قانونی خود را تا پايان ادامه دهند. هرچند همواره با پادرميانی مسئولان دولتی، جنجالها فروکش کرده است، اما به نظر می رسد که ريشه اغلب معضلات اين تشکيلات در همان وابستگی روزافزون به دولت است. ديدار با رهبر از مهمترين رويدادهای بهار، ديدار جمعی از سينماگران ايران با آيت الله خامنه ای بود. در اين ديدار بسياری از فيلمسازان نسلهای مختلف سينمای ايران، از جمله محمدرضا اصلانی، تهمينه ميلانی، کمال تبريزی، جمال شورجه، مجيد مجيدی، ابراهيم حاتمی کيا، جواد شمقدری، رسول صدرعاملی، فريدون جيرانی، ايرج کريمی، کيانوش عياری ... حضور داشتند. در برابر غيبت تنی چند از مشاهير سينمای ايران، از جمله عباس کيارستمی، بهرام بيضايی، داريوش مهرجويی، مسعود کيميايی، ناصر تقوايی، رخشان بنی اعتماد، بهمن قبادی، جعفر پناهی، کامبوزيا پرتوی ... در اين نشست محسوس بود. ويژگی بارز اين ديدار و تفاوت آشکار آن با جلسات مشابه پيشين، بيان برخی انتقادات به طور مستقيم با رهبر ايران و در حضور دوربينهای تلويزيون بود. هرچند ظاهراً به جز دوربينهای تلويزيون ايران و يکی دو نفر از عکاسان، خبرنگاری از هيچ نشريه و خبرگزاری و رسانه داخلی و خارجی به اين جلسه دعوت نشده بود. با وجود لحن تقريباً ملايم انتقادات، گاه برخی گلايه ها با صراحت محسوسی همراه بود. از طرفی، جهت برخی انتقادات چنان بود که به نفی بنيانهای سينمای ايران و بی مايه و ناچيز جلوه دادن دستاوردهای آن منجر می شد. چنان که حتی اعتراض ساير سينماگران حاضر را بر می انگيخت. چنين نشستی می تواند از زوايای مختلف تأثير عميق يا سطحی داشته باشد. می شود همچون رويدادی گذرا جلوه ای کند و برای مدتی بر صدر عناوين خبری سينمای ايران بنشيند، شايد هم بشود با فضای اعتمادی که ايجاد شده، تأثيرات دامنه داری هم داشته باشد. انتظار می رود با اين مواجهه مستقيم و گفتگوهای صريح در بالاترين سطح، دست کم ديوارهای کاذب سوءتفاهم در لايه های پايين تر برچيده شود، دغدغه های نا امنی کنار رود، و الحان پرخاشگرانه رنگ ديگری بگيرد. |
مطالب مرتبط گذری بر سينمای ايران در سال ۱۳۸۴20 مارس، 2006 | فرهنگ و هنر 'به نام پدر' حاتمی کيا برنده پنج سيمرغ بلورين شد28 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر جايزه هنری لانگلوا برای عباس کيارستمی24 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر بيست و چهارمين جشنواره فيلم فجر گشايش يافت20 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر مميزی فيلم در ايران: گفتگو با جعفر پناهی03 فوريه، 2006 | فرهنگ و هنر مميزی فيلم در ايران: گفتگو با محمد رسول اف13 فوريه، 2006 | فرهنگ و هنر مميزی فيلم در ايران: گفتگو با فيلمسازان ايرانی 06 فوريه، 2006 | فرهنگ و هنر کاوشی در پرونده غبار گرفته مميزی فيلم در ايران18 ژانويه، 2006 | فرهنگ و هنر | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||